۷ دلیل برای اینکه احتمال موفقیت افرادی که سفر می کنند بیشتر است

همه ما می خواهیم موفق باشیم و بعضی از ما موفق می شویم در حالیکه بقیه موفق نمی شوند. در این خصوص که چه چیزهایی راه موفقیت را می سازند بحثهای زیادی هست. شکی نیست که پشت کار، سخت کار کردن و با انگیزه بودن و روی کار تمرکز کردن موثر است. اما آیا موفقیت یعنی اینکه بدانیم چه زمانی وقت کنار کشیدن از کار و رفتن به تعطیلات است؟ شواهد زیادی هست که افرادی که مکرر به سفر می روند تمایل بیشتری برای موفق شدن دارند.چگونگی این مطلب را در زیر بیان می کنیم:

۱.ترس از مسائل نامعلوم از جاه طلبی ناشی می شود.

سفر کردن به شما کمک می کند تا در حال ساختن شخصیت خود به طور طبیعی توانایی هایی کسب کنید. دکتر بن میشلیز روانشناس بالینی و متخصص سلامت روحی می گوید:” مکرر سفر کردن شما را از منطقه آسایشتان خارج می کند و تجربه ها و دنیای جدیدی را به روی شما باز می کند. مواجه شدن با مسائل و داستانهای جدید به شما روشهای موثری برای مقابله با مسائل می آموزد که به شما کمک می کنند بتوانید ترس از مسائل نامعلوم را مدیریت کنید و دوام بیاورید.

وقتی به مسافرت می روید یاد می گیرید چالشها را بپذیرید و برای رویارویی با آنها کاری انجام دهید. همچنین راههای خلاقانه ای برای وفق دادن خودتان با تغییرات می آموزید و یاد می گیرید از چیزهایی که دارید عاقلانه استفاده کنید. همه این برخوردها همان اصل مهارتهای دستیابی به موفقیت در تجارت هستند و الهام بخش حس نوآوری و خلاقیت می باشند.

۲. چیز جدیدی را تجربه کردن می تواند افق دید شما را گسترده کند.

خیلی از ما هر روز سر همان میز در همان اداره می رویم و در همان شرکت کار می کنیم. راحت است. اما گاهی وقتی چیزهای آشنا را رها کنیم و چیزهای جدیدی ببینیم می توانیم خیلی یاد بگیریم و بیشتر فکر کنیم. شاید برایمان تصورهای تازه ای به جا گذارد.  پذیرفتن تغییرات میتواند در تمام مراحل زندگی به ما کمک کند.

۳. همیشه تصویر بزرگی از مسایل را خواهید دید.

وقتی زمانی نداریم که از کار دور بمانیم راحت تحت تاثیر فشارهای بدیهی هر روزه قرار می گیریم. یک کم دور ماندن از کار حتی اگر به اندازه فقط یک آخر هفته طولانی باشد می تواند از نظر روانی فاصله ای برای ما ایجاد کند که می توانیم راحت ببینیم مسائل واقعا چگونه هستند.

پرفسور جاش دیویس استادیار عصب شناس می گوید:” وقتی کمی فاصله می گیریم راحتتر می توانیم تصویر بزرگتری از موضوع را ببینیم بنابراین به جای اینکه فقط به آن چیزی که پیش رو داریم توجه کنیم روی آنچه می خواهیم تمرکز می کنیم و برای به دست آوردن آنچه که می خواهیم تمایل بیشتری به خطر کردن داریم. با اینکه خیلی خوب است که با رفتن به تعطیلات کاملا از کار دور شوید، پیشنهاد می کنم که گاهی ۱۵ دقیقه بنشینید و در مورد آن چیزهایی که واقعا در کارتان برایتان مهم هستند فکر کنید برای اینکه با ایجاد این فاصله از نظر روانی آمادگی خیلی بهتری برای دیدن آنها پیدا خواهید کرد.”

۴. به تعطیلات رفتن کلا وضعیت سلامتی شما را بهتر می کند.

انباشته شدن استرس خطر ابتلا به هر بیماری را در ما افزایش می دهد و بیماری و ضعف سلامتی بر روی توانایی ما در حفظ اهداف شغلی و شخصی مان تاثیر می گذارد.

جسی گیل یک پرستار عمومی می گوید:”تعطیلات می تواند میزان خشم را کم کند و میزان سوخت و ساز بدن را بالا ببرد. تعطیلات نه تنها تاثیر زیادی بر سلامت ما دارد بلکه قوه ابتکار را زیاد می کند، زمان را تازه و مثبت اندیشی را زیاد می کند و در کل بهره وری را افزایش می دهد.”

آن بیرون یک دنیای زیبا منتظر شما است تا آن را کشف کنید.

۵. ایجاد ارتباط اجتماعی به شما کمک می کند برای ایجاد احترام و تاثیرگذار بودن پایه ریزی کنید.

شارون شوایتزر داستانی از مدیر عامل یک شرکت مشاور تعریف می کند که برای یک مامویت چند ساله بزرگ به میانمار فرستاده می شود. طی سالهای ۱۶۹۲ تا ۲۰۱۱ ملت میانمار تحت نظام دیکتاتوری نظامی اداره می شدند. و شاید به این مدیرعامل توصیه شده بود که فرهنگ این کشور دستورالعملها را پیش روی مردم می گذارد. با این وجود او به سرعت فهمید که خلاف این مطلب درست است.

در طول زمان، این مدیرعامل در دولت و جوامع تجاری دایره مهم نامحدودی از ارتباطات بوجود آورد. در یک فرصت پس از ملاقات با یک صادر کننده شکر او را به تعدادی از افراد والا مقام در وزارتخانه کشور معرفی کرد.

این شبکه برای همه موجب موفقیت شد. این مدیرعامل مثالی است برای اینکه چطور می توانید ارتباطهای ارزشمندی را پایه گذاری کنید بدون اینکه به زرنگی و مرد رندی متوسل شوید، و بهتراست دیگر رشوه خواری و فساد را ذکر نکنیم.

همینطور مدیرعامل دیگری یک بار به شوایتزر گفته بود:” به احتمال زیاد لازم است در طول زمان در چندین سال قبل از اینکه چیزی امضاء شود، مهر شود یا به شما محول شود برای ایجاد روابط سرمایه گذاری کنید.”

۶. از پیش برنامه ریزی کردن تکمیل مناسب یک پروژه را تضمین می کند.

در مصاحبه شوایتزربا آقای یوکی اوچیای معاون کنسول ژاپن در هوستون او این مسله را که چرا عملا هیچ مخالفتی در هیئت رئیسه ژاپن وجود ندارد، اینگونه توضیح داد: از پیش برنامه ریزی کردن و ساختار آرای عمومی و یا مفهوم کلمه ژاپنی نماواشی. در اصل نماواشی عبارتی است که در باغداری و در مورد اهمیت هرس کردن و کاشت درختان در جهت جلوگیری از حالت شوک به کار می رود.

آقای اوچیای می گوید، وقتی این عبارت را در تجارت به کار ببریم نماواشی به معنی توضیح یک پروژه یا طرح  در یک سری جلسه با همکارانی است که در جلسه یا مذاکره نهایی شرکت خواهند داشت.

این کار فرصتی ایجاد می کند تا ریشه مشکل هر چالشی مشخص شود. و فقط بعد از آن می توان راجع به مشکلات بحث کرد، آنها را برطرف و حل کرد. و این کار راه را در خرید گروهی هموار می کند، همینطور در جلسه ها از اینکه افراد توی حرف هم بپرند، از اینکه یک نفر خیط شود و یا از مخالفتها جلوگیری می کند.

شوایتزر طی آخرین سفر به توکیو متوجه شد که تجار ژاپنی شبیه هم لباس می پوشند. کت و شلوارهای تیره، پیراهنهای سفید، کرواتهای روشن، کفشهای مشکی و کیفهای چرمی که روی شانه می اندازند. او می گوید آنها نمونه کلاسیکی از هماهنگی گروهی در ژاپن هستند.

۷. سفر کردن وسعت دید را بالاتر می برد.

جیسون ما، رئیس ارشد شرکت TreeEQ که به مدیران عامل و مدیران مشاوره موفقیت می دهند ،می گوید:” هر زمان از سفر بر می گردم احساس می کنم چیز جدیدی یاد گرفته ام و دانسته هایم و یا دیدم را در مورد اینکه دنیا واقعا چطور پیش می رود بالا برده ام. این دنیا برای فرصت دادن و یاد دادن عظیم است ، و برای دستیابی بزرگ نیست.”

او اینطور ادامه می دهد:” خانواده اولین اولویت من می باشد اما باید بگویم سفر، که در طی آن خودم با خودم تنها هستم، فضایی به من می دهد که تعمق کنم و کمی ذهنم را واضح کنم و تجدید قوا کنم. من متوجه شدم که این کار واقعا به روابط کمک می کند در صورتیکه ما آن را به عنوان فرصتی برای دلتنگ شدن برای هم ببینیم.”

نوشته آلی والانسکی

ترجمه: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

۷ عملی که آدمهایی با روحیه قوی به گونه ای متفاوت انجام می دهند

همه ما به طور ذاتی قوی نیستیم. برخی از ما احساس خشم یا نا امنی می کنیم که این مسئله به راحتی زرهی را که به تن داریم در هم می شکنند. پس چطور باید خودتان را قوی کنید تا بتوانید تا بیشترین حد ممن اعتماد به نفس کسب کنید؟ در اینجا هفت روشی که افراد قوی به آن عمل می کنند ذکر شده است!

۱- افراد قوی خودشان را کنترل می کنند.

دو نوع آدم در دنیا وجود دارد: آنهایی که به تقدیر اعتقاد دارند و آنهایی که اعتقاد دارند روی همه چی کنترل دارند. طبق گفته مجله Inc شما باید فرد نهایی باشید، نگرانی در مورد اتفاقهایی که برای شما می افتد را متوقف کنید و خودتان آنطور که می خواهید مسائل را برای خود بوجود آورید.

۲- افراد قوی انعطاف پذیر هستند.

زندگی همیشه آنطور که برنامه ریزی کرده ایم پیش نمی رود. پس بهتر است بتوانید زمانیکه لازم است تغییر موضع دهید. طبق گفته مجله فوربس (Forbes)، انعطاف پذیر بودن بدین معنی است که شما برای اتفاقهای غیر منتظره آماده هستید و زمانیکه چیزی ناگزیر تغییر می کند شما از هم نمی پاشید.

۳- افراد قوی از اشتباهاتشان درس می گیرند.

می توانید انتخاب کنید که یا به خاطر اشتباهاتتان از هم بپاشید یا از آنها ابزاری برای موفقیت بسازید. به شکستها مثل آموزش نگاه کنید و به اشتباههای خود اجازه ندهید تا معرف شخصیت شما باشند. طبق گفته مجله Inc به این لحظات مثل آموزشی نگاه کنید که باعث می شوند شما قوی شوید.

۴- افراد قوی اهداف مشخصی بوجود می آورند و سپس آنها را به دست می آورند.

گاهی ذهن شما به همه جا می رود و این به این خاطر است که شما مسیر مشخصی ندارید. دارید چه کار می کنید؟ چه زمانی می خواهید این کار را به نتیجه برسانید؟ در یک تحقیق در دانشگاه هاروارد به این نتیجه رسیدند دانشجویانی که هدف تعیین می کنند دو برابر بیشتر از آنهایی که هیچ هدفی ندارند تمایل به تحصیل دارند. پس هدف خود را بنویسید و سپس حاصل آن را برداشت کنید.

۵- افراد قوی به دنبال پذیرش از جانب خود هستند، نه دیگران.

اکثر ما دلمان می خواهد که مردم ما را دوست داشته باشند اما توانایی ما در دوست داشتنی بودن از درون ما نشات می گیرد. از قضا، تا زمانیکه شما نگران این باشید که آیا دیگران شما را دوست دارند یا نه اکثر مردم از شما خوششان نمی آید. طبق گفته مجله Inc، این دوست داشتنی بودن درونی قابل تحسین است و هر زمان که شما این نوع طرز فکر را بپذیرد روابط شما شادتر می شود.

۶- افراد قوی استرس خود را مهار می کنند.

آن چیزی را که به شما کمک می کند تا سطح استرس خود را کم کنید پیدا کنید. شاید نوشیدن چای باشد، شاید ورزش کردن و شاید فقط زمانی را تنها گوشه ای نشستن باشد. اما در تحقیقی در دانشگاه نیویورک دریافتند که استرس باعث می شود کنترل احساسات در آدمها سخت تر شود. دلتان می خواهد احتمال اینکه یکدفعه سر کار از گریه منفجر شوید را کم کنید؟ خودتان را از شر استرس خلاص کنید.

۷- افراد قوی چیزهای کوچک را نادیده می گیرند.

دلواپس مسائل کوچک بودن را متوقف کنید. طبق گفته مجله Inc توانایی ذهنی شما به یک اندازه محدودی است. پس خودتان را دچار فرسایش نکنید. با اینکه باید این مسئله را بپذیرید که شما روی زندگی خود کنترل دارید اما دچار وسواس در کنترل نشوید.

نوشته نیکل ویور

مترجم: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

سفر به مراکش

مراکش کشوری در آفریقای شمالی است که در خط ساحلی اقیانوس اطلس شمالی و دریای مدیترانه واقع شده است.

مراکش با داشتن کوههای مرتفع، بیابانهای گسترده، خط ساحلی ناهموار، و شهرهایی با محله های باستانی و کوچه های پیچ در پیچ متنوع ترین کشور در آفریقا می باشد.

images

مراکش اساسا از اعراب و بربرها یا ترکیبی از هر دو نژاد تشکیل شده است. شمار قابل ملاحضه ای از بربرها اساسا در مناطق کوهستانی کشور زندگی میکنند، پناهگاه وسیعی که در آنجا زبان و فرهنگ خودشان را حفظ کرده اند. بخشی از جمعیت مراکش پناهندگانی از اقوام اسپانیایی هستند که در قرن ۱۵ از سرزمینهای اشغالی ریکونکویستا (Reconquista) گریخته اند.

سیاست خارجی مراکش استقلال یافته اکثرا با همسایه های عرب خود متفاوت می باشد. منابع اصلی اقتصاد مراکشی ها صنعت کشاورزی، فسفات، توریست و نساجی می باشد.

Morocco-walls-carriage

از نظر غربی ها مراکش کشوری است که بلافاصله شما را برای همیشه مجذوب خود می کند. گرچه فقط به اندازه یکساعت قایق سواری تا اسپانیا فاصله دارد اما به خاطر فرهنگ اسلامی و به شدت سنتی، به نظر می رسد از اروپا خیلی دور است. در سرتاسر کشور برخلاف حاکمیت قوانین استعماری اسپانیایی و فرانسوی در طول سالها و وجود شهرهای مدرن و بین المللی مثل ربات و کازابلانکا، حال و هوای گذشته های خیلی دوررا همیشه در سطح کشور احساس می کنید. در شهر فز که احتمالا زیباترین شهر در بین همه شهرهای عربی است سبک زندگی جاری هنوز ریشه ای از زمان قرون وسطایی دارد ، زمانی که پادشاهی مراکش از سنگال به اسپانیای شمالی گسترش یافت و این در حالی است که هنوز در کوهستانهای اطلس و ریف امکان رسم نقشه قبیله ای جمعیت بربرها وجود دارد. اگر بخواهیم از تمام این توصیفها تابلویی ترسیم کنیم ظاهر کشور از سواحل مدیترانه گرفته، سرتاسر چهار خط کوهستانی تا صحرای شنی و پوشیده از خار و خاشاک و خالی از سکنه آن فوق العاده است.

morocco-desert

 

طبق سلیقه خود می توانید یکی از شهرهای زیر را برای گردش انتخاب کنید:

شهرهای مراکش:

ربات (Rabat): پایتخت مراکش، خیلی آرام و بی دردسر، نقاط چشمگیر آن منار و برج متعلق به قرن ۱۲ می باشد.

rabat-morocco

rabat

rabat-church

کازابلانکا  (Casablanca): این شهر مدرن در کنار دریا نقطه آغاز همه بازدیدکننده هایی می باشد که با هواپیما به این کشور می آیند. چنانچه وقت دارید هم شهر قدیمی و تاریخی و هم مسجد مدرن که سومین مسجد بزرگ دنیا می باشد ارزش دیدن در یک بعدازظهر را دارند.

Casablanca

casablanca-morocco-mosque

casablanca-morocco-beach

فز (Fez) : پایتخت قدیمی مراکش و یکی از قدیمی ترین و بزرگترین شهرهای قرون وسطایی در دنیا می باشد.

Fes-Morocco-46

شهر مراکش (Marrakech) : این شهر ترکیبی از مراکش قدیم و جدید است. برای حداقل دو روز پرسه زدن در بازارهای پیچ در پیچ و خرابه های شهر قدیمی برنامه ریزی کنید. میدان بزرگ دجیما الفنا (Djeema El Fna) در غروب را نیز از دست ندهید .

marrakech-square

la-sultana-marrakech

مکنس (Meknes) : شهری از گذشته که زنگ تفریحی برای خوشامدگویی به جمعیت توریستهایی است که از شهر همسایه فز می آیند. قبلا پایتخت شاهنشاهی بوده و دیوارهای گسترده خودش را حفظ کرده است. با این همه شهر قدیمی کوچکتری نسبت به فز به شمار می آید. تعدادی تاکستان نیز در اطراف مکنس وجود دارد.

Meknes-603190

اورزازات (Ouarzazate): پایتخت جنوب محسوب می شود، اورزازات نمونه فوق العاده ای برای جهانگردان است و شهری است که شرایط باستانی را در خود حفظ کرده است  و حس و حال شهر باستانی و شگرف در آن از بین نرفته است.

Kasbah-Ouarzazate2

 

ouarzazate-hotel-sultana-royal-golf-306447_1000_560

تانگیر(Tangier): نقطه شروع اکثر بازدید کننده هایی که که با کشتی از اسپانیا می رسند. گیرایی اسرارآمیزی که از نظر تاریخی نظر هنرمندان بیشماری مثل ماتیاس، موسیقدانهایی مثل هندریکس، سیاستمدارانی مثل چرچیل، نویسندگانی مثل باروز و تواین و افرادی مثل مالکوم فوربز را به خوذ جلب کرده است.

 

mirage-tangier-morocco-exterior-lg

 

tangier27

تارودانت (Taroudannt) : یک شهر جنوبی بازرگانی است

taroudant_agat1

تتووان (Tetouan) : سواحلی زیبا دارد و دروازه کوهستانهای ریف می باشد.

Tetouan

الهوسیما(Al Hoceima) : شهری شگفت انگیز در شمال مراکش با سواحلی زیبا و مردمی دلنشین، مکانی است که گردشگران از هر جای دنیا باید آن را ببینند.

Maroc, Al Hoceima
Maroc, Al Hoceima

آگادیر (Agadir): آگادیر بخاطر سواحلش معروف است. این شهر با تاثیر کمی از تاریخ و فرهنگ نمونه خوبی از مراکش مدرن می باشد. سوار اتوبوسهای محلی شوید و به شمال شهر یعنی آئوریر و تامراگت که سواحل فوق العاده ای دارند بروید.

Agadir_Morocco_96408260

امیزمیز (Amizmiz): با وجود بزرگترین بازار روزهای بربرها در کوههای مرتفع اطلس در هر سه شنبه، امیزیز مقصد محبوبی برای مسافرانی است که به دنبال یک سفر یه روزه هستد و از شهر مراکش فقط با فاصله زمانی یکساعت می توانند به آسانی به آنجا برسند.

Amizmiz_001

چفچائون (Chefchaouen): یک شهر کوهستانی درون مرزی بندر طنجه که پر از کوچه های پر پیچ و خم سفید، درهای آبی رنگ، و درختان زیتون می باشد، چفچائون مثل یک کارت پستال شفاف است و خوش آمدی برای گریز از بندر طنجه می باشد که حس سرزمینهای یونانی را در شما ایجاد می کند.

Chefchaouen-Morocco-Tourism.3

cheochfan_823647

اسائوریا (Essaouira): یک شهر باستانی در کنار دریا که به تازگی گردشگران آن را دوباره کشف کرده اند. از اواسط ماه جون تا ماه آگوست مملو از جمعیت می باشد اما در بقیه مواقع شما تنها فرد در ساحل خواهید بود. از موسیقی خوب و مردم فوق العاده با نزدیکترین خط ساحلی به مراکش لذت ببرید.

essaouria

essaouira

ایموزر (Imouzzer): شهر سنتی بربرها که در کوههای اطلس واقع شده است با منظره ای زیبا و آبشاری فوق العاده. صنایع دستی های عالی، روغن ارگان و جواهر بربرها.

مرزوگا و محمید (Merzouga and M’Hamid ) : از یکی از این دو دهکده در کناره صحرا با شتر یا خوردهای ۴ دیفرانسیلی یک شب یا یک هفته میان تپه های شنی و زیر ستارگان می روند.

lowcost-morocco-travel-camel-riding6

تینرهیر(Tinerhir) : این شهر نقطه عالی برای دسترسی به کوههای مرتفع و خیره کننده اطلس می باشد.

.

سوغاتی هایی که می توانید بخرید:

جدا از گردشگرانی که از سوغاتی های کلاسیکی مثل کارت پستال و زیورآلات خوششان می آید چیزهایی در این منطقه هست که در مکانهای دیگر به سختی یافت می شوند و یا حتی منحصر به فرد هستند:

خرما: که می توانید پس از مقداری چان زنی به اندازه یک جعبه پرتقال با قیمت مناسب بخرید

اجناس چرمی: مراکش به طور واقعا عظیم کالای چرمی تولید می کند. حواستان باشد که بعضی از بازارها پر از نمونه های بی کیفیت هستند. فروشگاههای طراح را می توانید در مرکزخریدهای بزرگ بیابید.

روغن آرگون و محصولاتی که از آن گرفته می شود مثل صابون و لوازم آرایشی.

تاگین: ظرفهای سفالی کلاسیک مخصوص طبخ غذای مراکشی ساخته شده از خاک رس که اگر قصد دارید وقتی به خانه برگشتید مراکش را به آشپزخانه خود ببرید غذاهای آب دار و روغن دار در آنها بهتر پخته می شوند.

بیراد: قوریهای کلاسیک مراکشی

دجلاباه: چادرهای کلاسیک مراکشی با روبنده. اغلب دارای طرحهایی با بافت ظریف هستند و بعضی از آنها مناسب هوای گرم و بقیه طرحهایی که بافت ضخیم تری دارند مناسب هوای سرد می باشند. شهر چئوچفان مکان عالی برای خرید چادرهای پشمی ضخیم می باشد.

قالی: قالی های دست بافت بربری را می توانید مستقیما از استادکارانی که آنها را بافته اند بخرید. اگر به روستاهای کوچک بروید مثل روستای آنزال در استان شهر اورزازات می توانید بافنده ها را ببینید، کارشان را تماشا کنید و آنها با خوشحالی با چای از شما پذیرایی می کنند و کارهایشان را به شما نشان می دهند.

Carpet-store-Marrakech-Morocco

ادویه: خارج از شهرهای قدیمی می توانید ادویه را ارزان و در شهرهای خشک و گرم با کیفیت عالی بخرید.

خورد و خوراک در مراکش

غذاهای مراکشی با پرسهای زیاد و تنوعی برگرفته از تاثیرات عربی و مستعمره ای کشور، اغلب به بهترین غذاها در دنیا شهرت دارند. متاسفانه به عنوان یک گردشگر در مراکش به خصوص اگر برای خرج کردن برنامه ریزی کرده باشید به تعدادی از غذاهایی محدود می شوید که مختص منوی کافه ها و رستورانها در سطح کشور می باشند.  با توجه به اینکه مراکشی ها غذاهای محلی خود را در خانه هایشان می خورند اکثر رستورانها غذاهای خارجی برای مراکشی ها سرو می کنند. به جزدر شهرهای اصلی، مراکشی ها معمولا در رستورانها غذا نمی خورند بنابراین انتخاب غذا معمولا به غذاهای بین المللی مثل غذاهای چینی، هندی و فرانسوی محدود می شود.

غذاهای سنتی مراکش:

کاسکاس: که از دانه های سمولینا تهیه می شود و در ظرفهای صافی مانند بخارپز می شود و به کاسکاسری معروف است غذای اصلی اکثر مراکشی ها و احتمالا معروفترین خوراک مراکشی ها می باشد. این غدا می تواند به همراه خورش یا تاگین مخلوطی از گوشت و سبزیجات سرو شود و به عنوان غذای اصلی ارائه شود. تقریبا همه رستورانهای مراکشی سنت سرو کاسکاس را در روزهای جمعه به جا می آورند.

تاگین (یا تاجین): خورشی ادویه دار با گوشت و سبزیجات که ساعتهای زیادی در ظرفهای سفالی مخروطی شکل آرام می جوشد (اسم این ظرفها ازهمین غذا گرفته شده است).رستورانها دهها نوع از این غذا را (با توجه به قیمتهای رستوران) از تاگین مرغ با لیمو و زیتون، با گوشت بره یا گاو عسلی شده، با ماهی یا میگوی غلتیده در سس ادویه دار گوجه فرنگی ارائه می دهند. تنوع بسیاری از این نوع غذا وجود دارد.

کالیا: یکی از غذاهای پرطرفداری که نژاد بربر به غذاهای مراکشی اضافه کرده است کالیا می باشد که ترکیبی است از گوشت بره، گوجه فرنگی، فلفل دلمه ای قرمز و پیاز و با کاسکاس یا نان سرو می شود.

باستلا: یک غذای خوشمزه محبوب در مراکش باستلا می باشد که تکه های نازک خمیر ورقه ای را لایه لایه می کنند و با گوشت طعم دار (اغلب گوشت بره یا مرغ اما لذیذ ترین آن با گوشت کبوتر پخته می شود) و با لایه های خمیر بادام آن را پر می کنند.

مراکشی ها اکثرا ترجیح می دهند غذای خود را با پیاله ای از هاریای گرم (سوپ مراکشی) شروع کنند، یک سوپ خوشمزه که از عدس، نخود، گوشت گوسفند، گوجه فرنگی و سبزیجات پخته می شود.

انواع سوپ در مراکش یک صبحانه سنتی محسوب می شوند. بیسارا که با لپه و روغن زیتون پخته می شود صبحها در نزدیکی بازارها و قسمتهای تاریخی یافت می شود.

گرد آوری و ترجمه: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

زوجهای موفق چه وجه اشتراکهایی دارند

می خواهید زندگی مشترک شما زره آهنی به تن کند؟ به این مهارتهای جهانی در رابطه توجه کنید.

ازدواج کار سختی است، فرقی نمی کند که فقط برای دوماه با هم بوده اید یا ۲۰ سال. هیچ زوجی سنتها را به جا نمی آورند و پیمان ازدواجی را نمی بندند بدون اینکه امید واقعی به یک زندگی همیشه شاد داشته باشند، درست است؟ اما هر زوجی به طور حتمی مشکلاتی در پشت پرده دارد و اینکه آنها چطور با این موانع برخورد میکنند همان علائم آشکارکننده موفقیت رابطه آنها است. ما از وجود تعدادی روانپزشک برجسته در امر ازدواج بهره گرفتیم تا به ما کمک کنند میان زوجهایی که رابطه بادوام  و سالمی دارند وجوه مشترک را شناسایی کنیم.

آنها بحث می کنند

اختلاف نظرهای گاه و بی گاه و “جرو بحثهای بی غرض” لزوما نشانه های حاکی از جدایی در یک رابطه نمی باشند. کریستن کارپنتر دکترای روانشناسی و مدیر سلامت رفتاری زنان در مرکز پزشکی وکسنر ایالت اوهایو می گوید:” اطلاعات خوبی موجود هست که نشان می دهد مشاجره ها خوب هستند. تا جائیکه شما در برقراری تعادل در جر و بحثها کنش واکنش مثبتی دارید یعنی شما خوب هستید. این مسئله ممکن است بحثهای خوب، قرارهای شبانه، محبت یا حس قدردانی را نیز دربرگیرد. زوجها با هم متفاوت هستد اما بحث کردن قطعا خوب هست.”

در حقیقت جر و بحثها اگر سازنده باشند می توانند واقعا موثر باشند. صرفا با سرکوب احساسات شما دستورالعملی برای دلخوری و کینه ایجاد می کنید که می تواند یک زندگی مشترک را تخریب کند.

پس چگونه درست مشاجره کنید؟ دکتر کارپنتر می گوید:” زوجها باید بتوانند نیازهای یکدیگر را بشناسند و از آنها مطلع شوند. در آن لحظه ای که یک نفر اینگونه فکر می کند که او باید بداند من چه چیزی نیاز دارم، خودش را در موقعیت ناتوانی و نا امیدی قرار می دهد.” هیچ کسی نمی تواند ذهن را بخواند این را فراموش نکنید.

آنها گوش می دهند

روانشناس امور ازدواج کارین گلدستین می گوید که درست همانقدر که می خواهید خواسته ها و نیازهایتان را بیان کنید ضروری است که نیازها و خواسته های فرد دیگر را نیز بشنوید. او اینگونه توضیح می دهد :” یکی از بزرگترین مسائلی که سر راه حل مشکلات قرار می گیرد زمانی است که یک زوج نمی خواهند به همدیگر گوش دهند. آنها به حرف همدیگر گوش نمی دهند و نمی خواهند همدیگر را بفهمند.”

گلدستین می گوید اگر درگیر چنین شرایطی هستید تمرینهای زیر جهت دوباره شکل گیری ساختار روابط به شما کمک خواهند کرد. او می گوید:” شما به خاطر نتیجه ای که از تکرار بیان مسائل به خودتون برمی گردد گوش فرا می دهید. پس به شریک خود بگویید آن چیزی که از شنیدن حرفهای تو فهمیدم این است که وقتی من کار X، Y یا Z را انجام می دهم تو احساس می کنی مورد تهاجم قرار گرفته ای.”  با این روش در طول صحبت به جای اینکه بحث را با سرعت به سوءتفاهم برسانید شدت بحث را بررسی می کنید. اگر می خواهید شنیده شوید مجبورید به نیازهای شریکتان هم گوش دهید.”

بدون حس منفی احساسات را جذب می کنند

گلدستین اعتراف می کند اگر زن و شوهری هر دو دارای حس منفی باشند شک دارد که بتوانند این زمان سخت را پشت سر بگذارند. او ادامه می دهد:” زوجهای موفق از کلام مثبت استفاده می کنند، معمولا زوجهایی که واقعا با آنها درگیر می شوم زوجهایی هستند که کلامشان پر از انتقاد هست. این مسئله از تحقیر کردن ناشی می شود که در این حالت فرد دیگر احساس می کند ارزشی برایش قائل نشده است یا حرفهایش شنیده نمی شود.”

برای مقابله با این احساس منفی گلدستین تمرینی که برای این زوجها دارد این است که به طور مداوم باید روی مثبت صحبت کردن کار کنند. او می گوید:” از آنها می خواهم که صحبتشان را با بیان آن چیزهایی آغاز کنند که به صراحت در مورد طرف مقابل تحسین می کنند. همینطور آنها باید یاد بگیرند که به بیان احساسات همسرشان بدون گرفتن حالت دفاعی گوش دهند. احساسات لزوما مورد منطق واقع نمی شوند. گاهی آنها فقط نیاز دارند بی وقفه حرفهایشان را به زبان بیاورند.”

آنها با هم سازش می کنند

گلدستین می گوید در نهایت زوجهایی که رابطه آنها در طولانی مدت موفقیت آمیز است شدیدا انعطاف پذیر هستند. او ادامه می دهد:” من با زوجهایی سرو کار دارم که به دفتر من می آیند و تمایلی به سازش ندارند. گاهی به آنها می گویم اگر تمایلی به سازش ندارند نباید پیش من برگردند. بودن در رابطه ای بدون توانایی در تغییر و سازگاری با شریکتان غیر ممکن است.”

او می گوید به خاطر داشته باشید که هیچ فردی کاملا صحیح یا اشتباه نمی گوید. هیچ چیز سیاه و سفیدی وجود ندارد، همیشه یک حد وسط هست و زوجهایی که رابطه آنها ادامه می یابد برای یافتن این حد وسط یعنی جایی که هردو بتوانند بی دردسر با هم در صلح و صفا زندگی کنند زمان می گذارند.

آنها از زمانشان با هم لذت می برند (و از هم جدا می شوند)

کارپنتر می گوید رابطه کار می برد و مهمتر از آن چه بسا زمان می برد. او اینگونه توضیح می دهد که :”این یعنی با هم در تماس بودن و با هم زمان را حفظ کردن. این کار برای هر زوجی متفاوت به نظر می رسد. برای بعضی یعنی در طول روز به هم پیام دهند، برای بعضی دیگر یعنی یک تماس سریع تلفنی در زمان ناهار. ممکن است یکبار در سال یک هفته تمام را باهم گریزی از زندگی زدن باشد، دیدن یک فیلم در یک شب از هفته باشد، هر از گاهی یک قرار شبانه یا ۱۵ دقیقه در طول روز همدیگر را به آغوش کشیدن باشد.”

هیچ شکی نیست چند صد سوی زندگی شما را به سمت خود می کشد، از کار، خانواده و دوستان تشکر کنید. اما با مطمئن شدن از اینکه زمانی را که با همسرتان می گذرانید وارد سلسله مراتب شرایط زندگی نمی شود برای زمانی که با او هستید ارزش قائل شوید.

کارپنتر اضافه می کند شما باید آنچه را بیابید که برای شما جواب می دهد و می گوید:”اگر احساس دور شدن می کنید شاید زمان شما برای با هم بودن کافی نیست و باید به آن توجه کنید. یا شاید وقت کافی برای خودتان نمی گذارید. غیر ممکن است که در یک رابطه در بهترین حالت خود باشید در صورتیکه شما در کل در بهترین حالت خود قرار ندارید. گاهی عاقلانه است که یک قدم به عقب برگردید و به درون خود بنگرید.”

بنابراین در صورتیکه یک کم زیادی به هم نزدیک شده اید آنقدر که آرامش را از شما سلب کرده است: تنهایی به یک سفر آرامش بخش بروید، یا با دوستانتان قرار بگذارید و فشار را از روی خود بردارید. وقتی شما دوباره به بایدهای زندگی برمی گردید احتمالا زندگی مشترک شما در کل سلامت بیشتری پیدا خواهد کرد (و هر دو نفر شما خوشحال تر خواهید بود).

نوشته جین بریچ در سایت SELF

مترجم: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

۱۳ جمله ای که نباید به افرادی که دچار سردرد میگرنی شده اند بگویید

در اینجا فهرستی از نا امید کننده ترین اظهار نظرهایی وجود دارد که افراد در مورد میگرن می دهند و با نگفتن آنها می توانید این افراد را از تشدید سردردشان نجات دهید!

بیان هر کدام از این اظهار نظرها فقط می تواند به ادامه پیدا کردن میگرن آنها کمک کند.

آن تعدادی از ما که دچار سردرد میگرنی می شویم می دانیم که یک حمله میگرنی آزار دهنده بی همتا می تواند این مسایل را با خود به همراه داشته باشد: درد شکنجه کننده، گاهی همراه حساسیت به نور و صدا و حتی حالت تهوع و استفراغ. و وقتی دوستانمان که برای ما مهم هستند و افرادی که دوستشان داریم پیشنهاد کمک می دهند یا توصیه ای می کنند اغلب واضح است که آنها متوجه مشکل نیستند.

و اگر شما دچار حمله میگرنی نمی شوید این امکان وجود دارد یک نفر را بشناسید که میگرن دارد و در تقلای یافتن کلمه مناسبی است که برایش آرامبخش باشد.

دکتر داون باس عصب شناس بالینی و مدیر طب رفتاری مرکز سردرد مونته فیوره در نیویورک می گوید:” مردم سعی می کنند حرفهای کمک کننده بزنند که فقط باعث می شود افراد مبتلا به میگرن را دیوانه کنند. معمولا آدمها این حرفها را برای این می زنند چون قصد کمک دارند اما اغلب بی ملاحظه و ناخوشایند به نظر می رسد یا به نظر می رسد که آنها متوجه مشکل نیستند.”

برای اینکه بتوانیم هر فردی را که مبتلا به میگرن می باشد از تشدید سردرد نجات دهیم در گروههای توئیتر و فیس بوک خود و همچنین از دکتر باس و جیسون رزنبرگ مدیر مرکز سردرد جانز هاپکینز در مریلند (که خود مبتلا به میگرن می باشد) در مورد ناچیزترین حرفهایی که در عکس العمل به میگرن آنها گفته شده است، پرسیدیم.

“من هم سردرد گرفتم.”

تقریبا هر فردی دچار سردرد می شود. و با اینکه میگرن نوعی از سردرد می باشد درد آن کاملا وحشتناکتر از یک درد معمولی است. میگرن یک بیماری عصبی است و حمله های میگرنی می توانند بین ۴ تا ۷۲ ساعت طول بکشند با دردی شدیدی که گاهی می تواند با علائم آزاردهنده دیگری از جمله حالت تهوع، بالا آوردن و حساسیست به نور و صدا همراه باشد. باوس می گوید:” این نوع سردرد طولانی  واقعا فرد را ناتوان می کند، در نتیجه با یک سردرد معمولی متفاوت است.”

در حقیقت از آنجائیکه ۸۰ درصد از مردم امریکا گهگاه از سردردهای ناشی از تنش رنج می برند، فقط ۱۲ درصد از آنها دچار سردرد میگرنی می شوند (و ۲ درصد از این افراد مبتلا به میگرن مزمن هستند یعنی حمله میگرنی که بیش از ۱۵ روز در ماه رخ می دهد). روزنبرگ می گوید:” اینکه بگویید شما هم سردرد گرفتید در مقابل این هیچ است.”

” یک دوری بزن، حالت بهتر می شود.” (یا ” کاری انجام بده که ذهنت را مشغول کند.”

روزنبرگ می گوید:” ماهیت گمراه کننده میگرن این است که در حالیکه پرت کردن حواس می تواند به آرام شدن دیگر انواع سردرد کمک کند (مثل اینکه در مورد پایی که به جایی کوبیده شده است و تا آخر روز که دیگر مشغول نیستید متوجه تیر کشیدن آن نمی شوید)، برای سردرد میگرنی جواب نمی دهد”. او ادامه می دهد:” فعالیت فیزیکی میگرن را بدتر هم میکند.”

طبق گفته باوس، در حالیکه شواهدی وجود دارد که فعالیت بدنی می تواند از میگرن پیشگیری کند، اغلب افراد ترجیح می دهند در گیر و دار حمله میگرنی به خصوص به خاطر علائم همراه آن مثل حالت تهوع و حساسیت به نور در اتاقی تاریک استراحت کنند. و بیش از این مسئله اکثر افراد پس از تجربه این شرایط به سختی نابود می شوند و احساس می کنند نمی توانند برای ساعتها یا روزها به حالت عادی برگردند.

باوس می گوید:” فردی که میگرن را تجربه نکرده است نمی تواند شدت درد و علائم همراه آن را درک کند. خیلی سخت است که روی هر مسئله دیگری تمرکز کنند.” چه چیزهایی به فردی که دچار میگرن شده است کمک می کند؟ تصورهای آرامش بخش یا موسیقی تسکین دهنده. او توصیه می کند به دوست و یا فرد مورد علاقه تان بگویید که اگر احساس می کند می خواهد کار خوشایندی برای شما انجام دهد و یا حواس شما را پرت کند آماده نه شنیدن باشد.

 

” باید متوقف کنی……”

باید خوردن شکلات را متوقف کنی. خوردن اکلل را متوقف کنی. خوردن مواد پر گلوتن را متوقف کنی. می توانید نقطه چین های بالا را با هر کدام از این توصیه هایی که از روی خوش نیتی است، پر کنید. روزنبرگ می گوید:” هر فردی خودش در خصوص دلایل شروع میگرن نظری دارد اما شروع میگرن بیش از هر چیزی واقعا از روی بدشانسی است! دلایل شروع میگرن مجموعه ای از عوامل ژنتیکی و عوامل دیگری است که اکثرا غیر قابل کنترل می باشند.”

باوس می گوید، در حالیکه برای خیلی از افراد مبتلا به میگرن پی گیری مواردی که باعث شروع میگرن در آنها می شود سودمند می باشد اما باید به خاطر داشته باشیم که میگرن یک بیماری بیولوژیکی است. و این احتمال هست فردی که از حمله های میگرنی رنج می برد مواردی که احتمالا موجب آغاز میگرنش می شود را تا حالا شناخته باشد. باوس می گوید:” اما مردم نباید به شما بگویند که تا حالا شرایط جسم و مغز خود را باید شناخته باشی.”

” بیمار به نظر نمی رسی”

طبق گفته باوس، میگرن یک بیماری مخفی است که میتواند در مورد زمانیکه فرد درگیر حمله است یا خیر شما را سردرگم کند. او می گوید:” شما می توانید از آن فرد تعریف کنید و بگویید امروز خوب به نظر می رسی، اما واقعی بودن بیماری او را انکار نکنید.” بهتر است از آن فرد بپرسید که چه حالی دارد تا اینکه حالش را از روی شرایط ظاهری اش حدس بزنید.”

“دلیلش توی سرت است”

درست است، دلیل حمله های میگرنی واقعا در سر افراد است اما آنها دارای قوه تخیل توهم زا نیستند. باوس می گوید:” این یک بیماری بیولوژیکی است که با مغز و ساختار مغز و فرارسانهای عصبی، سر و کار دارد و کاملا پیچیده است. وقتی مردم این چیزها را می گویند فقط اصل قضیه را کوچک و پیش پا افتاده تلقی می کنند. این حرفها باعث می شود افراد مبتلا به میگرن احساس کنند کسی برای آنها ارزشی قائل نیست وحرفشان شنیده نمی شود و به آنها بی احترامی می شود.

در واقع، سازمان سلامت جهانی سردرد میگرن شدید را در گروه ناتوانی های شدید مثل فلج و سرطانی که در مرحله علاج ناپذیر است طبقه بندی کرده است. رزنبرگ می گوید:”میگرن بیش از یک درد است. خیلی بیش از آن چیزی است که مردم در مورد آن فکر می کنند که اوه فقط یک سردرد است.”

“کمی آب بنوش”

درحالیکه کمبود آب می تواند موجب شروع میگرن شود وقتی که سردرد شروع می شود دیگر کمکی نمی کند. روزنبرگ می گوید:” نوشیدن آب شما را از شر سردردی که هم اکنون دچارش هستید خلاص نمی کند.” او اضافه می کند بدتر از آن، این است که شاید نسبت به نوشیدن احساس تهوع شدید پیدا کنید.

 

باوس اینگونه توضیح می دهد در حالیکه چیزهایی مثل نوشیدن آب به مقدار کافی، خواب خوب کافی داشتن، خوردن غذاهای سالم و ورزش کردن همه مواردی هستند که برای قبل از حمله میگرنی مفید هستند اما باز هم میگرن یک وضعیت بیولوژیک می باشد. او می گوید:”این کارها ممکن است شدت حمله را کاهش دهند اما ابتلا به میگرن را از بین نمی برند.”

“دوست من، خاله، عمه، دوست همکارم، آرایشگر مامانم این کار را….. امتحان کرده و برایش کارساز بوده است. تو هم باید امتحانش کنی!”

رزنبرگ می گوید:”اینکه مردم تجربه ای در خصوص سردرد داشته باشند آنها را مجاب می کند که احساس کنند می توانند با دانشی که دارند می خواهند به شما کمک کنند. شما نمی شنوید که مردم همچین کاری را در مورد بیماریهای مزمن دیگر انجام دهند.”

درحالیکه در میان گذاشتن آگاهی ها و اطلاعات می تواند مفید باشد احتمالا زمانیکه فرد دچار درد می باشد کمکی نمی کند. او اضافه می کند:” زمانیکه افراد آشکارا درد می کشند احتمالا موارد زیادی را امتحان کرده اند”. و اینکه مثل یک کافرما به آنها بگویید چه کار کنند اغلب بیشتر از اینکه سودمند باشد آزار دهنده است.

“حداقل این سردرد تو را نمی کشه”

با این وجود روزنبرگ اشاره می کند درمطب خود شاهد است که بدترین نوع میگرن باعث می شود افراد شغلشان را از دست بدهند، ترک تحصیل کنند، درآمد خود را و یا حتی شریک زندگی خود را از دست بدهند. او می گوید:” من شاهد طلاقهایی بوده ام که دلیل آن میگرن بوده است. این بیماری کل خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد.”

باوس چیزی بیش از این میگوید که درست است خود میگرن کشنده نیست اما با عوارض جانبی جدی مرتبط است. او خاطرنشان می کند:”در شرایط نادری میتواند با سکته مرتبط شود و مواردی وجود داشته است که افراد آنقدر ناامید شده اند که تمایل به خودکشی پیدا کرده اند. بنابراین این بیماری می تواند با شرایط خطرناکی مرتبط شود.”

“هنوز دچار میگرن می شی؟”

همچنین جمله ای مثل:” بهتر میشه، فقط صبور باش.”

باوس می گوید:” میگرن یک بیماری مزمن است که ممکن است برای دهها سال یا در تمام طول زندگی یک نفر ادامه داشته باشد.” امکان دارد دفعات ابتلا و شدت آن در طول زمان کم و زیاد شود، حالا اینکه دلیل آن به خاطر تغییرات هورمونی (مثل زمان بارداری یا استفاده از قرصهای ضد بارداری) ، اتفاقهای پراضطراب زندگی و دیگر شرایط پزشکی هست و با توجه به اینکه بیماری میگرن در طول عمر یک نفر تمایلی به بهتر شدن ندارد، به هر حال برای هر فردی می تواند متفاوت باشد.

او ادامه می دهد:” به علاوه، اینکه به یک دختر نوجوان بگویید که بعد از یائسگی بهتر خواهد شد باعث نمی شود حال بهتری پیدا کند.”

“آرزوم این هست که بتونم مثل تو همیشه تو خونه بمونم.”

باوس می گوید:”این جمله واقعا باعث می شود که فرد احساس کند مورد درک واقع نشده است. زندگی کردن با یک بیماری مزمن یا بیماری نامرئی یا دردآلود مثل میگرن واقعا سخت است و در کل اسباب تفریح یا استراحت و یا شرایط خوشایندی برای زندگی کردن نیست. پس وقتی یک نفر همچین جمله ای می گوید فقط باعث می شود که فرد دچار میگرن احساس کند حرفش شنیده نمی شود، مورد قبول و قابل درک نیست. افرادی که مبتلا به میگرن هستند و روزهای زندگی را از دست می دهند از ته دل آرزو می کنند که می توانستند بروند بیرون و زندگی کنند، وقتشان را با افراد مورد علاقه شان بگذرانند و کار کنند. من این مسله را همیشه در آزمایشهایم از این افراد می شنوم.”

 

“تو فقط نمی تونی شرایط استرس زا را مدیریت کنی.”

طبق گفته روزنبرگ این یک جمله کهنه خار کننده و بی ارزش کننده برای شخصیت یک فرد مبتلا به میگرن است که تقریبا زنان متجدد و مردانی که در درجات بالایی از موفقیت هستند را آزرده است. او می گوید:” هنوز این عقیده وجود دارد که این نشانه ضعف فرد یا ضعف در خواسته فرد است. بله استرس می تواند موجب خیلی چیزها باشد اما ابتلا به میگرن هیچ ربطی به توانایی مدیریت استرس ندارد.”

به عبارت دیگر، استرس (همچنین کسالت بعد از وجود استرس) شاید موجب شروع حمله میگرن شود اما به این معنی نیست که یک فرد مبتلا به میگرن در مدیریت شرایط استرس زا در مقایسه با فردی که چنین بیماری ندارد بهتر یا بدتر عمل می کند. و استرس عامل شروع حمله می باشد نه دلیل وجود خود بیماری.

“این مربوط به مسائل زنانه نیست؟”

البته درست است که میگرن در خانمها سه برابر بیشتر از آقایون شایع است و ۶ درصد از مردان دچار این بیماری هستند.

“شاید به خاطر مشکل سینوس هست”

احتمال ندارد. روزنبرگ می گوید:” البته برای همه قواعد استثناهایی است اما به عنوان یک قاعده سینوس باعث سردردی که تمامی ندارد نمی شود”. هر چند عفونت سینوس میتواند موجب فشار و درد در سر شود، اما به طور معمول علائم دیگری مثل گرفتگی یا آبریزش بینی به همراه دارد.

در حقیقت سایت WebMD گزارش می کند چهار نفر از پنج نفری که فکر می کنند سردرد آنها به خاطر سینوس هست در واقع مبتلا به سردرد میگرنی هستند. دکتر استفان سیلبرستاین پروفسور عصب شناس دانشگاه توماس جفرسون به نشریه گفته است:” اگر با سردرد عاجز کننده ای که میگیره و رها میشه پا به مطب دکتر می گذارید در۹۵ درصد مواقع این سردرد میگرن است. افرادی که دچار عفونت سینوسی هستند اول از همه از سردرد شکایتی ندارند. آنها می گویند که بیمار هستند و سردرد دارند.”

نوشته لارا شوکر از سایت هر روز سلامتی

مترجم: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق