Intertwine

Intertwine

درهم پیچیدن، به هم تابیدن، جفت شدن

To ​twist or be ​twisted together, or to be ​connected so as to be ​difficult to ​separate

Example:

The bride and groom’s fingers were intertwined

انگشتان دستهای عروس و داماد در هم جفت شده بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *