همه نوشته‌های فرنگیس رحیق

Perceive

درک کردن، دریافتن، آگاه شدن

to come to an ​opinion about something, or have a ​belief about something

to ​see something or someone, or to ​notice something that is ​obvious

Example:

I perceived no difference in their attitude towards foreigners.

در نگرش آنها نسبت به خارجیان تغییری ندیدم.

آموزش در چهار گام: داستان شماره ۳ سطح مبتدی A1

بخش ۱: داستان

Sky, sky, sky.

Angela and Tom fly.

Angela and Tom fly in a jet.

Angela and Tom travel to Texas.

Angela and Tom hold a map.

Angela and Tom try to  spot Texas on the map.

Angela and Tom sing:

“Texas, Texas, Texas! No stops to Texas!”

بخش ۲: یادگیری لغات

برای دیدن معانی کلمه ها به همراه مثال و شنیدن تلفظ آنها روی کلمات در طول متن کلیک نمایید

Sky آسمان

Fly  پرواز کردن، با هواپیما سفر کردن، پریدن

Travel سفرکردن، مسافرت کردن،در حرکت بودن، راهی شدن

Hold با دست گرفتن، با دست نگهداشتن

Spot معلوم کردن، مسافت یابی کردن

Sing آواز خواندن، سرود خواندن

بخش ۳:ترجمه داستان

آسمان، آسمان، آسمان

آنجلا و تام پرواز می کنند

آنجلا و تام با یک جت پرواز می کنند

آنجلا و تام به تگزاس سفر می کنند

آنجلا و تام یک نقشه در دست دارند

آنجلا و تام سعی می کنند تگزاس را روی نقشه پیدا کنند

آنجلا و تام آواز می خوانند:

“تگزاس، تگزاس، تگزاس! بدون توقف به سمت تگزاس”

بخش ۴: نکات گرامری Grammar Point

مصدرها

ظاهر این لغات شکل فعل هست اما نقش اسم را بازی می کنند

مثال :

I like pizza    ( کلمه pizza اسم است)

I like to eat  (عبارت to eat مصدر است)

 I like to eat Pizza ( کلمه pizza مفعول و موضوع مصدر است) من پیتزا خوردن را دوست دارم. (من دوست دارم پیتزا بخورم) در این جمله to eat فعلی است که نقش اسم را بازی می کند .

ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

Infinitive

Infinitives:

Infinitives look like verbs, but they actually function as nouns.

Example:

  • I like pizza. (“pizza” is a noun)
  • I like to eat. (“to eat” is an infinitive)
  • I like to eat pizza. (“pizza” is the object of the infinitive)

مصدرها 

این لغات در ظاهر شکل فعل هستند اما نقش اسم را بازی می کنند

مثال :

I like pizza  ( کلمه pizza اسم است)

I like to eat ( عبارت to eat مصدر است)

 I like to eat Pizza  ( کلمه pizza مفعول و موضوع مصدر است) من پیتزا خوردن را دوست دارم. (من دوست دارم پیتزا بخورم) در این جمله to eat فعلی است که نقش اسم را بازی می کند .

Fly

Fly

پرواز کردن، با هواپیما سفر کردن، پریدن

When a ​bird, ​insect, or ​aircraft flies, it ​moves through the ​air:

to ​travel by ​aircraft, or to go ​somewhere or ​crosssomething in an ​aircraft

Example:

This airplane will fly to Tabriz

این هواپیما به تبریز پرواز خواهد کرد