آموزش در چهار گام: داستان شماره ۳ سطح مبتدی A1

بخش ۱: داستان

Sky, sky, sky.

Angela and Tom fly.

Angela and Tom fly in a jet.

Angela and Tom travel to Texas.

Angela and Tom hold a map.

Angela and Tom try to  spot Texas on the map.

Angela and Tom sing:

“Texas, Texas, Texas! No stops to Texas!”

بخش ۲: یادگیری لغات

برای دیدن معانی کلمه ها به همراه مثال و شنیدن تلفظ آنها روی کلمات در طول متن کلیک نمایید

Sky آسمان

Fly  پرواز کردن، با هواپیما سفر کردن، پریدن

Travel سفرکردن، مسافرت کردن،در حرکت بودن، راهی شدن

Hold با دست گرفتن، با دست نگهداشتن

Spot معلوم کردن، مسافت یابی کردن

Sing آواز خواندن، سرود خواندن

بخش ۳:ترجمه داستان

آسمان، آسمان، آسمان

آنجلا و تام پرواز می کنند

آنجلا و تام با یک جت پرواز می کنند

آنجلا و تام به تگزاس سفر می کنند

آنجلا و تام یک نقشه در دست دارند

آنجلا و تام سعی می کنند تگزاس را روی نقشه پیدا کنند

آنجلا و تام آواز می خوانند:

“تگزاس، تگزاس، تگزاس! بدون توقف به سمت تگزاس”

بخش ۴: نکات گرامری Grammar Point

مصدرها

ظاهر این لغات شکل فعل هست اما نقش اسم را بازی می کنند

مثال :

I like pizza    ( کلمه pizza اسم است)

I like to eat  (عبارت to eat مصدر است)

 I like to eat Pizza ( کلمه pizza مفعول و موضوع مصدر است) من پیتزا خوردن را دوست دارم. (من دوست دارم پیتزا بخورم) در این جمله to eat فعلی است که نقش اسم را بازی می کند .

ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

Infinitive

Infinitives:

Infinitives look like verbs, but they actually function as nouns.

Example:

  • I like pizza. (“pizza” is a noun)
  • I like to eat. (“to eat” is an infinitive)
  • I like to eat pizza. (“pizza” is the object of the infinitive)

مصدرها 

این لغات در ظاهر شکل فعل هستند اما نقش اسم را بازی می کنند

مثال :

I like pizza  ( کلمه pizza اسم است)

I like to eat ( عبارت to eat مصدر است)

 I like to eat Pizza  ( کلمه pizza مفعول و موضوع مصدر است) من پیتزا خوردن را دوست دارم. (من دوست دارم پیتزا بخورم) در این جمله to eat فعلی است که نقش اسم را بازی می کند .

Fly

Fly

پرواز کردن، با هواپیما سفر کردن، پریدن

When a ​bird, ​insect, or ​aircraft flies, it ​moves through the ​air:

to ​travel by ​aircraft, or to go ​somewhere or ​crosssomething in an ​aircraft

Example:

This airplane will fly to Tabriz

این هواپیما به تبریز پرواز خواهد کرد

آموزش در چهار گام: داستان شماره ۲ سطح متوسط

بخش ۱: داستان

Anniversary Day 

Chloe and Kevin enjoy going out to Italian restaurants. 

They love to eat pasta, share a dessert, and have espresso.

Chloe and Kevin’s anniversary is coming up. Kevin wants to plan a night out at an Italian restaurant in town. He calls a restaurant to make a reservation but they have no tables available. He calls another restaurant, but they have no availability either

Kevin thinks and paces around the house. He knows that Chloe loves Italian food more than anything else. He knows that nothing makes her happier. But the only two Italian places in town are too busy. 

Kevin has an idea. What if he cooks Chloe a homemade Italian meal? Kevin pictures it: he puts down a fancy tablecloth, lights some candles, and plays romantic Italian music. Chloe loves when Kevin makes an effort

There’s only one thing. Kevin isn’t a good cook.

In fact, Kevin is a terrible cook. When he tries to make breakfast he burns the eggs, when he tries to make lunch he screws up the salad, when he tries to make dinner even the neighbors smell how bad it is.

Kevin has another idea: if he calls up one of the restaurants before Chloe gets home and orders take-out, he can serve that food instead of his bad cooking!

The day arrives. Chloe is still at work while Kevin orders the food, picks it up, and brings it back home.

As he lays down the place settings, lights the candles and puts the music on, Chloe walks in.

anniversary-comments-025

“Happy Anniversary!” Kevin tells Chloe. He shows off their romantic dinner setting, smiling.

Chloe looks confused. “Our anniversary is tomorrow, Kevin.”

Kevin pauses, looks at the calendar and realizes she’s right. He looks back at her.

“I guess it’s always good to practice!” he says.

THE END

بخش ۲:یادگیری لغات

توجه: برای دیدن معانی لغات به همراه مثال و شنیدن تلفظ لغات روی لغات مشخص شده در طول متن کلیک نمایید

Pace قدم زدن، گام برداشتن، گام، مسافت معینی را پیمودن، پیشگام بودن

Cookآشپز، آشپزی کردن، پختنن

Homemadeخانگی، وطنی

Fancy تخیل، خیال، خیالبافی، تصویر ذهنی

Tablecloth رومیزی، سفره

Effort کوشش، تلاش  

Terrible وحشتناک، مخوف، مزخرف، افتضاح

Screws up کاری را خراب کردن، گند زدن

Lay  نهادن ، گذاشتن ، پهن کردن 

Place settingsمیز آرایی، چیدن میز یا سفره

show off به رخ کشیدن، پز دادن، خودنمایی کردن، بالیدن

Confused سردر گم، گیج،  آشفته ، پریشان، دستپاچه

Pauseمکث کردن، درنگ کردن، تردید کردن، وقفه، مکث

Realizeفهمیدن، دریافتن، تحقق بخشیدن

Guessحدس زدن، گمان کردن، فرض

بخش ۳: ترجمه داستان

روز سالگرد

کلوئه و کوین از رفتن به رستوران ایتالیایی لذت می برند.

آنها عاشق خوردن پاستا، قسمت کردن دسر و نوشیدن اسپرسو هستند.

سالگرد ازدواج کلوئه و کوین در راه هست. کوین قصد دارد برای گذراندن شبی در یک رستوران ایتالیایی در شهر برنامه ریزی کند. او با یک رستوران تماس می گیرد تا جا بگیرد اما آنها میز خالی ندارند. او با رستوران دیگری تماس می گیرد اما آنها هم هیچ جایی ندارند.

کوین فکر می کند و در خانه قدم می زند. او می داند که کلوئه بیش از هر چیزی عاشق غذاهای ایتالیایی است. او می داند که هیچ چیزی کلوئه را از این خوشحالتر نمی کند. اما تنها رستورانهای ایتالیایی شهر بسیار مشغول هستند.

کوین فکری دارد. چی میشه اگر خودش برای کلوئه یک غذای خانگی ایتالیایی بپزد؟ کوین این را تصور می کند: در خیالش یک رومیزی پهن می کند، شمعها را روشن می کند، و یک موسیقی عاشقانه ایتالیایی می گذارد. کلوئه عاشق زمانی است که کوین برای انجام کاری تلاش می کند.

در واقع، کوین آشپز خیلی بدی است. وقتی سعی می کند صحبانه آماده کند تخم مرغها را می سوزاند، وقتی سعی می کند ناهار آماده کند سالاد را خراب می کند، وقتی سعی می کند شام را آماده کند حتی همسایه ها از بوی آن می فهمند که چقدر بد است.

کوین فکر دیگری دارد.: اگر قبل از اینکه کلوئه به خانه برسد با یکی از رستورانها تماس بگیرد و سفارش غذا دهد، می تواند به جای دستپخت بد خودش آن غذا را سرو کند!

آن روز فرا می رسد. کلوئه هنوز سرکار است که کوین غذا را سفارش می دهد، برمی دارد و به خانه می برد.

همینکه میزغذاخوری را می چیند، شمعها را روشن می کند و آهنگ را روشن می کند، کلوئه وارد می شود.

کوین به کلوئه می گوید:”سالگردمان مبارک!” او با لبخند با میز شام عاشقانه شان خودنمایی می کند.

کلوئه با سردرگمی نگاه می کند. ” سالگردمان فردا است کوین.”

کوین مکث می کند، به تقویم نگاهی می اندازد و متوجه می شود که او درست می گوید. برمی گرددو به کلوئه نگاه می کند و می گوید:” فکر می کنم همیشه تمرین کردن خوب است!”

بخش ۴: نکات گرامری

Either, Neither

این دو کلمه به معنای همچنین در جمله های منفی به کار می روند:

مثال:

I am not hungry   من گرسنه نیستم

Neither am I    من هم همینطور   یا   I am not either (I am not hungry either)   من هم همینطور :

من هم گرسنه نیستم

I don’t need help  من به کمک نیازی ندارم

Neither do I  من هم همینطور    I don’t either (I don’t need help either)  من هم همینطور:

من هم به کمک نیازی ندارم

به ترتیب جمله بندی توجه داشته باشید. کلمه either آخر جمله بعد از فعل کمکی منفی می آید. و کلمه neither قبل از فعل کمکی می آید و فاعل آخر قرار می گیرد.

ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق