همه نوشته‌های فرنگیس رحیق

آموزش در چهار گام: داستان شماره ۱ سطح متوسط

بخش ۱: داستان

The Pet Shop

Cody and his sister April decide they want a dog. They head down to the local pet store and have a look around.

It is a very small pet store that doesn’t have many animals. 

The owner of the shop is a nice old man named Mr. Smith. He walks over and greets Cody and April.

“How can I help you?” he asks.    

“We would like to buy a dog,” April responds.

“Ah, well, we are not a big pet shop,” Mr. Smith tells her. “So we only have two dogs to choose from.”

They ask Mr. Smith to show them the dogs.

Mr. Smith leads them to the back of store where the two dogs are. One of them is a very big bulldog named Buster. The other is a very tiny chihuahua named Teacup. 

April wants Teacup. Cody wants Buster. They walk outside to discuss.

They can’t agree on a dog. April suggests they race home for it. The winner of the race chooses the dog. 

Cody agrees, then tells April her shoelace is untied. When April looks down, he runs off and gets a head start. 

Cody runs as hard as he can. He really wants that bulldog. He looks back. April is so far behind he can’t even see her.

Cody finally gets home. He is tired but he is happy. He knows he is the winner.

April arrives a few minutes after Cody. She congratulates him. They return to the pet store to purchase Buster the bulldog.

However, when they arrive they only see Teacup the chihuahua. 

They ask Mr. Smith where Buster is.

Mr. Smith gives the details. He explains that a few minutes after April and Cody leave, two boys walk in and buy the bulldog. 

Cody looks at April, and she holds back a smile. Cody sighs. He turns back to Mr. Smith.

“Sometimes you win the race, but not the prize!” Cody smiles sadly. “We’ll take the chihuahua, please.”

THE END

بخش ۲: یادگیری لغات

Pet حیوان خانگی

Decide تصمیم گرفتن، اراده کردن، به نتیجه رسیدن

Head فعل : پیشاپیش رفتن، عازم شدن، رفتن

Local محلی

Look نگاه کردن

Store مغازه، فروشگاه، انبار کردن، ذخیره کرذن

Owner  مالک، دارنده

Walk راه رفتن، پیاده روی کردن، قدم برداشتن

Greet سلام کردن، پیشواز رفتن ، خوش آمد گفتن، ادای احترام کردن

Respond پاسخ دادن، جواب دادن

Choose انتخاب کردن، پسندیدن

Show نشان دادن، نمایش دادن، ظاهر شدن یا پدیدار شدن

Lead راهنمایی کردن، راه را نشان دادن، جلو رفتن

Tiny بسیار کوچک، کوچولو، ریزه پیزه

Discuss حرف زدن، بحث کردن ، مورد بحث قراردادن، درمیان گذاشتن

Suggest پیشنهاد کردن، نظر دادن 

Race مسابقه، مسابقه دادن

Agree موافقت کردن، قبول کردن، سازش کردن

Winner برند، فاتح، دارای آینده درخشان

Shoelace بند کفش

Unite به هم پیوستن، هم پیوند کردن، متصل کردن

Run دویدن، به سرعت حرکت کردن، تند رفتن (run off) فرار کردن

Head start فرجه، فرصت برتری

Arrive رسیدن، وارد شدن، آمدن

Congratulate تبریک گفتن 

Return برگشتن، بازگشتن، مراجعت کردن

Purchase خریدن،با زحمت کسب کردن

Detail جزء، مو به مو، به تفصیل گفتن   details جزئیات

Explain توضیح دادن، شرح دادن ، بیان کردن

Leave جا گذاشتن، ترک کردن، راهی شدن

Hold نگه داشتن ، حفظ کردن

Hold back جلو گیری کردن

Smile لبخند، تبسم، با نظر موافق نگریستن

Sigh آه کشیدن، صدای آه

Prize جایزه

Sadly با ناراحتی، با اندوه، متاسفانه

بخش ۳: ترجمه داستان

فروشگاه حیوانات خانگی

کادی و خواهرش آپریل به این نتیجه می رسند که دلشون یک سگ می خواهد. آنها به سمت یک مغازه حیوانات خانگی محلی می روند و نگاهی می اندازند.

آن یک مغازه خیلی کوچک است که حیوانات زیادی ندارد.

صاحب مغازه یک مرد مسن محترم به نام آقای اسمیت است. او جلومی آید و به کادی و آپریل خوش آمد می گوید.

او می پرسد:” چطور می تونم کمکتون کنم؟”

آپریل جواب می دهد:” ما می خوایم یک سگ بخریم.”

آقای اسمیت به او می گوید:” آه، خوبه، مغازه ما بزرگ نیست. پس فقط دو تا سگ داریم که بتونید از بین آنها انتخاب کنید.”

آنها از آقای اسمیت خواهش می کنند که سگها را به آنها نشان دهد.

آقای اسمیت آنها را به پشت مغازه جایی که آن دو تا سگ هستند راهنمایی می کند. یکی از آنها یک بولداگ خیلی بزرگ به نام باستر است.  و آن یکی یک چیواوا خیلی کوچولو به نامه تی کاپ است.

آپریل تی کاپ را می خواهد. کادی بولداگ را می خواهد. آنها می روند بیرون تا با هم حرف بزنند.

آنها نمی توانند سر یک سگ با هم به توافق برسند. آپریل پیشنهاد می کند که بخاطر این مسئله تا خانه با هم مسابقه بدهند. برنده مسابقه سگ را انتخاب می کند.

کادی قبول می کند و بعد به آپریل می گوید که بندهای کفشش به هم گره خورده اند. وقتی آپریل پایین را نگاه می کند او به سرعت می دود و یک فرصت نصیبش می شود.

کادی تا جایی که می تواند به شدت می دود. او واقعا آن بولداگ را می خواهد. به پشت سرش نگاه می کند. آپریل آنقدر دور هست که کادی حتی نمی تواند او را ببیند.

بالاخره کادی به خانه می رسد. او خسته اما خوشحال است. می داند که برنده است.

آپریل چند دقیقه بعد از کادی می رسد. او به کادی تبریک می گوید.آنها به مغازه فروش حیوانات خانگی بر می گردند تا باستر آن سگ بولداگ را بخرند.

با این همه، وقتی می رسند فقط تی کاپ آن سگ چیواوا را می بینند.

آنها از آقای اسمیت می پرسند که باستر کجاست.

آقای اسمیت جزئیات داستان را به آنها می گوید. او توضیح می دهد که چند دقیقه بعد از رفتن آپریل و کادی، دو پسر وارد مغازه می شوند و بولداگ را می خرند.

کادی به آپریل نگاهی می اندازد، آپریل جلوی لبخندش را می گیرد. کادی آهی می کشد و به سمت آقای اسمیت برمی گردد. با ناراحتی لبخندی می زند:” بعضی وقتها شما مسابقه را می برید نه جایزه را. خواهشا ما سگ چیواوا را بر می داریم.”

 

بخش ۴: نکات گرامری

  1. فعل وجهی Can :

به معنای توانایی انجام کاری را داشتن، اجازه انجام کاری را داشتن، امکان انجام کاری را داشتن

مثال:  I can swim من می توانم شنا کنم

Can I use your phone please?  می توانم از تلفن شما استفاده کنم؟

Smoking can cause cancer.  سیگار کشیدن می تواند موجب سرطان شود.

نکته:

فعلهای وجهی هیچوقت شکلشان تغییر نمی کند مثلا s, ed, ing … به آخر آنها اضافه نمی شود

فعلها و مصدرها بدون to بعد از آنها می آیند

با Not می تواند منفی شود.

مثال: They can’t agree on a dog   آنها نمی توانند سر یک سگ با هم به توافق برسند

 

  1. فعل وجهی Would :

برای بیان درخواست مودبانه، تعارف و دعوت، با فعلهایی مثل Like, love و غیره برای بیان ترجیح ، برای بیان پیش بینی رویداد فرضی در حال یا گذشته

مثال: We would like to buy a dog  ما می خوایم یک سگ بخریم

 

  1. ساختن سوال با کلمه سوالی How : چطور، چگونه، چقدر

How برای توصیف روش یا چگونگی انجام کاری استفاده می شود ( من می خواهم آن روش یا چگونگی را بدانم)

مثال: بازی چطور بود؟ The play was interesting. — How was the play? بازی جالب بود.

مثال: How can I help you?  چطور می تونم کمکتون کنم؟

 

  1. زمان آینده ساده:

زمان آینده ساده با فعل کمکی will ساخته می شود

مثال: زمان حال ساده I do من انجام می دهم که زمان آینده ساده آن می شود: I will do (I’ll do) من انجام خواهم داد.

مثال:  We’ll take the Chihuahua  ما چیواوا را خواهیم گرفت.

۱۰ تا از بهترین منابع غذایی حاوی زینک

زینک یک ماده معدنی نیرومند

می دانستید که مقدار مناسب زینک در رژیم غذایی شما با بهبود سیستم ایمنی مرتبط می باشد و زخمها زودتر جوش می خورند؟ مزایای دریافت میزان کافی زینک به همین جا ختم نمی شود. برخی از تحقیقها دریافت میزان مناسب زینک را با کاهش شدت و طول دوره سرماخوردگی، بهبود عملکرد تیروئید، تاثیر بیشتر بر لخته شدن خون، و حتی تاثیرات کاهنده روی زوال ایجاد کننده لک بر اثر سن مرتبط می دانند. تحقیقی در جولای ۲۰۱۵ در مجله شیمی زیستی این یافته را بیان کرد که احتمالا زینک نیز نقش مهمی در تنظیم ضربان قلب ، مثل بهبود بالقوه آن برای مبارزه با ضعف مربوط به بی نظمی در ضربان قلب دارد.

زینک یک ماده معدنی ضروری است، که بدن ما برای حفظ سلامتی فقط به میزان کوچکی از آن نیاز دارد (۸ میلیگرم برای خانمهای بالغ و ۱۱ میلیگیرم برای آقایان بالغ). با اینکه شاید فقط یک مقدار کم مورد نیاز باشد، قدرت این ماده معدنی نیرومند را دست کم نگیرید.

در اینجا ۱۰ ماده خوراکی که به شما کمک می کنند تا سهم زینک روزانه مورد نیاز به شما برسد ذکر شده است.

  1. گوشت قرمز و گوشت طیور (مرغ، غاز، بوقلمون…)

گوشت گاو و مرغ نه تنها مملو از پروتئین هستند بلکه وعده غذایی خوبی برای تامین زینک هستند. از بین مغذی ترین آنها، گوشت کم چربی را که چربی های آن جدا شده، یا گوشت طیور پوست کنده، مثل مرغ فرانسوی را انتخاب کنید. فقط سه اونس (به اندازه یک ورقه) سینه مرغ بدون پوست کباب شده ۶ درصد (۰٫۹ میلی گرم) از مقدار زینک روزانه توصیه شده را تامین می کند. با اینکه هیئت منصفه هنوز در این بحث مانده اند که اول مرغ بوده یا تخم مرغ، به هر حال تخم مرغ هم حاوی زینک می باشد، ۴ درصد (۰٫۶ میلی گرم) در هر تخم مرغ بزرگ زینک وجود دارد، پس چند تا تخم مرغ امروز بشکنید.

  1. بنشن (لوبیا، عدس، نخود و غیره)

غذاهایی مثل حموس، خوراک نخود، خوراک عدس، خوراک ادامامه (خوراکی که با سویا درست می شود)، و لوبیای سیاه و سفید را بخاطر دریافت زینک بیشتر و مزیتهای دیگری که برای سلامتی دارند به وعده های غذایی خود اضافه کنید. هر ربع فنجان حموس ۷ درصد (۱٫۱ میلی گرم) زینک روزانه توصیه شده برای بدن را تامین می کند.

بنشن ها به خاطر کالری نسبتا کمی که دارند غذاهایی با چربی کم، پروتئین بالا مملو از ویتامین، مواد معدنی و میزان زیادی فیبر خوراکی هستند.

  1. سبزیجات

می دانستید که سبزیجات مغذی مثل قارچ، اسفناج، کلم براکلی، کلم و سیر به اندازه بقیه مواد معدنی و ویتامینهای حیاتی حاوی زینک هستند؟ هر فنجان سبزی خام، قارچ و کلم هر دو حاوی ۲ درصد (۰٫۴ میلی گرم) زینک مورد نیاز روزانه می باشند. افزودن این غذاها به وعده روزانه بدون اینکه کالری زیادی به وعده غذایی خود اضافه کنید، میزان بیشتری زینک وارد بدن شما می کند.

  1. آجیل و تخمه

آجیل و تخمه همچنان منابع سرشار از زینک هستند که در روز مقداری زینک به بدن شما اضافه می کنند. ریختن یک اونس تخمه کدو یا تخم هسته کاج روی سالاد با هدف لذت بردن از قرچ قرچ جوییدن آنها به ترتیب ۱۵ درصد (۲٫۲ گرم) و ۱۲ درصد (۱٫۸ گرم) میزان زینک روزانه را به بدن شما وارد می کند. یا یک مشت پسته، گردو یا بادام زمینی (که از نظر فنی جزو بنشن به حساب می آیند) روی حلیم بلغور یا ماست کم چربی یا بدون چربی بریزید. هنوز دانه های چیا را امتحان نکرده اید؟ در هر قاشق از این دانه های کوچولو ۳ درصد (۰٫۵ میلی گرم) از میزان زینک روزانه موجود است.

  1. تمامی غلات

تمامی غلات دارای هزاران منفعت برای سلامتی هستند. مملو از فیبر، ویتامین، مواد معدنی و حدس بزنید، مملو از زینک هستند، فقط یک دوم فنجان جوی پرک پخته شده ۶ درصد (۰٫۹ میلی گرم) میزان مورد نیاز روزانه زینک را در خود دارد، در حالیکه همین میزان برنج سبوس دار ۴ درصد (۰٫۶ میلی گرم) و یک برش نان گندم شامل ۳ درصد (۰٫۵ میلی گرم) زینک می باشد.

  1. غلات غنی شده صبحانه

غلات آماده صبحانه با ویتامینها و مواد معدنی از جمله زینک غنی می شوند. در کل یک وعده از این غلات آماده حدود ۲۵ درصد (۳٫۸ میلی گرم) از میزان توصیه شده زینک را تامین می کنند. برچسب تغذیه آنها را بررسی کنید تا ببینید از آن نوع مورد علاقه ای که مصرف می کنید چه مقدار زینک دریافت می کنید. در انتخاب بهترین گروه تغذیه ای، غلات آماده ای که کلا از گندم و جو هستند و در هر وعده حداقل ۵ گرم فیبر دارند را انتخاب کنید و روی آنها شیر بدون چربی یا کم چربی (که آن هم دارای زینک می باشد) و یا میوه مورد علاقه خودتان بریزید.  

  1. شیر و لبنیات

شیر و ماست به جز اینکه منبع غنی کلسیم هستند خوشمزه هم هستند و منبع مغذی زینک می باشند. یک فنجان شیر بدون چربی یا کم چربی حاوی ۷ درصد (۱ میلی گرم) زینک مورد نیاز روزانه می باشد، در حالیک یک فنجان ماست ساده بدون چربی یا کم چربی ۱۵ درصد (۲٫۲ میلی گرم) زینک مورد نیاز را تامین می کند. شیر بدون چربی یا کم چربی را به غلات آماده، جو و یا مخلوط غلات اضافه کنید و ماست را با میوه های خشک یا تازه امتحان کنیدو.

  1. شکلات تلخ

چه غافلگیری خوشایندی! با این همه حقیقت مهیج دیگری که در مورد شکلات تلخ وجود دارد این است که منبع زینک می باشد. و هر چه تلخ تر بهتر: در هر اونس از انواع کاکائوهای ۶۰ تا ۶۹ درصدی حدود ۵ درصد (۰٫۸ میلی گرم) زینک توصیه شده روزانه موجود است، در حالیکه انواع کاکائوهای ۷۰-۸۵ درصدی شامل ۶ درصد (۰٫۹ میلی گرم) زینک می باشند. با اینکه شکلات تلخ ممکن است جزو منابع زینک مورد علاقه شما باشد به خاطر داشته باشید که تنها منبع نیست: برای کنترل میزان کالری و شکر، روزانه یک اونس از آن را مصرف کنید.

  1. شاه میگو و خرچنگ و انواع ماهیها

شاه میگو و خرچنگ هر دو منابع عالی زینک هستند. هر وعده ۳ اونسی شاه خرچنگ ۴۳ درصد (۶٫۵ میلی گرم) و شاه میگو ۲۳ درصد (۳٫۴ میلی گیرم) از میزان زینک مورد نیاز روزانه را تامین می کنند. برخی از انواع ماهیها مثل ساردین، سالمون، سفره ماهی و ماهی حلوا نیز حاوی زینک هستند اما دوز زینک در آنها کمتر است. انواع گسترده ای از غذاهای دریایی علاوه بر اینکه رژیم مناسبی برای سلامت قلب هستند با میزان بالای زینکی که تامین میکنند باعث می شوند قلب شما همانقدر شادتر بتپد!

  1. صدف خوراکی

این خوراکی دو لپه ای منبع قوی از زینک می باشد و در هر صدف متوسط ۵٫۳ میلی گرم زینک وجود دارد. حلزون صدف دار نیز پروتئین بالایی دارد، کالری نسبتا کمی دارد و حاوی ویتامینها و مواد معدنی با ارزشی از جمله ویتامین ث، ویتامین ب۱۲، آهن و سلنیوم می باشد. صدف پخته، کنسرو شده یا نیم پز را امتحان کنید، مهم نیست چطور آن را مصرف می کنید در هر صورت شما با مصرف آن در یک دوره درمانی خوشمزه قرار می گیرید که اضافه بر آن سیستم ایمنی قوی تری خواهید داشت. صدفها به خاطر دیگر منافعی که برای سلامتی دارند نیز مشهور هستند.

نوشته دکتر کلی کندی، بازبینی توسط دکتر مارین نامکنگ از سایت everydayhealth

مترجم: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

۹ موردی که اکثر افراد موفق هرگز باور ندارند

باور شکل دهنده هر عملی است

آدمهای باهوش بخاطر چیزهایی که می دانند باهوش نیستند. بلکه آنها بخاطر چیزهایی که باور دارند و ندارند باهوش هستند. موارد زیر دلایلی هستند که چرا آدمهای باهوش و موفق موارد ذکر شده را باور ندارند :

  1. آنها باور ندارند که گذشته آنها به آینده شان تحمیل می شود

همه ما محدودیتهایی داریم. همه ما چالشهایی در زندگی داریم. همه ما اشتباههایی داریم. با اینها دست و پای خودتان را نبندید، از آنها درس بگیرید.

گفتنش از عمل کردنش راحتتر است؟ همه اینها به نوع دید شما بستگی دارد. اشتباه می کنید: وقتی در کاری اشتباهی می کنید آن را به فرصتی برای یادگیری چیزی که بلد نیستید تبدیل کنید، بخصوص در مورد خودتان. (و وقتی یک نفر دیگر در مورد شما کار اشتباهی می کند، برخورد خودتان را به فرصتی برای دلسوز بودن، بخشنده بودن و درک داشتن تبدیل کنید.) هر جایی که بودید، هر کاری که کردید، گذشته شما فقط زمینه آموزش شماست. گذشته شما باید برای شما اطلاعاتی به ارمغان داشته باشد اما هرگز نباید معرف شخصیت شما باشد. نگذارید اینطور باشد.

  1. آنها وقتی که منظورشان نه هست تصمیم نمی گیرند بگویند بله

رد درخواست همکاران ، مشتریان، یا حتی دوستان واقعا سخت است. اما نتیجه نه گفتن به ندرت می تواند به آن بدی که انتظار دارید باشد. اغلب آدمها درک می کنند و اگر هم درک نکردند آیا باید به اینکه آنها چطور فکر می کنند تا این حد اهمیت بدهید؟

وقتی می گویید نه، برای چند لحظه حس بدی دارید. ولی وقتی با چیزی که واقعا دلتان نمی خواهد انجامش دهید موافقت می کنید ممکن است برای مدت طولانی حس بدی داشته باشید یا حداقل تا زمانی که مجبور به انجام آن کاری هستید که از اول نمی خواستید یا مجبوربه انجامش نبودید، حس بدی خواهید داشت.

برای نه گفتن تمرین کنید. به مرور زمان راحتتر می شود و مطمئن باشید که می توانید روی چیزی که واقعا باید برای خودتان و برای دیگران انجام بدهید، تمرکز کنید.

  1. فکر نمی کنند که وسط حرف کسی پریدن ایرادی ندارد

وقتی حرف کسی را قطع می کنید در واقع انگار دارید می گویید: “در مورد چیزی که می گفتی فکر نمی کردم. در مورد چیزی که می خواهم بگویم فکر می کردم و آنچیزی که من می خواهم بگویم آنقدر مهم هست که باید همین الان بشنوی.” جویای رابطه حرفه ای بهتری هستید؟ جویای رابطه شخصی بهتری هستید؟ به آنچیزی که آدمها می گویند گوش دهید. روی آن چیزی که می گویند تمرکز کنید. سوال بپرسید تا مطمئن شوید که متوجه منظور آنها شده اید.

آدمهای دیگه برای این شما را دوست خواهند داشت و آن احساسی که در نتیجه آن به شما دست می دهد را دوست خواهید داشت.

  1. آنها فکر نمی کنند مشکلی نیست که کاری را دیر انجام دهند

می دانم. سرتان شلوغ است. تو کار غرق شده اید و همیشه از کارها عقب هستید. و این مسئله شما را تحت فشار می گذارد تا وقت را از دست بدهید. (همینطور باعث می شود دیگران از دست شما دلخور شوند. هر وقت دیر می کنید به نظر دیگران اینطور می آید که شما حس می کنید وقت شما از وقت آنها مهمتر است.)

گرچه فکر می کنید نمی توانید کاری برای این مسئله انجام دهید اما دیر رسیدن یک انتخاب است. شما به خودتان اجازه می دهید که دیر برسید.

فردا، روز را کمی زودتر آغاز کنید. (این مسئله شما را نمی کشد) بعد زود خودتان را به اولین کار برنامه ریزی شده برسانید. نگران نباشید که وقت را از دست می دهید فقط از پیش برنامه بریزید و هر چیزی را که برای بهره مندی از این زمان زودتر نیاز دارید تا یک سری کارهای ساده را انجام دهید، مهیا کنید.

قول می دهم که خیلی کمتر مضطرب می شوید و در نتیجه با بصیرت تر، خلاق تر ، مصمم تر می شود و به سادگی در هر کاری که انجام می دهید قوی تر عمل خواهید کرد.

  1. آنها به تن پروروی و خلوت ناشی از دلخوری باور ندارند

این جمله را از نلسون ماندلا به خاطر داشته باشید: دلخوری مثل این می ماند که سم بنوشید و سپس امیدوار باشید دشمناتان کشته شوند. در مورد احساس بد داشتن، حسادت و حس بیزاری هم همینطور است.

احساسهای منفی را از خود دور گنید. وقتی حس خصومت را در خود نگه می دارید تنها فرد بازنده خود شما هستید.

  1. آنها فکر نمی کنند که وقت ندارند

هر کسی یک نفر را می شناسد که فقط به نظر می رسد که کارهای خیلی بیشتری از بقیه انجام می دهد. این غیر عاقلانه ترین چیزی است که می تواند وجود داشته باشد. این آدمها چطوری این کارها را انجام می دهند؟ آنها زندگی ندارند. در واقع آنها زندگی خیلی خوبی دارند. آنها فهمیده اند که چه چیزی برای آنها مهم هست و آنها را به انجام می رسانند. کشف کنید که چه چیزی برای شما مهم هست. همه آن چیزهایی که مهم نیستند را کنار بگذارید. بعد آنهایی که مهم هستند را اجرا کنید.

همه ما به یک اندازه وقت داریم، تفاوت فقط در نحوه استفاده ما از زمان است.

  1. باور ندارند که درقالبی در بیایند صرفا بخاطر اینکه در آن قالب باشند

گرچه کل صنایع به جلب نظر طرف مقابل متکی است اما هیچ کس شما را به خاطر لباسهایی که می پوشید، ماشینی که سوار می شوید یا خانه ای که در آن زندگی می کنید، دوست ندارد. یا هیچ کس شما را بخاطر عنوانی که دارید دوست ندارد. همه اینها فقط متعلقات شما هستند. شاید در حقیقت آدمها چیزهایی را که دارید دوست داشته باشند اما به این معنی نیست که خود شما را دوست داشته باشند. خودتان باشید. وقتی از تلاش در قالبی درآمدن یا تاثیرگذاری دست بردارید، شاید تعدادی از آشناها را از دست بدهید اما تعداد کمی دوست واقعی به دست خواهید آورد.

  1. آدمهایی را که دوست دارند نادیده نمی گیرند

هیچکس نیست که وقتی در بستر مرگ قرار می گیرد بگوید:”واقعا ای کاش وقت بیشتری را سرکار می بودم”، اما کسی را هم نمی شناسم که مثلا پدرش را از دست داده باشد و بعد بگوید: “ناراحتم اما می دانید واقعا احساس می کنم به اندازه کافی با او وقت گذرانده ام.” هر کسی زمان بیشتری را برای سپری کردن با اقوامش می خواهد وقتی که دیگر خیلی دیر شده است.

پدر و مادرتان شما را می شناسند و باز هم دوستتان دارند. با آنها تماس بگیرید. دلشان برای شما تنگ می شود. و حتی شاید فراموش کنید اما شما هم دلتان برای آنها تنگ می شود.

  1. آنها به صبر کردن اعتقاد ندارند

فرانکلین دلانو روزولت تقریبا درست می گفت. درسته،”تنها چیزی که باید از آن بترسیم خود ترس است.”، اما وقتی درگیر ترس می شوید شاید جمله بهتر این باشد،” تنها چیزی که باید ازآن بترسیم خودمان است.”

چرا؟ ما همه می ترسیم. ما از آنچه که شاید اتفاق بیفتد یا اتفاق نیفتد می ترسیم. ما از آنچه که نمی توانیم تغییرش دهیم می ترسیم. ما از آنچه که نمی توانیم انجامش دهیم می ترسیم. ما از اینکه دیگران چطور می توانند ما را بفهمند می ترسیم. ما می ترسیم.

و کار آسان این است که مکث کنیم، و برای لحظه مناسب صبر کنیم، تصمیم بگیرم که باید بیشتر فکر کنیم یا تحقیق بیشتری انجام دهیم یا راههای دیگری را بررسی کنیم.

در این حین، روزها، هفته ها، ماهها و حتی سالها می گذرد. پس بیایید به رویاهایمان جامه عمل بپوشانیم.

اجازه ندهید ترسهایتان شما را به عقب بازگردانند. هر چیزی را که برنامه ریزی کرده اید، هر چیزی را که تصور کرده اید، هر چیزی را که رویای آن را داشته اید، برای انجامش همین امروز دست به کار شوید. اگر می خواهد کاری را شروع کنید، اولین قدم را بردارید. اگر می خواهید تغییر در حرفه خود بدهید اولین قدم را بردارید. اگر می خواهد بازار کاری را گسترش دهید یا وارد بازار کاری شوید یا محصولات یا خدمات جدید طراحی کنید اولین قدم را بردارید. ترسهایتان را کنار بگذارید و شروع کنید. کاری انجام دهید. هر کاری.

امروز با ارزش است. به محض آمدن فردا امروز برای همیشه از دست می رود. امروز با ارزش ترین سرمایه ای است که همه ما داریم. وقت هدر کردن چیزی است که کاملا حس ترس را القا می کند.

نوشته جف هادن

مترجم: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

۱۰ راهنمایی برای پدر و مادرها در جهت تربیت کودکانی که قدردان هستند و لوس نیستند

به عبارت دیگر: چطور یک بچه لوس و ننر تربیت نکنیم

در تجربه های خصوصی خودم اغلب، خانواده های مرفه ای را می بینم که برخلاف ثروتی که دارند، به سفرهای بسیاری که می روند، خانه های زیبایی که دارند و صاحب جدیدترین اسباب، ماشینهای لوکس و اسباب بازیها هستند، برای تربیت بچه هایی که قدردان باشند و لوس نباشند، در کشمکش هستند. آنها از من می پرسند واقعا ممکن است و جواب من است است، “بله اما باید سخت روی آن کار کنید.” من اینها را پدر و مادر خودخواسته می نامم و سیاستهای زیادی لازم است تا این کار به نتیجه برسد.

SpoiledChineseKids

بنابراین، در اینجا فهرستی از ۱۰ موردی که شما و گروه حامی شما برای تربیت بچه های غیر لوس نیاز دارید تا واضح و مداوم دنبال کنید ذکر شده اند.

و در نهایت اگر یک بچه لوس و ننر دارید، بچه ای که وقتی آن چیزی را که می خواهد به دست نمی آورد بی وقفه نق می زند، گریه می کند و خودش را به زمین می اندازد، شما فقط باید خودتان را سرزنش کنید! حالا اگر همه مواردی را که ذکر شده انجام نمی دهید به هر حال در اقدام وانجام اکثراین رفتارها و شیوه ها تسلیم نشوید.

a897b35013b26a502360fca5d563d7b2

  1. اغلب بگویید…نه.

تمرین کنید تا چیزهایی که باعث خشنودی آنها می شوند را به تاخیر بیاندازید و همیشه به راحتی آن چیزی را که می خواهند به آنها ندهید حتی اگر می توانید خیلی راحت آنها را تهیه کنید.

  1. توقع داشته باشید از شما قدردانی کنند

از اینکه به کودکان خود بیاموزید بگویند لطفا و متشکرم فراتر بروید. به آنها یاد بدهید زمان تشکر حتما در چشمان شما نگاه کنند، به طور مناسب دست دهند، به خاطر چیزهای با محبت و بزرگوارانه ای که به آنها گفته می شود و داده می شود علاقه و قدردرانی نشان دهند. اگر این کارها را انجام ندادند، از آنها بخواهید هدیه را پس دهند (یا به شخص هدیه دهنده یا به شما تا برایشان نگه دارید) و به آنها توضیح بدهید که آنها هنوز آماده دریافت چنین هدیه ای نیستند.

  1. خودتان از خود گذشتگی را تمرین کنید

به افراد نیازمند لباس و اسباب بازی ببخشید (نه فقط وقتی که راحت است به آن همسایه هایی که بچه های کوچکتر دارند چیزی ببخشید) و بچه های خودتان را وادار کنید تا بخشی از این کار باشند. مرتب به طور خانوادگی این کار را انجام دهید و با هم وسایل را دسته بندی کنید، بسته بندی کنید و ببرید تا بچه ها ببینند که آن وسایل واقعا کجا می روند. و اغلب مواقع این کار را انجام دهید نه فقط در تعطیلات.

  1. مد نظر داشته باشید با چه افرادی معاشرت می کنید

اگر شما فقط دور و بر خانواده های مرفهی باشید که در پرورش بچه های خودشان همچین قصدی ندارند شما افرادی را دور خودتان جمع کرده اید که در رسیدن به آن نتیجه ای که برایش تلاش می کنید، هیچ کمکی نخواهند کرد. مطمئین شوید خانواده و دوستانی که زمان قابل ملاحظه ای را با آنها می گذرانید دنبال همان ارزشهایی باشند که شما هستید وگرنه بعد از مدتی احساس شکست در هدفتان می کنید.

  1. کارتهای تشکر بنویسید

بله، با قلم روی یک کاغذ با دست بنویسید! این روزها معمولا ظرفیت بچه ها در توجه کردن کمتر است و به راحتی حواسشان پرت می شود و به آنها آموزش داده نمی شود برای بروز قدردانی حواسشون را جمع کنند و به این مسئله توجه کنند. این کار ساده مهم میتواند تا حد یک مهارت برای آموزش بروز احساسات و اندیشه هایشان پیش برود.

  1. برای هر زمینی که می خورند آنها را نگیرید

از همان سالهای اول با آنها تمرین کنید تا حوادث طبیعی را بپذیرند، بعضی از تجربه های خودتان را با آنها در میان بگذارید و به آنها چیزهایی را مثل اینکه “زندگی بدون کاستی نیست” بیاموزید. به علاوه آنها را بیش از اندازه در برابر ناامیدی ها حمایت نکنید. شما واقعا باید درک کنید و باور داشته باشید که شکست و زمین خوردن بخشی از روند رشد موفقیت آمیز دوران کودکی است.

  1. در برابر درخواست آنها برای اینکه از چیزی چند تا بخرید از خودتان مقاومت نشان دهید

فقط به این خاطر که شما می توانید این کار را انجام دهید به این معنی نیست که باید این کار را انجام دهید. مثلا چهار تا عروسک از یک مارک نخرید، فقط یکی بخرید و کاری کنید کودک شما آن چیزهایی را که دارد دوست داشته باشد و به خاطر آنها سپاسگذار باشد.

  1. با پدر بزرگ و مادربزرگ آنها صحبت کنید و قصد خودتان را به آنها بیان کنید

تمایل خودتان برای داشتن بچه های مودب، قدردان، مهربان و مسئول و روش خودتان را برای رسیدن به این هدف با پدربزرگ و مادربزرگها در میان بگذارید. اگر آنها از آن دسته پدربزرگ و مادربزرگهایی هستند که دوست دارند نوه هایشان را لوس کنند شما به کمک آنها نیاز دارید. از آنها بخواهید که نوه هایشان را با محبت، با زمانی که برای آنها می گذارند، با مهربانی و توجه لوس کنند نه با اسباب بازی، خرج کردن و پول.

 

       ۹.  ارزش پول را به آنها بیاموزید

 

  1. داستان زندگی خودتان را با آنها در میان بگذارید

آخرین داستان را بگویید اما نه بی اهمیت ترین آن را، شما باید به بچه های خود داستان خوشبخت شدن خانواده را بگویید. وقتی در مورد ثروت یا خوشبختی حرف می زنم منظورم همه آن چیزی است که به این مسئله مربوط می شود. اگر ثروت چشمگیری به شما رسیده است داستان اینکه چطور این ثروت بوجود و به دست آمده است را بگویید. اگر خودتان به آن دست یافته اید هم داستان را بگویید، فقط فراموش نکنید اینکه ” هر چیزی را که خودتان نداشتید را به بچه های خود بدهید” همیشه کار خوبی نیست. احتمالا با برخورد به موانع در طول مسیری که در آن فردی که امروز هستید را ساخته اید چیزهای زیادی یاد گرفته اید.

 

نوشته: دکتر شرلی زیگلر، مشاور و روانشناس

مترجم: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

۹ کاری که نباید سر کار انجام دهید

یک نویسنده به نام تیم فریس به یک سری از عادتهای بد اشاره میکند که قطعا باید آنها را به لیست کارهایی که نباید انجام داد، اضافه کنید.

شاید شما در مورد “لیست کارهایی که نباید انجام داد” شنیده باشید. مدیران عامل و متخصصین کارآمد توصیه می کنند ایجاد چنین لیستی عامل بزرگ موثری در جهت ترقی است که به شما کمک می کند برای تمام چیزهایی که واقعا برای شما مهم هستند زمان باز کنید.

عالی به نظر می رسد. اما چی باید در آن باشد؟ تیم فریس که جزو پرفروش ترین نویسندگان می باشد نظریه هایی در این زمینه دارد.او در فایل صوتی کوتاه اخیر خود از ۹ عادت بد کاری صحبت می کند که خیلی از کارآفرینها و افراد دیگر شدیدا نیاز دارند آنها را از کارهایشان حذف کنند (احتمالش هست که شما هم حداقل تعدادی از آنها را انجام می دهید، خود من شخصا با انجام دو تا پنچ تا از این کارها شدیدا مقصرم)، پس تقریبا واضح است در این لیست چیزهایی هست که انجام ندادن آنها می تواند بازده کاری شما را بالا ببرد.

فریس می گوید خودتان را از پا در نیاورید، هر دفعه فقط یکی یا دوتا از این عادتها را کنترل کنید، عادتهای زیانبخش را قدم به قدم از بین ببرید و در نهایت میزان موثری از انرژی و زمانتان را بازیابی کنید.

جواب تلفن شماره های ناشناس را ندهید

فریس چند نکته منطقی در مورد این کار را به شما می گوید. اول اینکه وقفه در کار تمرکز شما را از بین می برد، به این قیمت که دور شدن از کار نیروی ذهنی و وقت بیشتری از خود صحبت کردن با تلفن از شما می گیرد، و دوم درصورتیکه این مسئله برای شما مهم هست در چنین حالتی در مذاکره در شرایط ضعیفی قرار خواهید گرفت، شما تقلا می کنید افکارتان را سروسامان بدهید در حالیکه تماس گیرنده کاملا آماده است. در عوض برای چک کردن پیامهایتان از Google Voice و یا از خدماتی مثل PhoneTag استفاده کنید تا پیامهای صوتی را به صورت ایمیل برای شما بفرستند.
اول صبح و آخر شب هیچ ایمیلی نفرستید

فریس می گوید:” اول باعث میشه برای اولویتهای کاری و همه برنامه های روزتان دست و پا بزنید و بعد شما را آشفته می کنه”، کی پافشاری می کنه ” ایمیل می تونه تا ساعت ۱۰ صبح منتظر بمونه” یا حداقل تا بعد از چک کردن لیست اصولی کارها.”

با هیچ جلسه یا تماسی که دستور کار یا زمان اتمام مشخصی ندارد موافقت نکنید

فریس این ادعا را دارد :” اگر نتیجه مورد نظر جلسه به طور واضح مشخص شود، لیست موضوعها دستور جلسه داشته باشد و سوالها در نظر گرفته شده باشد هیچ جلسه یا تماس کاری نباید بیش از ۳۰ دقیقه طول بکشد، پس این موارد را از آنها درخواست کنید و بعد به بهترین حالت آماده شوید و با هم از زمان استفاده خوبی ببرید.” 

اجازه ندهید آدمها از این ور و آن ور حرف بزنند

فریس معتقد است که این کار ناخوشانیده اما لازمه. او می گوید:” حرفهای جزئی وقتی زیادی می گیرند پس وقتی افراد شروع می کنند در مورد تعطیلات آخر هفته شان به شما بگویند مودبانه با حرفی مثل این که ، من وسط انجام کاری هستم اما چه خبر؟، حرف آنها را قطع کنید.”

اما آگاه باشید که هر کسی با این کار موافق نیست (و واضح است که در هر شرایطی این کار مناسب نیست) و شاید بخواهید وقتی در سفرهای بین المللی هستید به گپ زدن بپردازید.

مرتب ایمیلها را چک نکنید

ایمیلها را دسته بندی کنید و فقط هر چند وقت یکبار در زمانهای مشخص آنها را چک کنید (فریس با دو بار در روز موافق است). او می گوید صندوق ایمیلهای شما مثل پخش کننده قرص کوکائین می ماند. معتاد نشوید. استفاده مدبرانه از ابزاری مثل پاسخگوی خودکار و بومرنگ می توانند به شما کمک کنند.

با مشتریانی که سود کمی از آنها به دست می آید و آنهایی که نیاز دارند زیاد به آنها رسیدگی شود بیش از حد ارتباط برقرار نکنید.

فریس می گوید:”به دو روش یک تحلیل ۸۰-۲۰ از پایگاه اطلاعاتی مشتریان خود داشته باشید، اینکه ۲۰% از آنها ۸۰% یا بیشتر برای من سودآور هستند و اینکه ۲۰% از آنها ۸۰% یا بیتشر از وقت من را می گیرند؟ بعد سمج ترین و کم سودترین ایمیلها را روی پاسخ خودکار بگذارید و این کار را تغییر سیاست شرکت بیان کنید.”

این سیاستهای جدید باید شبیه چی باشند؟ فریس پیشنهاد می کند در ایمیل به مشتریانی که مشکل دارند چیزهایی مثل راهنمای تعداد تماسهای مجاز و دفعات قابل پیش بینی برای پاسخگویی را بیان کنید. اگر به نظر می رسد چنین کاری مشتریان پرحرف را آزرده خاطر می کند پاسخ آنها لروزما این است که مهم نیست؟ اگر از این قوانین جدید خوششان نمی آید ارائه دهنده خدمات دیگری را به آنها معرفی کنید ” گاهی شما واقعا مجبورید مشتریان خود را اخراج کنید.”

برای انجام همه کارها آنقدر زیاد کار نکنید که خیلی مشغول شوید

فریس معتقد است چاره غرق شدن در کار، بیشتر کار کردن نیست، بلکه نشستن و اولویت بندی کردن کارها است. پس اگر در کار غرق شدید این اشتباه را نکنید و دیوانه وار کار نکنید. در عوض بنشینید و تصمیم بگیرید چه کاری واقعا باید با فوریت انجام شود. اگر این بدین معنی است که برای کمی دیر تماس گرفتن عذرخواهی کنید یا حق الزحمه ای را دیر بپردازید، پس تا زمانیکه قصد مدیریت انجام کارهای مهم را دارید این کار را بکنید.

فریس می گوید:” اگر وقت ندارید به این معنی است که شما اولویت بندی ندارید پس قاطع تر فکر کنید، سخت تر کار نکنید.”

یک قلاده دیجیتالی را ۲۴ ساعته ۷ روز هفته با خودتان حمل نکنید

حداقل یک روز در هفته تلفن هوشمندتان را جایی بگذارید که نتوانید به آسانی آن را بردارید. اگر برای تلفنتان بی قرار هستید به احتمال زیاد شما از آن دسته افرادی هستید که بیش از همه چیز باید این عادت خاص را ترک کنید.

توقع نداشته باشید که کار جای خالی روابط و فعالیتهای غیر کاری را پر کند

فریس می گوید:” کار همه زندگی نیست. این کاملا واضح است اما این حقیقت تلخ وجود دارد، با اینکه تقریبا همه با این اصل موافق هستند راحت اجازه می دهند شرایط به سمتی برود که اعمالشان با ارزشهایی که از آن صحبت می کنند تطابق نداشته باشد. زمانی را که برای گذراندن با آنهایی که دوستشان دارید و برای کارهای خوشایند برنامه ریزی کرده اید حفظ کنید با همان سماجتی که زمان برگزاری یک جلسه کاری مهم را حفظ می کنید.

نوشته جسیکا استیل من

مترجم: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

آموزش در چهار گام، داستان شماره ۱ سطح مبتدی A2

بخش ۱: داستان:

Daniel Loves the Beach

Every Saturday Daniel and his family go to the beach. They live far from the beach, but once a week the family gets into the car and Daniel’s father drives for hours until they arrive. 

Daniel’s parents love the beach. Daniel and his sister and brother love the beach. The family’s dog loves the beach very much.

But it is a problem to go to the beach every week. Daniel’s father gets tired from driving so many hours. The rest of the family gets tired from sitting in the car for so many hours. Daniel’s mother says: “It’s fun in the beach, but it takes too much time to get there and back!”

Daniel and his sister and brother are very sad. They want to go to the beach, but it is a problem. They try to go the swimming pool, but it is not the same thing.

One day Daniel’s parents come to talk with the kids. They say: “We have a problem to go to the beach every week, but we love the beach, and you love the beach, and the dog loves the beach. So we have a solution. We need to live near the beach!”

Daniel and his sister and brother are very happy! Now they live near the beach. They go to the beach every day! 

THE END

بخش ۲: یادگیری لغات 

Beach ساحل ، کنار دریا

Drive راندن، رانندگی کردن، با وسیله نقلیه بردن

Arrive رسیدن

Parent پدر و مادر، والدین 

Tire  خسته کردن یا شدن، از پار درآمدن

Sit نشستن

Funخوشی، شادکامی ، مایه خوشی، خوشی آور، خوشایند 

Swim شنا کردن

Pool استخر

Solution راه حل

 

بخش ۳: ترجمه داستان

دانیل عاشق ساحل دریا است

دانیل و خانواده اش هر یکشنبه کنار دریا می روند. آنها دور از ساحل زندگی می کنند، اما این خانواده هفته ای یک بار سوار ماشین می شوند و برای رسیدن به آنجا پدر دانیل ساعتها رانندگی می کند.

پدر و مادر دانیل عاشق کنار دریا هستند. دانیل و خواهر و برادرش عاشق کنار دریا هستند. سگ این خانواده هم عاشق کنار دریا است.

اما هر هفته کنار دریا رفتن یک دردسر است. پدر دانیل از ساعتها رانندگی کردن خسته می شود. بقیه افراد خانواده هم از نشستن تو ماشین به مدت طولانی خسته می شوند. مادر دانیل می گوید:” کنار دریا خوش می گذرد اما رفت و برگشت به آنجا زمان زیادی می گیرد.

دانیل و خواهر و برادرش خیلی ناراحت هستند. آنها دلشون می خواهد کنار دریا بروند اما مایه دردسر است. آنها سعی می کنند هر هفته به استخر بروند اما مثل کنار دریا نمی شود.

یک روز پدر و مادر دانیل می ایند و با بچه ها صحبت می کنند. آنها می گویند:” برای اینکه هر هفته کنار دریا برویم مشکل داریم، اما ما عاشق کنار دریا هستیم، شما عاشق کنار دریا هستید، و سگ ما هم عاشق کنار دریا است. پس ما یک راه حل داریم. ما باید کنار دریا زندگی کنیم.”

دانیل و خواهر و برادرش خیلی خوشحال هستند! حالا آنها کنار دریا زندگی می کنند. آنها هر روز به کنار دریا می روند.

 

بخش ۴: نکات گرامری

مصدرها Infinitives  

ظاهر این لغات شکل فعل هست اما نقش اسم را بازی می کنند

مثال : I like to eat Pizza  من پیتزا خوردن را دوست دارم. (من دوست دارم پیتزا بخورم) در این جمله to eat فعلی است که نقش اسم را بازی می کند .

مثال: They try to go the swimming pool  در اینجا to go فعل مصدر می باشد.

این گونه افعال با فعل گذشته و فعل استمراری به کار نمی روند یعنی به صورت زیر نمی توان از آنها استفاده کرد:

To went, to going اشتباه است.

 

اسم فعل Grunds, ing form

این لغات هم مثل مصدرها ظاهری شبیه فعل دارند اما نقش اسم را بازی می کنند.

مثال: playing volleyball at the beach is fun در اینجا playing نقش اسم را بازی می کند که موضوع این جمله است.

والیبال بازی کردن در ساحل خوشحال کننده است.

مثال: Daniel’s father gets tired from driving so many hours

پدر دانیل از ساعتها رانندگی کردن خسته می شود.

در اینجا driving رانندگی کردن، نقش اسم را بازی می کند.

 

چه زمانی از مصدر و چه زمانی از ing استفاده کنیم؟

ing  وقتی استفاده می شود که آن لغت موضوع جمله باشد. اما مصدرها بعد از افعال خاصی به کار می روند مثل:

– forget, help, learn, teach, train
– choose, expect, hope, need, offer, want, would like
– agree, encourage, pretend, promise
– allow, can/can’t afford, decide, manage, mean, refuse

بعضی افعال هم هستند که در مورد آنها چه از مصدر استفاده کنید چه ing  معنای آنها فرقی نمی کند. مثل:

begin, continue, hate, intend, like, love, prefer, propose, start

آموزش در چهار گام: داستان شماره ۱ سطح مبتدی A1

بخش ۱، داستان:

Angela lives in Brazil.

Angela loves Brazil. 

Tom lives in Canada.

Tom loves Canada.

Angela and Tom met.

Angela and Tom want to play.

Angela and Tom want to jump.

Angela and Tom want to yell. 

Angela and Tom play, jump and yell.

بخش ۲: یادگیری لغات:

Live  زندگی کردن، زنده بودن، عمر کردن

Love دوست داشتن، عاشق بودن

Meet ملاقات کردن، دیدار کردن، به هم برخوردن ، آشنا شدن

بخش گذشته فعل: met ملاقات کردند، به هم برخوردند

Want خواستن، دوست داشتن

Play بازی کردن

Jump پریدن

Yell فریاد کشیدن، داد زدن

 

بخش ۳: ترجمه داستان:

آنجلا در برزیل زندگی می کند.

آنجلا عاشق برزیل است.

تام در کانادا زندگی می کند.

تام عاشق کانادا است.

آنجلا و تام با هم آشنا شدند.

آنجلا و تام دوست دارند بازی کنند.

آنجلا و تام دوست دارند بپرند.

آنجلا و تام دوست دارند فریاد بزنند.

آنجلا و تام بازی می کنند، می پرند و فریاد می زنند.

 

بخش ۴: نکات گرامی:

  • صرف زمان حال، فعل سوم شخص مفرد:

در صرف زمان حال فعل سوم شخص مفرد پس از ضمیر she/he یا اسم فرد، یک s به آخر افعال اضافه می شود

مثال :  I live من زندگی می کنم

You live تو زندگی می کنی

She/he (Angela, Tom) lives   او (آنجلا، تام) زندگی می کند

  • صرف زمان گذشته افعال:

افعال وقتی به زمان گذشته تبدیل می شوند به دو بخش تقسیم می شوند:

افعال با قاعده: افعالی هستند که با افزودن d  یا ed به انتهای آنها تبدیل به گذشته می شوند

مثال: live گذشته آن می شود lived

love گذشته آن می شود loved  

want گذشته آن می شود wanted

play گذشته آن می شود played

افعال بی قاعده: افعالی هستند که وقتی به گذشته تبدیل می شوند شکل فعل تغییر می کند و بخش گذشته اینگونه افعال را باید حفظ کرد

مثال: meet گذشته آن می شود  met

۷ دلیل برای اینکه احتمال موفقیت افرادی که سفر می کنند بیشتر است

همه ما می خواهیم موفق باشیم و بعضی از ما موفق می شویم در حالیکه بقیه موفق نمی شوند. در این خصوص که چه چیزهایی راه موفقیت را می سازند بحثهای زیادی هست. شکی نیست که پشت کار، سخت کار کردن و با انگیزه بودن و روی کار تمرکز کردن موثر است. اما آیا موفقیت یعنی اینکه بدانیم چه زمانی وقت کنار کشیدن از کار و رفتن به تعطیلات است؟ شواهد زیادی هست که افرادی که مکرر به سفر می روند تمایل بیشتری برای موفق شدن دارند.چگونگی این مطلب را در زیر بیان می کنیم:

۱.ترس از مسائل نامعلوم از جاه طلبی ناشی می شود.

سفر کردن به شما کمک می کند تا در حال ساختن شخصیت خود به طور طبیعی توانایی هایی کسب کنید. دکتر بن میشلیز روانشناس بالینی و متخصص سلامت روحی می گوید:” مکرر سفر کردن شما را از منطقه آسایشتان خارج می کند و تجربه ها و دنیای جدیدی را به روی شما باز می کند. مواجه شدن با مسائل و داستانهای جدید به شما روشهای موثری برای مقابله با مسائل می آموزد که به شما کمک می کنند بتوانید ترس از مسائل نامعلوم را مدیریت کنید و دوام بیاورید.

وقتی به مسافرت می روید یاد می گیرید چالشها را بپذیرید و برای رویارویی با آنها کاری انجام دهید. همچنین راههای خلاقانه ای برای وفق دادن خودتان با تغییرات می آموزید و یاد می گیرید از چیزهایی که دارید عاقلانه استفاده کنید. همه این برخوردها همان اصل مهارتهای دستیابی به موفقیت در تجارت هستند و الهام بخش حس نوآوری و خلاقیت می باشند.

۲. چیز جدیدی را تجربه کردن می تواند افق دید شما را گسترده کند.

خیلی از ما هر روز سر همان میز در همان اداره می رویم و در همان شرکت کار می کنیم. راحت است. اما گاهی وقتی چیزهای آشنا را رها کنیم و چیزهای جدیدی ببینیم می توانیم خیلی یاد بگیریم و بیشتر فکر کنیم. شاید برایمان تصورهای تازه ای به جا گذارد.  پذیرفتن تغییرات میتواند در تمام مراحل زندگی به ما کمک کند.

۳. همیشه تصویر بزرگی از مسایل را خواهید دید.

وقتی زمانی نداریم که از کار دور بمانیم راحت تحت تاثیر فشارهای بدیهی هر روزه قرار می گیریم. یک کم دور ماندن از کار حتی اگر به اندازه فقط یک آخر هفته طولانی باشد می تواند از نظر روانی فاصله ای برای ما ایجاد کند که می توانیم راحت ببینیم مسائل واقعا چگونه هستند.

پرفسور جاش دیویس استادیار عصب شناس می گوید:” وقتی کمی فاصله می گیریم راحتتر می توانیم تصویر بزرگتری از موضوع را ببینیم بنابراین به جای اینکه فقط به آن چیزی که پیش رو داریم توجه کنیم روی آنچه می خواهیم تمرکز می کنیم و برای به دست آوردن آنچه که می خواهیم تمایل بیشتری به خطر کردن داریم. با اینکه خیلی خوب است که با رفتن به تعطیلات کاملا از کار دور شوید، پیشنهاد می کنم که گاهی ۱۵ دقیقه بنشینید و در مورد آن چیزهایی که واقعا در کارتان برایتان مهم هستند فکر کنید برای اینکه با ایجاد این فاصله از نظر روانی آمادگی خیلی بهتری برای دیدن آنها پیدا خواهید کرد.”

۴. به تعطیلات رفتن کلا وضعیت سلامتی شما را بهتر می کند.

انباشته شدن استرس خطر ابتلا به هر بیماری را در ما افزایش می دهد و بیماری و ضعف سلامتی بر روی توانایی ما در حفظ اهداف شغلی و شخصی مان تاثیر می گذارد.

جسی گیل یک پرستار عمومی می گوید:”تعطیلات می تواند میزان خشم را کم کند و میزان سوخت و ساز بدن را بالا ببرد. تعطیلات نه تنها تاثیر زیادی بر سلامت ما دارد بلکه قوه ابتکار را زیاد می کند، زمان را تازه و مثبت اندیشی را زیاد می کند و در کل بهره وری را افزایش می دهد.”

آن بیرون یک دنیای زیبا منتظر شما است تا آن را کشف کنید.

۵. ایجاد ارتباط اجتماعی به شما کمک می کند برای ایجاد احترام و تاثیرگذار بودن پایه ریزی کنید.

شارون شوایتزر داستانی از مدیر عامل یک شرکت مشاور تعریف می کند که برای یک مامویت چند ساله بزرگ به میانمار فرستاده می شود. طی سالهای ۱۶۹۲ تا ۲۰۱۱ ملت میانمار تحت نظام دیکتاتوری نظامی اداره می شدند. و شاید به این مدیرعامل توصیه شده بود که فرهنگ این کشور دستورالعملها را پیش روی مردم می گذارد. با این وجود او به سرعت فهمید که خلاف این مطلب درست است.

در طول زمان، این مدیرعامل در دولت و جوامع تجاری دایره مهم نامحدودی از ارتباطات بوجود آورد. در یک فرصت پس از ملاقات با یک صادر کننده شکر او را به تعدادی از افراد والا مقام در وزارتخانه کشور معرفی کرد.

این شبکه برای همه موجب موفقیت شد. این مدیرعامل مثالی است برای اینکه چطور می توانید ارتباطهای ارزشمندی را پایه گذاری کنید بدون اینکه به زرنگی و مرد رندی متوسل شوید، و بهتراست دیگر رشوه خواری و فساد را ذکر نکنیم.

همینطور مدیرعامل دیگری یک بار به شوایتزر گفته بود:” به احتمال زیاد لازم است در طول زمان در چندین سال قبل از اینکه چیزی امضاء شود، مهر شود یا به شما محول شود برای ایجاد روابط سرمایه گذاری کنید.”

۶. از پیش برنامه ریزی کردن تکمیل مناسب یک پروژه را تضمین می کند.

در مصاحبه شوایتزربا آقای یوکی اوچیای معاون کنسول ژاپن در هوستون او این مسله را که چرا عملا هیچ مخالفتی در هیئت رئیسه ژاپن وجود ندارد، اینگونه توضیح داد: از پیش برنامه ریزی کردن و ساختار آرای عمومی و یا مفهوم کلمه ژاپنی نماواشی. در اصل نماواشی عبارتی است که در باغداری و در مورد اهمیت هرس کردن و کاشت درختان در جهت جلوگیری از حالت شوک به کار می رود.

آقای اوچیای می گوید، وقتی این عبارت را در تجارت به کار ببریم نماواشی به معنی توضیح یک پروژه یا طرح  در یک سری جلسه با همکارانی است که در جلسه یا مذاکره نهایی شرکت خواهند داشت.

این کار فرصتی ایجاد می کند تا ریشه مشکل هر چالشی مشخص شود. و فقط بعد از آن می توان راجع به مشکلات بحث کرد، آنها را برطرف و حل کرد. و این کار راه را در خرید گروهی هموار می کند، همینطور در جلسه ها از اینکه افراد توی حرف هم بپرند، از اینکه یک نفر خیط شود و یا از مخالفتها جلوگیری می کند.

شوایتزر طی آخرین سفر به توکیو متوجه شد که تجار ژاپنی شبیه هم لباس می پوشند. کت و شلوارهای تیره، پیراهنهای سفید، کرواتهای روشن، کفشهای مشکی و کیفهای چرمی که روی شانه می اندازند. او می گوید آنها نمونه کلاسیکی از هماهنگی گروهی در ژاپن هستند.

۷. سفر کردن وسعت دید را بالاتر می برد.

جیسون ما، رئیس ارشد شرکت TreeEQ که به مدیران عامل و مدیران مشاوره موفقیت می دهند ،می گوید:” هر زمان از سفر بر می گردم احساس می کنم چیز جدیدی یاد گرفته ام و دانسته هایم و یا دیدم را در مورد اینکه دنیا واقعا چطور پیش می رود بالا برده ام. این دنیا برای فرصت دادن و یاد دادن عظیم است ، و برای دستیابی بزرگ نیست.”

او اینطور ادامه می دهد:” خانواده اولین اولویت من می باشد اما باید بگویم سفر، که در طی آن خودم با خودم تنها هستم، فضایی به من می دهد که تعمق کنم و کمی ذهنم را واضح کنم و تجدید قوا کنم. من متوجه شدم که این کار واقعا به روابط کمک می کند در صورتیکه ما آن را به عنوان فرصتی برای دلتنگ شدن برای هم ببینیم.”

نوشته آلی والانسکی

ترجمه: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

۷ عملی که آدمهایی با روحیه قوی به گونه ای متفاوت انجام می دهند

همه ما به طور ذاتی قوی نیستیم. برخی از ما احساس خشم یا نا امنی می کنیم که این مسئله به راحتی زرهی را که به تن داریم در هم می شکنند. پس چطور باید خودتان را قوی کنید تا بتوانید تا بیشترین حد ممن اعتماد به نفس کسب کنید؟ در اینجا هفت روشی که افراد قوی به آن عمل می کنند ذکر شده است!

۱- افراد قوی خودشان را کنترل می کنند.

دو نوع آدم در دنیا وجود دارد: آنهایی که به تقدیر اعتقاد دارند و آنهایی که اعتقاد دارند روی همه چی کنترل دارند. طبق گفته مجله Inc شما باید فرد نهایی باشید، نگرانی در مورد اتفاقهایی که برای شما می افتد را متوقف کنید و خودتان آنطور که می خواهید مسائل را برای خود بوجود آورید.

۲- افراد قوی انعطاف پذیر هستند.

زندگی همیشه آنطور که برنامه ریزی کرده ایم پیش نمی رود. پس بهتر است بتوانید زمانیکه لازم است تغییر موضع دهید. طبق گفته مجله فوربس (Forbes)، انعطاف پذیر بودن بدین معنی است که شما برای اتفاقهای غیر منتظره آماده هستید و زمانیکه چیزی ناگزیر تغییر می کند شما از هم نمی پاشید.

۳- افراد قوی از اشتباهاتشان درس می گیرند.

می توانید انتخاب کنید که یا به خاطر اشتباهاتتان از هم بپاشید یا از آنها ابزاری برای موفقیت بسازید. به شکستها مثل آموزش نگاه کنید و به اشتباههای خود اجازه ندهید تا معرف شخصیت شما باشند. طبق گفته مجله Inc به این لحظات مثل آموزشی نگاه کنید که باعث می شوند شما قوی شوید.

۴- افراد قوی اهداف مشخصی بوجود می آورند و سپس آنها را به دست می آورند.

گاهی ذهن شما به همه جا می رود و این به این خاطر است که شما مسیر مشخصی ندارید. دارید چه کار می کنید؟ چه زمانی می خواهید این کار را به نتیجه برسانید؟ در یک تحقیق در دانشگاه هاروارد به این نتیجه رسیدند دانشجویانی که هدف تعیین می کنند دو برابر بیشتر از آنهایی که هیچ هدفی ندارند تمایل به تحصیل دارند. پس هدف خود را بنویسید و سپس حاصل آن را برداشت کنید.

۵- افراد قوی به دنبال پذیرش از جانب خود هستند، نه دیگران.

اکثر ما دلمان می خواهد که مردم ما را دوست داشته باشند اما توانایی ما در دوست داشتنی بودن از درون ما نشات می گیرد. از قضا، تا زمانیکه شما نگران این باشید که آیا دیگران شما را دوست دارند یا نه اکثر مردم از شما خوششان نمی آید. طبق گفته مجله Inc، این دوست داشتنی بودن درونی قابل تحسین است و هر زمان که شما این نوع طرز فکر را بپذیرد روابط شما شادتر می شود.

۶- افراد قوی استرس خود را مهار می کنند.

آن چیزی را که به شما کمک می کند تا سطح استرس خود را کم کنید پیدا کنید. شاید نوشیدن چای باشد، شاید ورزش کردن و شاید فقط زمانی را تنها گوشه ای نشستن باشد. اما در تحقیقی در دانشگاه نیویورک دریافتند که استرس باعث می شود کنترل احساسات در آدمها سخت تر شود. دلتان می خواهد احتمال اینکه یکدفعه سر کار از گریه منفجر شوید را کم کنید؟ خودتان را از شر استرس خلاص کنید.

۷- افراد قوی چیزهای کوچک را نادیده می گیرند.

دلواپس مسائل کوچک بودن را متوقف کنید. طبق گفته مجله Inc توانایی ذهنی شما به یک اندازه محدودی است. پس خودتان را دچار فرسایش نکنید. با اینکه باید این مسئله را بپذیرید که شما روی زندگی خود کنترل دارید اما دچار وسواس در کنترل نشوید.

نوشته نیکل ویور

مترجم: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

سفر به مراکش

مراکش کشوری در آفریقای شمالی است که در خط ساحلی اقیانوس اطلس شمالی و دریای مدیترانه واقع شده است.

مراکش با داشتن کوههای مرتفع، بیابانهای گسترده، خط ساحلی ناهموار، و شهرهایی با محله های باستانی و کوچه های پیچ در پیچ متنوع ترین کشور در آفریقا می باشد.

images

مراکش اساسا از اعراب و بربرها یا ترکیبی از هر دو نژاد تشکیل شده است. شمار قابل ملاحضه ای از بربرها اساسا در مناطق کوهستانی کشور زندگی میکنند، پناهگاه وسیعی که در آنجا زبان و فرهنگ خودشان را حفظ کرده اند. بخشی از جمعیت مراکش پناهندگانی از اقوام اسپانیایی هستند که در قرن ۱۵ از سرزمینهای اشغالی ریکونکویستا (Reconquista) گریخته اند.

سیاست خارجی مراکش استقلال یافته اکثرا با همسایه های عرب خود متفاوت می باشد. منابع اصلی اقتصاد مراکشی ها صنعت کشاورزی، فسفات، توریست و نساجی می باشد.

Morocco-walls-carriage

از نظر غربی ها مراکش کشوری است که بلافاصله شما را برای همیشه مجذوب خود می کند. گرچه فقط به اندازه یکساعت قایق سواری تا اسپانیا فاصله دارد اما به خاطر فرهنگ اسلامی و به شدت سنتی، به نظر می رسد از اروپا خیلی دور است. در سرتاسر کشور برخلاف حاکمیت قوانین استعماری اسپانیایی و فرانسوی در طول سالها و وجود شهرهای مدرن و بین المللی مثل ربات و کازابلانکا، حال و هوای گذشته های خیلی دوررا همیشه در سطح کشور احساس می کنید. در شهر فز که احتمالا زیباترین شهر در بین همه شهرهای عربی است سبک زندگی جاری هنوز ریشه ای از زمان قرون وسطایی دارد ، زمانی که پادشاهی مراکش از سنگال به اسپانیای شمالی گسترش یافت و این در حالی است که هنوز در کوهستانهای اطلس و ریف امکان رسم نقشه قبیله ای جمعیت بربرها وجود دارد. اگر بخواهیم از تمام این توصیفها تابلویی ترسیم کنیم ظاهر کشور از سواحل مدیترانه گرفته، سرتاسر چهار خط کوهستانی تا صحرای شنی و پوشیده از خار و خاشاک و خالی از سکنه آن فوق العاده است.

morocco-desert

 

طبق سلیقه خود می توانید یکی از شهرهای زیر را برای گردش انتخاب کنید:

شهرهای مراکش:

ربات (Rabat): پایتخت مراکش، خیلی آرام و بی دردسر، نقاط چشمگیر آن منار و برج متعلق به قرن ۱۲ می باشد.

rabat-morocco

rabat

rabat-church

کازابلانکا  (Casablanca): این شهر مدرن در کنار دریا نقطه آغاز همه بازدیدکننده هایی می باشد که با هواپیما به این کشور می آیند. چنانچه وقت دارید هم شهر قدیمی و تاریخی و هم مسجد مدرن که سومین مسجد بزرگ دنیا می باشد ارزش دیدن در یک بعدازظهر را دارند.

Casablanca

casablanca-morocco-mosque

casablanca-morocco-beach

فز (Fez) : پایتخت قدیمی مراکش و یکی از قدیمی ترین و بزرگترین شهرهای قرون وسطایی در دنیا می باشد.

Fes-Morocco-46

شهر مراکش (Marrakech) : این شهر ترکیبی از مراکش قدیم و جدید است. برای حداقل دو روز پرسه زدن در بازارهای پیچ در پیچ و خرابه های شهر قدیمی برنامه ریزی کنید. میدان بزرگ دجیما الفنا (Djeema El Fna) در غروب را نیز از دست ندهید .

marrakech-square

la-sultana-marrakech

مکنس (Meknes) : شهری از گذشته که زنگ تفریحی برای خوشامدگویی به جمعیت توریستهایی است که از شهر همسایه فز می آیند. قبلا پایتخت شاهنشاهی بوده و دیوارهای گسترده خودش را حفظ کرده است. با این همه شهر قدیمی کوچکتری نسبت به فز به شمار می آید. تعدادی تاکستان نیز در اطراف مکنس وجود دارد.

Meknes-603190

اورزازات (Ouarzazate): پایتخت جنوب محسوب می شود، اورزازات نمونه فوق العاده ای برای جهانگردان است و شهری است که شرایط باستانی را در خود حفظ کرده است  و حس و حال شهر باستانی و شگرف در آن از بین نرفته است.

Kasbah-Ouarzazate2

 

ouarzazate-hotel-sultana-royal-golf-306447_1000_560

تانگیر(Tangier): نقطه شروع اکثر بازدید کننده هایی که که با کشتی از اسپانیا می رسند. گیرایی اسرارآمیزی که از نظر تاریخی نظر هنرمندان بیشماری مثل ماتیاس، موسیقدانهایی مثل هندریکس، سیاستمدارانی مثل چرچیل، نویسندگانی مثل باروز و تواین و افرادی مثل مالکوم فوربز را به خوذ جلب کرده است.

 

mirage-tangier-morocco-exterior-lg

 

tangier27

تارودانت (Taroudannt) : یک شهر جنوبی بازرگانی است

taroudant_agat1

تتووان (Tetouan) : سواحلی زیبا دارد و دروازه کوهستانهای ریف می باشد.

Tetouan

الهوسیما(Al Hoceima) : شهری شگفت انگیز در شمال مراکش با سواحلی زیبا و مردمی دلنشین، مکانی است که گردشگران از هر جای دنیا باید آن را ببینند.

Maroc, Al Hoceima
Maroc, Al Hoceima

آگادیر (Agadir): آگادیر بخاطر سواحلش معروف است. این شهر با تاثیر کمی از تاریخ و فرهنگ نمونه خوبی از مراکش مدرن می باشد. سوار اتوبوسهای محلی شوید و به شمال شهر یعنی آئوریر و تامراگت که سواحل فوق العاده ای دارند بروید.

Agadir_Morocco_96408260

امیزمیز (Amizmiz): با وجود بزرگترین بازار روزهای بربرها در کوههای مرتفع اطلس در هر سه شنبه، امیزیز مقصد محبوبی برای مسافرانی است که به دنبال یک سفر یه روزه هستد و از شهر مراکش فقط با فاصله زمانی یکساعت می توانند به آسانی به آنجا برسند.

Amizmiz_001

چفچائون (Chefchaouen): یک شهر کوهستانی درون مرزی بندر طنجه که پر از کوچه های پر پیچ و خم سفید، درهای آبی رنگ، و درختان زیتون می باشد، چفچائون مثل یک کارت پستال شفاف است و خوش آمدی برای گریز از بندر طنجه می باشد که حس سرزمینهای یونانی را در شما ایجاد می کند.

Chefchaouen-Morocco-Tourism.3

cheochfan_823647

اسائوریا (Essaouira): یک شهر باستانی در کنار دریا که به تازگی گردشگران آن را دوباره کشف کرده اند. از اواسط ماه جون تا ماه آگوست مملو از جمعیت می باشد اما در بقیه مواقع شما تنها فرد در ساحل خواهید بود. از موسیقی خوب و مردم فوق العاده با نزدیکترین خط ساحلی به مراکش لذت ببرید.

essaouria

essaouira

ایموزر (Imouzzer): شهر سنتی بربرها که در کوههای اطلس واقع شده است با منظره ای زیبا و آبشاری فوق العاده. صنایع دستی های عالی، روغن ارگان و جواهر بربرها.

مرزوگا و محمید (Merzouga and M’Hamid ) : از یکی از این دو دهکده در کناره صحرا با شتر یا خوردهای ۴ دیفرانسیلی یک شب یا یک هفته میان تپه های شنی و زیر ستارگان می روند.

lowcost-morocco-travel-camel-riding6

تینرهیر(Tinerhir) : این شهر نقطه عالی برای دسترسی به کوههای مرتفع و خیره کننده اطلس می باشد.

.

سوغاتی هایی که می توانید بخرید:

جدا از گردشگرانی که از سوغاتی های کلاسیکی مثل کارت پستال و زیورآلات خوششان می آید چیزهایی در این منطقه هست که در مکانهای دیگر به سختی یافت می شوند و یا حتی منحصر به فرد هستند:

خرما: که می توانید پس از مقداری چان زنی به اندازه یک جعبه پرتقال با قیمت مناسب بخرید

اجناس چرمی: مراکش به طور واقعا عظیم کالای چرمی تولید می کند. حواستان باشد که بعضی از بازارها پر از نمونه های بی کیفیت هستند. فروشگاههای طراح را می توانید در مرکزخریدهای بزرگ بیابید.

روغن آرگون و محصولاتی که از آن گرفته می شود مثل صابون و لوازم آرایشی.

تاگین: ظرفهای سفالی کلاسیک مخصوص طبخ غذای مراکشی ساخته شده از خاک رس که اگر قصد دارید وقتی به خانه برگشتید مراکش را به آشپزخانه خود ببرید غذاهای آب دار و روغن دار در آنها بهتر پخته می شوند.

بیراد: قوریهای کلاسیک مراکشی

دجلاباه: چادرهای کلاسیک مراکشی با روبنده. اغلب دارای طرحهایی با بافت ظریف هستند و بعضی از آنها مناسب هوای گرم و بقیه طرحهایی که بافت ضخیم تری دارند مناسب هوای سرد می باشند. شهر چئوچفان مکان عالی برای خرید چادرهای پشمی ضخیم می باشد.

قالی: قالی های دست بافت بربری را می توانید مستقیما از استادکارانی که آنها را بافته اند بخرید. اگر به روستاهای کوچک بروید مثل روستای آنزال در استان شهر اورزازات می توانید بافنده ها را ببینید، کارشان را تماشا کنید و آنها با خوشحالی با چای از شما پذیرایی می کنند و کارهایشان را به شما نشان می دهند.

Carpet-store-Marrakech-Morocco

ادویه: خارج از شهرهای قدیمی می توانید ادویه را ارزان و در شهرهای خشک و گرم با کیفیت عالی بخرید.

خورد و خوراک در مراکش

غذاهای مراکشی با پرسهای زیاد و تنوعی برگرفته از تاثیرات عربی و مستعمره ای کشور، اغلب به بهترین غذاها در دنیا شهرت دارند. متاسفانه به عنوان یک گردشگر در مراکش به خصوص اگر برای خرج کردن برنامه ریزی کرده باشید به تعدادی از غذاهایی محدود می شوید که مختص منوی کافه ها و رستورانها در سطح کشور می باشند.  با توجه به اینکه مراکشی ها غذاهای محلی خود را در خانه هایشان می خورند اکثر رستورانها غذاهای خارجی برای مراکشی ها سرو می کنند. به جزدر شهرهای اصلی، مراکشی ها معمولا در رستورانها غذا نمی خورند بنابراین انتخاب غذا معمولا به غذاهای بین المللی مثل غذاهای چینی، هندی و فرانسوی محدود می شود.

غذاهای سنتی مراکش:

کاسکاس: که از دانه های سمولینا تهیه می شود و در ظرفهای صافی مانند بخارپز می شود و به کاسکاسری معروف است غذای اصلی اکثر مراکشی ها و احتمالا معروفترین خوراک مراکشی ها می باشد. این غدا می تواند به همراه خورش یا تاگین مخلوطی از گوشت و سبزیجات سرو شود و به عنوان غذای اصلی ارائه شود. تقریبا همه رستورانهای مراکشی سنت سرو کاسکاس را در روزهای جمعه به جا می آورند.

تاگین (یا تاجین): خورشی ادویه دار با گوشت و سبزیجات که ساعتهای زیادی در ظرفهای سفالی مخروطی شکل آرام می جوشد (اسم این ظرفها ازهمین غذا گرفته شده است).رستورانها دهها نوع از این غذا را (با توجه به قیمتهای رستوران) از تاگین مرغ با لیمو و زیتون، با گوشت بره یا گاو عسلی شده، با ماهی یا میگوی غلتیده در سس ادویه دار گوجه فرنگی ارائه می دهند. تنوع بسیاری از این نوع غذا وجود دارد.

کالیا: یکی از غذاهای پرطرفداری که نژاد بربر به غذاهای مراکشی اضافه کرده است کالیا می باشد که ترکیبی است از گوشت بره، گوجه فرنگی، فلفل دلمه ای قرمز و پیاز و با کاسکاس یا نان سرو می شود.

باستلا: یک غذای خوشمزه محبوب در مراکش باستلا می باشد که تکه های نازک خمیر ورقه ای را لایه لایه می کنند و با گوشت طعم دار (اغلب گوشت بره یا مرغ اما لذیذ ترین آن با گوشت کبوتر پخته می شود) و با لایه های خمیر بادام آن را پر می کنند.

مراکشی ها اکثرا ترجیح می دهند غذای خود را با پیاله ای از هاریای گرم (سوپ مراکشی) شروع کنند، یک سوپ خوشمزه که از عدس، نخود، گوشت گوسفند، گوجه فرنگی و سبزیجات پخته می شود.

انواع سوپ در مراکش یک صبحانه سنتی محسوب می شوند. بیسارا که با لپه و روغن زیتون پخته می شود صبحها در نزدیکی بازارها و قسمتهای تاریخی یافت می شود.

گرد آوری و ترجمه: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق