American Accent:
Love دوست داشتن، عاشق بودن
To like something or somebody very much
Example:مثال
She loves animals
او عاشق حیوانات است
British Accent:
American Accent:
Love دوست داشتن، عاشق بودن
To like something or somebody very much
Example:مثال
She loves animals
او عاشق حیوانات است
British Accent:
American Accent:
Live زندگی کردن، زنده بودن، عمر کردن
(to continue) to be alive or have life:
Example:مثال
Fishes live in water
ماهی ها در آب زندگی می کنند
British Accent:
نگهداری، حفاظت، خرجی، معاش، ایستادگی روی عقیده ای
the work needed to keep a road, building, machine, etc. in good condition:
UK: money that a person must pay regularly by law in order to support their child or previous marriage partner after adivorce
Examples:
The country’s railways need better maintenance
راه آهنهای کشور نیاز به نگهداری بهتری دارند
He works 12 hours a day so that he may provide maintenance for his family
او روزی ۱۲ ساعت کار می کند تا شاید بتواند برای خانواده اش تامین معاش کند.
حقیقت، راستی، واقعیت
the actual fact or facts about a matter
Examples:
To tell you the truth I am not so interested
راستش را بخواهی چندان علاقمند نیستم
مخفی، پنهانی، سری، محرمانه، راز
a piece of information that is not generally known or is not known by someone else and should not be told to others
known, done, or kept without others knowing:
Example:
Don’t reveal other’s secrets
رازهای دیگران را افشا نکن!
درک کردن، دریافتن، آگاه شدن
to come to an opinion about something, or have a belief about something
to see something or someone, or to notice something that is obvious
Example:
I perceived no difference in their attitude towards foreigners.
در نگرش آنها نسبت به خارجیان تغییری ندیدم.
بخش ۱: داستان
Sky, sky, sky.
Angela and Tom fly.
Angela and Tom fly in a jet.
Angela and Tom travel to Texas.
Angela and Tom hold a map.
Angela and Tom try to spot Texas on the map.
Angela and Tom sing:
“Texas, Texas, Texas! No stops to Texas!”
بخش ۲: یادگیری لغات
برای دیدن معانی کلمه ها به همراه مثال و شنیدن تلفظ آنها روی کلمات در طول متن کلیک نمایید
Sky آسمان
Fly پرواز کردن، با هواپیما سفر کردن، پریدن
Travel سفرکردن، مسافرت کردن،در حرکت بودن، راهی شدن
Hold با دست گرفتن، با دست نگهداشتن
Spot معلوم کردن، مسافت یابی کردن
Sing آواز خواندن، سرود خواندن
بخش ۳:ترجمه داستان
آسمان، آسمان، آسمان
آنجلا و تام پرواز می کنند
آنجلا و تام با یک جت پرواز می کنند
آنجلا و تام به تگزاس سفر می کنند
آنجلا و تام یک نقشه در دست دارند
آنجلا و تام سعی می کنند تگزاس را روی نقشه پیدا کنند
آنجلا و تام آواز می خوانند:
“تگزاس، تگزاس، تگزاس! بدون توقف به سمت تگزاس”
بخش ۴: نکات گرامری Grammar Point
مصدرها
ظاهر این لغات شکل فعل هست اما نقش اسم را بازی می کنند
مثال :
I like pizza ( کلمه pizza اسم است)
I like to eat (عبارت to eat مصدر است)
I like to eat Pizza ( کلمه pizza مفعول و موضوع مصدر است) من پیتزا خوردن را دوست دارم. (من دوست دارم پیتزا بخورم) در این جمله to eat فعلی است که نقش اسم را بازی می کند .
ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق
Infinitives:
Infinitives look like verbs, but they actually function as nouns.
Example:
مصدرها
این لغات در ظاهر شکل فعل هستند اما نقش اسم را بازی می کنند
مثال :
I like pizza ( کلمه pizza اسم است)
I like to eat ( عبارت to eat مصدر است)
I like to eat Pizza ( کلمه pizza مفعول و موضوع مصدر است) من پیتزا خوردن را دوست دارم. (من دوست دارم پیتزا بخورم) در این جمله to eat فعلی است که نقش اسم را بازی می کند .
Sing
آواز خواندن، سرود خواندن
to make musical sounds with the voice, usually a tunewith words
Example:
The children were singing songs
بچه ها سرود می خواندند