بایگانی دسته بندی ها: ترجمه های منتشر شده در سایت

انسان در برابر کوه اورست: روزهای مرگبار در صعود به قله

به دنبال انتشار فیلم داستانهای قهرمانانه ۳ بعدی ۶۵ میلیون دلاری در مورد اورست در روز جمعه، می خواهیم نگاهی  بیاندازیم به برخی از داستانهای غم انگیز واقعی که در صعود به بالاترین نقطه دنیا رخ داده است.

از سال ۱۹۲۲ زمانی که نخستین تلاش برای رسیدن به اوج ۲۹۰۳۵ فوتی قله ثبت شد، کوه اورست بهترین نمونه مبارزه نوع بشر با دنیای اطرافش شده است. اما طبیعت به سادگی رام نمی شود و از آنجائیکه تجربه گروههای اعزامی اولیه تا حال بارها ثابت کرده است، اورست هم به هیچ وجه استثناء نیست. به همان  اندازه که رسیدن به قله آن از میان مرتفع ترین نواحی زمین با باورهای ما از موفقیت و زبانی که برای واژه موفقیت به کار می بریم به هم پیچ خورده اند، خطرات آن هم می تواند درما هم احساس ضعف ایجاد کند و هم وقتی حتی در مقیاس زمین شناسی به آن نگاه می اندازیم مهم بودن خودمان را به ما یادآوری کند. از ۲۹ می سال ۱۹۵۳ که ادموند هیلاری و تنزینگ نورگی اولین نفراتی که با موفقیت به قله اورست رسیدند تا حال این کوه بیش از ۱۰۰۰۰ نفر را به سمت ارتفاعات خود کشیده است. اما در حالیکه پیشرفتهای تکنولوژی صعود را دست یافتنی تر کرده است فقط کمتر از نیمی از آنهایی که برای صعود تلاش کرده اند موفق شده اند. از میان آنها بیش از ۲۵۰ نفر زندگی خودشان را در کوه از دست داده اند.

MTMzMDc2ODA3MjUwMzg0MTQ2

ادموند هیلاری و تنزینگ نورگی نخستین افرادی بودند که در ۲۹ می سال ۱۹۵۳ با موفقیت به قله اورست رسیدند

فیلم داستانهای قهرمانانه ۳ بعدی ۶۵ میلیون دلاری کارگردانی به نام بالتازار کورماکور در مورد کوه اورست که در نپال معروف به ساگارماتا می باشد، هر درسی که دارد آنگونه که در این فیلم به تصویر کشیده است ما را اسیر خود می کند. این فیلم با بازی جیک گیلنهال، جیسون کلارک، جاش بورلین و مایکل کلی، روی یکی از مرگبارترین روزها در تاریخ این کوه یعنی ۱۰ می ۱۹۹۶ تمرکز می کند وقتی که چهار گروه مختلف از ملیتهای متفاوت وبا میزان تجربه های متفاوت در بالای کوه به هم ملحق می شوند. همینطور که اعضای گروههای اعزامی همزمان برای صعود تلاش می کردند پدیده تنگنا اتفاق می افتد و یورش ناگهانی بوران برف با دمایی پایین تر از ۴۰ درجه زیر صفر که خیلی ها را در قله به دام می اندازد، آنها را در پوششی از تاریکی برف دفن می کند. وقتی طوفان تمام می شود هشت نفر از آنها در اثر سرما می میرند و با رسیدن تعداد کشته شدگان اورست در آن ایام به ۱۲ نفر، تعداد کشته شدگان به بالاترین میزان خود تا آن زمان می رسد. جاناتان کراکور یکی از افرادی است که از این هفت خوان جان سالم به در برده است و پرفروش ترین کتاب او درسال ۱۹۹۷ به نام درون هوای رقیق نخستین حکایت حوادث آن روز شوم می باشد.  

اخیرا در ۲۵ آپریل ۲۰۱۵  زلزله ای به مقیاس ۷٫۸  با وارد کردن خسارتی به قیمت جان ۷۰۰۰ نفر نپال را به لرزه در آورد. میان این فراد حدود ۱۹ نفر از گروه اعزامی بودند که در اردوگاه اصلی اورست جایی که در آن برای صعود به قله مشهور آماده می شدند، زیر بهمن دفن شدند. میزان تعداد جان باختگان، آن روز را برای اولین بار در طی بیش از ۴۰ سال مرگبارترین روز در تاریخ اورست کرده است که یادآوری این ایام موجب متوقف شدن اعزام گروههای دیگر شد.

یک حقیقت چشمگیر در مورد کشته شدگان آن روز این است که ۱۰ نفر از آن آدمها اعضای اقلیت شرپا، بومیان کوهپایه های جنوبی هیمالیا، بودند که برای برای گذراندن مشتریان عمدتا غربی خودشان از میان قسمتهای خطرناک کوه استخدام شده بودند. کمی بیش از یک سال قبل در ۱۸ آپریل ۲۰۱۴ یک فاجعه مشابه رخ داده بود وقتی که قطعه حجیمی از یخ به اندازه یک ساختمان چند طبقه یکدفعه کنده شد و روی آبشار یخی خطرناک کمبو افتاد و موجب انفجار بهمنی شد که ۱۶ نفر از شرپاها را که در گروه شبکه اکتشاف برای فیلم برداری از پرش با نخستین لباس بالدار پرواز استخدام شده بودند، به کام مرگ کشاند. به دنبال این اتفاق بسیاری از شرپاها دیگر قبول نکردند از کوه بالا بروند، هم به خاطر احترام به همکاران کشته شده خود و هم در اعتراض به شیوه های کاری استثمار گرانه ای که اغلب باعث می شد به یک راهنما یا باربر شرپایی که زندگی خودش را در یک گروه به خطر می انداخت برای چند روز دستمزدی کمتر از ۲۰۰۰ دلار پرداخت شود درحالیکه برای همین مدت یک راهنمای غربی شاید بیش از ۵۰۰۰۰ دلار دریافت می کرد.

به هر حال، اینگونه مخاطره های در نظر گرفته شده برای جامعه شرپاها چیز جدیدی نبود و ریشه تاریخی در سلطه جویی استعمارگونه داشت. در واقع اولین گروههای انگلیسی اعزامی به اورست شرپاها را به عنوان راهنما و باربر به خدمت می گرفتند تا کار کمرشکن حمل میزان حجیمی از وسایل آنها تا کوهستان را به عهده بگیرند و از همان اول بخش عمده این کار شاق را در برابر خشم کوهستان به عهده داشتند.  

در ماه جون سال ۱۹۲۲ یک گروه صعود کننده انگلیسی که توسط چارلز بروس و کوه نوردی به نام جرج مالوری رهبری می شد تحت حمله بهمن قرار گرفت و ۹ شرپا را به درون یک شکاف عمیق کشید. دو نفر را زنده پیدا کردند و نجات دادند اما بقیه هلاک شدند و برخلاف تلاش زیادی که کردند هرگز صعود انجام نشد. دو سال بعد در تلاشی دوباره مالوری و شریک کوهنوردش آندره اروین در کوه ناپدید شدند. جسد مالوری پیدا نشد تا سال ۱۹۹۹ که یک گروه تحقیقاتی حمایت شده از طرف شبکه بی بی سی او را یافت. نتیجه بررسی کالبدشکافی مشخص کرد که مالوری احتمالا بر اثر سقوط مرده است و جسد ایروین هرگز پیدا نشد.

MTMzMDc3MTYwMjQzMDEwMDE0

آندره ایروین و جرج مالوری در سال ۱۹۲۴ در کوه اورست ناپدید شدند

در سالهای اخیر با وجود نگرانی در خصوص ازدحام، آلودگی و اثرات شوم دگرگونی آب و هوای کوهستان که بسیاری از صعود کننده ها را به دنبال خود کشانده است، طبیعت شناسان و دانشمندان درخواست بسته شدن راه تردد انسان در اورست را داشته اند که صدای خواسته آنها را ادموند هیلاری منعکس کرده است کسی که پس از صعود تاریخی خود گفته است امیدوار است دولت نپال مسئله ” غیرفعال شدن چند ساله این کوه” را ارزیابی کند. با توجه به پشت گرمی اقتصادی این منطقه به جهانگردان کوهنورد و تمایل مداوم ثروتمندان برای پرداخت جهت ورود به اورست اقدام برای چنین ارزیابی به این زودی ها بعید به نظر می رسد. در آگوست سال ۲۰۱۵ تنها ماهها پس از رخداد بزرگترین جان باختگی در تاریخ این کوه، اورست به طور رسمی برای “ادامه کسب و کار” باز شد.

نوشته دیود بلاتی در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۵ در بیوگرافی

مترجم: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

۵ موردی که آقایون باید کنار بگذارند تا بتوانند در کنار زن مناسب باشند

مردی باشید که می دانید شایسته آن خانم هست

هر چه سن ما بالاتر می رود متوجه موارد بیشتری می شویم که بدون اینکه اخطار واقعی به ما بدهند دارند در اطراف ما تغییر می کنند. اولویتهای ما تغییر می کنند، هدفهای ما تغییر می کنند، خواسته های ما برای گذراندن تعطیلات آخر هفته تغییر می کنند. یکدفعه متوجه می شوید که دیگر برایتان مهم نیست که شب جمعه را در یک بار بگذرانید و روی کاناپه بیفتید و فیلم نگاه کنید.

یکدفعه متوجه می شوید که دیگر یک رابطه یک شبه نمی خواهید و فقط کسی را می خواهید که زندگی خود را با او بسازید. یکدفعه متوجه می شوید که اولویتهای شما دارند تغییر می کنند و شما هم مجبورید تغییر کنید.

تغییر کردن سخت است برای اینکه بخاطر این تغییرات آدمها و چیزهایی را در زندگی خود از دست می دهید، آدمها و چیزهایی که اکثر مواقع زندگی شما برای مدت طولانی بخش بزرگی از وجود شما بوده اند.

اما مسئله عجیب این است که در نهایت تشخیص می دهید اصلا هیچ چیز را واقعا از دست نمی دهید بلکه به سادگی دارید از آن پوسته زندگی که دیگر به کار شما نمی آید بیرون می آیید.

در اینجا پنج موردی بیان می شود که باید کنار بگذارید تا بتوانید زنی را پیدا کنید که بالاخره متوجه خواهید شد تمام این مدت می خواستید.

  1. عادتهای بد را کنار بگذارید

شاید شما در پس انداز کردن افتضاح عمل می کنید. شاید در برقراری ارتباط ضعیف عمل می کنید. شاید به اندازه ای که باید تغذیه سالمی ندارید یا ورزش نمی کنید.

مسئله این است که برای اینکه در کنار زن مناسبی باشید باید کار کنید تا مرد مناسبی باشید.  درست است که زن مناسب بخاطر آن کسی که هستید عاشق شما خواهد شد اما این هم درست است که او برای زندگی خود و برای مردی که اجاز می دهد وارد زندگی اش شود استاندرادهایی دارد.

  1. اینکه همیشه همه چی باید خوب باشد را کنار بگذارید

بر خلاف دیدی که ممکن است از برخی از مقاله های من به دست آورده باشید، هیچ رابطه ای همیشه مثل خورشید و رنگین کمان نمی درخشد. مخالفتها و بحثها و بالاتر از همه اینها سازش کردنها وجود دارد.

وقتی در این شرایط قرار می گیرید انعطاف پذیری کلید موفقیت است. شما نمی توانید همیشه راه خودتون را بروید و انتظار داشته باشید که یک رابطه بدون پستی و بلندی جلو برود. یک رابطه نیاز دارد که هر دو نفر چیزهایی را به طرف دیگر بدهند و از طرف مقابل دریافت کنند.

اگر یکی از دو نفر احساس کند که باید همه چی همیشه خوب باشد، آنوقت راه  شنیدن و هماهنگ شدن با نظرات شریکش را می بندد.

  1. خودپسندی و خودخواهی خود را کنار بگذارید

وقتی در اوایل ۲۰ سالگی هستیم شکست ناپذیر هستیم. به هیچکس نیاز نداریم. بهترین و خاص ترین آدم هستیم. اما در بزرگسالی به این تشخیص می رسیم که هیچکس کامل نیست و چیزهای زیادی هست که باید یاد بگیریم.

متعاقبا می فهمیم که خیلی از این تجربه ها را از زنهایی یاد می گیریم که عاشق آنها شده ایم، از آنجائیکه آن زن دید تازه ای را وارد زندگی ما می کند. اما برای اینکه خودمان را آماده پذیرش این تجربه ها کنیم باید خودخواهی خودمان را همان جا در گذشته رها کنیم.

  1. نابالغ بودن را کنار بگذارید

شاید دوری کردن از تعهد یا بیزاری از رابطه عاشقانه وقتی آخر هفته های شما پر از بار و کلوپ رفتن بود براتون خوب کار می کرده اما وقتی در حال ساختن پایه های زندگی آینده با یک زن بالغ و استوار هستید باید راه خودتان را با او سازگار کنید.

زوجهای موفق با هم یاد می گیرند و با هم رشد می کنند. آنها به عنوان یک فرد و به عنوان فردی در یک گروه پخته می شوند. برای اینکه بخشی از این گروه باشید باید بزرگ شدن را درک کنید، زنها در آرزوی مردهایی نیستند که به خاطر آنها معمولی تلاش می کنند. شور، عشق، صداقت و انرژی خودتان را به آنها نشان دهید.

  1. افکار کوتاه مدت را کنار بگذارید

وقتی کم سن تر هستید طبیعی است که کمتر در مورد آینده فکر کنید و بیشتر به حال فکر کنید. زن مناسب این را درک می کند که برنامه ریزی کردن برای آینده با کسی که هیچ برنامه ای برای آینده آنها ندارد دشوار است. او فقط دلش می خواهد به کسی تعهد داشته باشد که نه تنها متعهد می شود از او حمایت کند تا اهدافش را دنبال کند بلکه متعهد می شود اهداف خودش را نیز دنبال کند.

اینکه ” ببینیم چطور پیش می رود” قابل پذیرش نخواهد بود. او مردی را می خواهد که بتواند روی او به عنوان یاری در زندگی و در مسائل عشقی حساب کند.

بهترین قسمت در مورد کنار گذاشتن این موارد این است که شما واقعا اصلا چیزی را از دست نمی دهید. در واقع شما دارید چیزهایی را به دست می آورید: مثل درایت، پختگی، و امکان برخورداری از شادی که اگر از این عادتهای محدود کننده دست بردارید بیشتر از قبل آن را پیدا خواهید کرد.

واقعا چه چیزی را دارید کنار می گذارید؟ شما دارید آن پسر را کنار می گذارید تا مردی شوید که همیشه باید می بودید.

نوشته جیمز میشل سما

مترجم: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

۱۰ تا از بهترین منابع غذایی حاوی زینک

زینک یک ماده معدنی نیرومند

می دانستید که مقدار مناسب زینک در رژیم غذایی شما با بهبود سیستم ایمنی مرتبط می باشد و زخمها زودتر جوش می خورند؟ مزایای دریافت میزان کافی زینک به همین جا ختم نمی شود. برخی از تحقیقها دریافت میزان مناسب زینک را با کاهش شدت و طول دوره سرماخوردگی، بهبود عملکرد تیروئید، تاثیر بیشتر بر لخته شدن خون، و حتی تاثیرات کاهنده روی زوال ایجاد کننده لک بر اثر سن مرتبط می دانند. تحقیقی در جولای ۲۰۱۵ در مجله شیمی زیستی این یافته را بیان کرد که احتمالا زینک نیز نقش مهمی در تنظیم ضربان قلب ، مثل بهبود بالقوه آن برای مبارزه با ضعف مربوط به بی نظمی در ضربان قلب دارد.

زینک یک ماده معدنی ضروری است، که بدن ما برای حفظ سلامتی فقط به میزان کوچکی از آن نیاز دارد (۸ میلیگرم برای خانمهای بالغ و ۱۱ میلیگیرم برای آقایان بالغ). با اینکه شاید فقط یک مقدار کم مورد نیاز باشد، قدرت این ماده معدنی نیرومند را دست کم نگیرید.

در اینجا ۱۰ ماده خوراکی که به شما کمک می کنند تا سهم زینک روزانه مورد نیاز به شما برسد ذکر شده است.

  1. گوشت قرمز و گوشت طیور (مرغ، غاز، بوقلمون…)

گوشت گاو و مرغ نه تنها مملو از پروتئین هستند بلکه وعده غذایی خوبی برای تامین زینک هستند. از بین مغذی ترین آنها، گوشت کم چربی را که چربی های آن جدا شده، یا گوشت طیور پوست کنده، مثل مرغ فرانسوی را انتخاب کنید. فقط سه اونس (به اندازه یک ورقه) سینه مرغ بدون پوست کباب شده ۶ درصد (۰٫۹ میلی گرم) از مقدار زینک روزانه توصیه شده را تامین می کند. با اینکه هیئت منصفه هنوز در این بحث مانده اند که اول مرغ بوده یا تخم مرغ، به هر حال تخم مرغ هم حاوی زینک می باشد، ۴ درصد (۰٫۶ میلی گرم) در هر تخم مرغ بزرگ زینک وجود دارد، پس چند تا تخم مرغ امروز بشکنید.

  1. بنشن (لوبیا، عدس، نخود و غیره)

غذاهایی مثل حموس، خوراک نخود، خوراک عدس، خوراک ادامامه (خوراکی که با سویا درست می شود)، و لوبیای سیاه و سفید را بخاطر دریافت زینک بیشتر و مزیتهای دیگری که برای سلامتی دارند به وعده های غذایی خود اضافه کنید. هر ربع فنجان حموس ۷ درصد (۱٫۱ میلی گرم) زینک روزانه توصیه شده برای بدن را تامین می کند.

بنشن ها به خاطر کالری نسبتا کمی که دارند غذاهایی با چربی کم، پروتئین بالا مملو از ویتامین، مواد معدنی و میزان زیادی فیبر خوراکی هستند.

  1. سبزیجات

می دانستید که سبزیجات مغذی مثل قارچ، اسفناج، کلم براکلی، کلم و سیر به اندازه بقیه مواد معدنی و ویتامینهای حیاتی حاوی زینک هستند؟ هر فنجان سبزی خام، قارچ و کلم هر دو حاوی ۲ درصد (۰٫۴ میلی گرم) زینک مورد نیاز روزانه می باشند. افزودن این غذاها به وعده روزانه بدون اینکه کالری زیادی به وعده غذایی خود اضافه کنید، میزان بیشتری زینک وارد بدن شما می کند.

  1. آجیل و تخمه

آجیل و تخمه همچنان منابع سرشار از زینک هستند که در روز مقداری زینک به بدن شما اضافه می کنند. ریختن یک اونس تخمه کدو یا تخم هسته کاج روی سالاد با هدف لذت بردن از قرچ قرچ جوییدن آنها به ترتیب ۱۵ درصد (۲٫۲ گرم) و ۱۲ درصد (۱٫۸ گرم) میزان زینک روزانه را به بدن شما وارد می کند. یا یک مشت پسته، گردو یا بادام زمینی (که از نظر فنی جزو بنشن به حساب می آیند) روی حلیم بلغور یا ماست کم چربی یا بدون چربی بریزید. هنوز دانه های چیا را امتحان نکرده اید؟ در هر قاشق از این دانه های کوچولو ۳ درصد (۰٫۵ میلی گرم) از میزان زینک روزانه موجود است.

  1. تمامی غلات

تمامی غلات دارای هزاران منفعت برای سلامتی هستند. مملو از فیبر، ویتامین، مواد معدنی و حدس بزنید، مملو از زینک هستند، فقط یک دوم فنجان جوی پرک پخته شده ۶ درصد (۰٫۹ میلی گرم) میزان مورد نیاز روزانه زینک را در خود دارد، در حالیکه همین میزان برنج سبوس دار ۴ درصد (۰٫۶ میلی گرم) و یک برش نان گندم شامل ۳ درصد (۰٫۵ میلی گرم) زینک می باشد.

  1. غلات غنی شده صبحانه

غلات آماده صبحانه با ویتامینها و مواد معدنی از جمله زینک غنی می شوند. در کل یک وعده از این غلات آماده حدود ۲۵ درصد (۳٫۸ میلی گرم) از میزان توصیه شده زینک را تامین می کنند. برچسب تغذیه آنها را بررسی کنید تا ببینید از آن نوع مورد علاقه ای که مصرف می کنید چه مقدار زینک دریافت می کنید. در انتخاب بهترین گروه تغذیه ای، غلات آماده ای که کلا از گندم و جو هستند و در هر وعده حداقل ۵ گرم فیبر دارند را انتخاب کنید و روی آنها شیر بدون چربی یا کم چربی (که آن هم دارای زینک می باشد) و یا میوه مورد علاقه خودتان بریزید.  

  1. شیر و لبنیات

شیر و ماست به جز اینکه منبع غنی کلسیم هستند خوشمزه هم هستند و منبع مغذی زینک می باشند. یک فنجان شیر بدون چربی یا کم چربی حاوی ۷ درصد (۱ میلی گرم) زینک مورد نیاز روزانه می باشد، در حالیک یک فنجان ماست ساده بدون چربی یا کم چربی ۱۵ درصد (۲٫۲ میلی گرم) زینک مورد نیاز را تامین می کند. شیر بدون چربی یا کم چربی را به غلات آماده، جو و یا مخلوط غلات اضافه کنید و ماست را با میوه های خشک یا تازه امتحان کنیدو.

  1. شکلات تلخ

چه غافلگیری خوشایندی! با این همه حقیقت مهیج دیگری که در مورد شکلات تلخ وجود دارد این است که منبع زینک می باشد. و هر چه تلخ تر بهتر: در هر اونس از انواع کاکائوهای ۶۰ تا ۶۹ درصدی حدود ۵ درصد (۰٫۸ میلی گرم) زینک توصیه شده روزانه موجود است، در حالیکه انواع کاکائوهای ۷۰-۸۵ درصدی شامل ۶ درصد (۰٫۹ میلی گرم) زینک می باشند. با اینکه شکلات تلخ ممکن است جزو منابع زینک مورد علاقه شما باشد به خاطر داشته باشید که تنها منبع نیست: برای کنترل میزان کالری و شکر، روزانه یک اونس از آن را مصرف کنید.

  1. شاه میگو و خرچنگ و انواع ماهیها

شاه میگو و خرچنگ هر دو منابع عالی زینک هستند. هر وعده ۳ اونسی شاه خرچنگ ۴۳ درصد (۶٫۵ میلی گرم) و شاه میگو ۲۳ درصد (۳٫۴ میلی گیرم) از میزان زینک مورد نیاز روزانه را تامین می کنند. برخی از انواع ماهیها مثل ساردین، سالمون، سفره ماهی و ماهی حلوا نیز حاوی زینک هستند اما دوز زینک در آنها کمتر است. انواع گسترده ای از غذاهای دریایی علاوه بر اینکه رژیم مناسبی برای سلامت قلب هستند با میزان بالای زینکی که تامین میکنند باعث می شوند قلب شما همانقدر شادتر بتپد!

  1. صدف خوراکی

این خوراکی دو لپه ای منبع قوی از زینک می باشد و در هر صدف متوسط ۵٫۳ میلی گرم زینک وجود دارد. حلزون صدف دار نیز پروتئین بالایی دارد، کالری نسبتا کمی دارد و حاوی ویتامینها و مواد معدنی با ارزشی از جمله ویتامین ث، ویتامین ب۱۲، آهن و سلنیوم می باشد. صدف پخته، کنسرو شده یا نیم پز را امتحان کنید، مهم نیست چطور آن را مصرف می کنید در هر صورت شما با مصرف آن در یک دوره درمانی خوشمزه قرار می گیرید که اضافه بر آن سیستم ایمنی قوی تری خواهید داشت. صدفها به خاطر دیگر منافعی که برای سلامتی دارند نیز مشهور هستند.

نوشته دکتر کلی کندی، بازبینی توسط دکتر مارین نامکنگ از سایت everydayhealth

مترجم: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

۹ موردی که اکثر افراد موفق هرگز باور ندارند

باور شکل دهنده هر عملی است

آدمهای باهوش بخاطر چیزهایی که می دانند باهوش نیستند. بلکه آنها بخاطر چیزهایی که باور دارند و ندارند باهوش هستند. موارد زیر دلایلی هستند که چرا آدمهای باهوش و موفق موارد ذکر شده را باور ندارند :

  1. آنها باور ندارند که گذشته آنها به آینده شان تحمیل می شود

همه ما محدودیتهایی داریم. همه ما چالشهایی در زندگی داریم. همه ما اشتباههایی داریم. با اینها دست و پای خودتان را نبندید، از آنها درس بگیرید.

گفتنش از عمل کردنش راحتتر است؟ همه اینها به نوع دید شما بستگی دارد. اشتباه می کنید: وقتی در کاری اشتباهی می کنید آن را به فرصتی برای یادگیری چیزی که بلد نیستید تبدیل کنید، بخصوص در مورد خودتان. (و وقتی یک نفر دیگر در مورد شما کار اشتباهی می کند، برخورد خودتان را به فرصتی برای دلسوز بودن، بخشنده بودن و درک داشتن تبدیل کنید.) هر جایی که بودید، هر کاری که کردید، گذشته شما فقط زمینه آموزش شماست. گذشته شما باید برای شما اطلاعاتی به ارمغان داشته باشد اما هرگز نباید معرف شخصیت شما باشد. نگذارید اینطور باشد.

  1. آنها وقتی که منظورشان نه هست تصمیم نمی گیرند بگویند بله

رد درخواست همکاران ، مشتریان، یا حتی دوستان واقعا سخت است. اما نتیجه نه گفتن به ندرت می تواند به آن بدی که انتظار دارید باشد. اغلب آدمها درک می کنند و اگر هم درک نکردند آیا باید به اینکه آنها چطور فکر می کنند تا این حد اهمیت بدهید؟

وقتی می گویید نه، برای چند لحظه حس بدی دارید. ولی وقتی با چیزی که واقعا دلتان نمی خواهد انجامش دهید موافقت می کنید ممکن است برای مدت طولانی حس بدی داشته باشید یا حداقل تا زمانی که مجبور به انجام آن کاری هستید که از اول نمی خواستید یا مجبوربه انجامش نبودید، حس بدی خواهید داشت.

برای نه گفتن تمرین کنید. به مرور زمان راحتتر می شود و مطمئن باشید که می توانید روی چیزی که واقعا باید برای خودتان و برای دیگران انجام بدهید، تمرکز کنید.

  1. فکر نمی کنند که وسط حرف کسی پریدن ایرادی ندارد

وقتی حرف کسی را قطع می کنید در واقع انگار دارید می گویید: “در مورد چیزی که می گفتی فکر نمی کردم. در مورد چیزی که می خواهم بگویم فکر می کردم و آنچیزی که من می خواهم بگویم آنقدر مهم هست که باید همین الان بشنوی.” جویای رابطه حرفه ای بهتری هستید؟ جویای رابطه شخصی بهتری هستید؟ به آنچیزی که آدمها می گویند گوش دهید. روی آن چیزی که می گویند تمرکز کنید. سوال بپرسید تا مطمئن شوید که متوجه منظور آنها شده اید.

آدمهای دیگه برای این شما را دوست خواهند داشت و آن احساسی که در نتیجه آن به شما دست می دهد را دوست خواهید داشت.

  1. آنها فکر نمی کنند مشکلی نیست که کاری را دیر انجام دهند

می دانم. سرتان شلوغ است. تو کار غرق شده اید و همیشه از کارها عقب هستید. و این مسئله شما را تحت فشار می گذارد تا وقت را از دست بدهید. (همینطور باعث می شود دیگران از دست شما دلخور شوند. هر وقت دیر می کنید به نظر دیگران اینطور می آید که شما حس می کنید وقت شما از وقت آنها مهمتر است.)

گرچه فکر می کنید نمی توانید کاری برای این مسئله انجام دهید اما دیر رسیدن یک انتخاب است. شما به خودتان اجازه می دهید که دیر برسید.

فردا، روز را کمی زودتر آغاز کنید. (این مسئله شما را نمی کشد) بعد زود خودتان را به اولین کار برنامه ریزی شده برسانید. نگران نباشید که وقت را از دست می دهید فقط از پیش برنامه بریزید و هر چیزی را که برای بهره مندی از این زمان زودتر نیاز دارید تا یک سری کارهای ساده را انجام دهید، مهیا کنید.

قول می دهم که خیلی کمتر مضطرب می شوید و در نتیجه با بصیرت تر، خلاق تر ، مصمم تر می شود و به سادگی در هر کاری که انجام می دهید قوی تر عمل خواهید کرد.

  1. آنها به تن پروروی و خلوت ناشی از دلخوری باور ندارند

این جمله را از نلسون ماندلا به خاطر داشته باشید: دلخوری مثل این می ماند که سم بنوشید و سپس امیدوار باشید دشمناتان کشته شوند. در مورد احساس بد داشتن، حسادت و حس بیزاری هم همینطور است.

احساسهای منفی را از خود دور گنید. وقتی حس خصومت را در خود نگه می دارید تنها فرد بازنده خود شما هستید.

  1. آنها فکر نمی کنند که وقت ندارند

هر کسی یک نفر را می شناسد که فقط به نظر می رسد که کارهای خیلی بیشتری از بقیه انجام می دهد. این غیر عاقلانه ترین چیزی است که می تواند وجود داشته باشد. این آدمها چطوری این کارها را انجام می دهند؟ آنها زندگی ندارند. در واقع آنها زندگی خیلی خوبی دارند. آنها فهمیده اند که چه چیزی برای آنها مهم هست و آنها را به انجام می رسانند. کشف کنید که چه چیزی برای شما مهم هست. همه آن چیزهایی که مهم نیستند را کنار بگذارید. بعد آنهایی که مهم هستند را اجرا کنید.

همه ما به یک اندازه وقت داریم، تفاوت فقط در نحوه استفاده ما از زمان است.

  1. باور ندارند که درقالبی در بیایند صرفا بخاطر اینکه در آن قالب باشند

گرچه کل صنایع به جلب نظر طرف مقابل متکی است اما هیچ کس شما را به خاطر لباسهایی که می پوشید، ماشینی که سوار می شوید یا خانه ای که در آن زندگی می کنید، دوست ندارد. یا هیچ کس شما را بخاطر عنوانی که دارید دوست ندارد. همه اینها فقط متعلقات شما هستند. شاید در حقیقت آدمها چیزهایی را که دارید دوست داشته باشند اما به این معنی نیست که خود شما را دوست داشته باشند. خودتان باشید. وقتی از تلاش در قالبی درآمدن یا تاثیرگذاری دست بردارید، شاید تعدادی از آشناها را از دست بدهید اما تعداد کمی دوست واقعی به دست خواهید آورد.

  1. آدمهایی را که دوست دارند نادیده نمی گیرند

هیچکس نیست که وقتی در بستر مرگ قرار می گیرد بگوید:”واقعا ای کاش وقت بیشتری را سرکار می بودم”، اما کسی را هم نمی شناسم که مثلا پدرش را از دست داده باشد و بعد بگوید: “ناراحتم اما می دانید واقعا احساس می کنم به اندازه کافی با او وقت گذرانده ام.” هر کسی زمان بیشتری را برای سپری کردن با اقوامش می خواهد وقتی که دیگر خیلی دیر شده است.

پدر و مادرتان شما را می شناسند و باز هم دوستتان دارند. با آنها تماس بگیرید. دلشان برای شما تنگ می شود. و حتی شاید فراموش کنید اما شما هم دلتان برای آنها تنگ می شود.

  1. آنها به صبر کردن اعتقاد ندارند

فرانکلین دلانو روزولت تقریبا درست می گفت. درسته،”تنها چیزی که باید از آن بترسیم خود ترس است.”، اما وقتی درگیر ترس می شوید شاید جمله بهتر این باشد،” تنها چیزی که باید ازآن بترسیم خودمان است.”

چرا؟ ما همه می ترسیم. ما از آنچه که شاید اتفاق بیفتد یا اتفاق نیفتد می ترسیم. ما از آنچه که نمی توانیم تغییرش دهیم می ترسیم. ما از آنچه که نمی توانیم انجامش دهیم می ترسیم. ما از اینکه دیگران چطور می توانند ما را بفهمند می ترسیم. ما می ترسیم.

و کار آسان این است که مکث کنیم، و برای لحظه مناسب صبر کنیم، تصمیم بگیرم که باید بیشتر فکر کنیم یا تحقیق بیشتری انجام دهیم یا راههای دیگری را بررسی کنیم.

در این حین، روزها، هفته ها، ماهها و حتی سالها می گذرد. پس بیایید به رویاهایمان جامه عمل بپوشانیم.

اجازه ندهید ترسهایتان شما را به عقب بازگردانند. هر چیزی را که برنامه ریزی کرده اید، هر چیزی را که تصور کرده اید، هر چیزی را که رویای آن را داشته اید، برای انجامش همین امروز دست به کار شوید. اگر می خواهد کاری را شروع کنید، اولین قدم را بردارید. اگر می خواهید تغییر در حرفه خود بدهید اولین قدم را بردارید. اگر می خواهد بازار کاری را گسترش دهید یا وارد بازار کاری شوید یا محصولات یا خدمات جدید طراحی کنید اولین قدم را بردارید. ترسهایتان را کنار بگذارید و شروع کنید. کاری انجام دهید. هر کاری.

امروز با ارزش است. به محض آمدن فردا امروز برای همیشه از دست می رود. امروز با ارزش ترین سرمایه ای است که همه ما داریم. وقت هدر کردن چیزی است که کاملا حس ترس را القا می کند.

نوشته جف هادن

مترجم: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

۱۰ راهنمایی برای پدر و مادرها در جهت تربیت کودکانی که قدردان هستند و لوس نیستند

به عبارت دیگر: چطور یک بچه لوس و ننر تربیت نکنیم

در تجربه های خصوصی خودم اغلب، خانواده های مرفه ای را می بینم که برخلاف ثروتی که دارند، به سفرهای بسیاری که می روند، خانه های زیبایی که دارند و صاحب جدیدترین اسباب، ماشینهای لوکس و اسباب بازیها هستند، برای تربیت بچه هایی که قدردان باشند و لوس نباشند، در کشمکش هستند. آنها از من می پرسند واقعا ممکن است و جواب من است است، “بله اما باید سخت روی آن کار کنید.” من اینها را پدر و مادر خودخواسته می نامم و سیاستهای زیادی لازم است تا این کار به نتیجه برسد.

SpoiledChineseKids

بنابراین، در اینجا فهرستی از ۱۰ موردی که شما و گروه حامی شما برای تربیت بچه های غیر لوس نیاز دارید تا واضح و مداوم دنبال کنید ذکر شده اند.

و در نهایت اگر یک بچه لوس و ننر دارید، بچه ای که وقتی آن چیزی را که می خواهد به دست نمی آورد بی وقفه نق می زند، گریه می کند و خودش را به زمین می اندازد، شما فقط باید خودتان را سرزنش کنید! حالا اگر همه مواردی را که ذکر شده انجام نمی دهید به هر حال در اقدام وانجام اکثراین رفتارها و شیوه ها تسلیم نشوید.

a897b35013b26a502360fca5d563d7b2

  1. اغلب بگویید…نه.

تمرین کنید تا چیزهایی که باعث خشنودی آنها می شوند را به تاخیر بیاندازید و همیشه به راحتی آن چیزی را که می خواهند به آنها ندهید حتی اگر می توانید خیلی راحت آنها را تهیه کنید.

  1. توقع داشته باشید از شما قدردانی کنند

از اینکه به کودکان خود بیاموزید بگویند لطفا و متشکرم فراتر بروید. به آنها یاد بدهید زمان تشکر حتما در چشمان شما نگاه کنند، به طور مناسب دست دهند، به خاطر چیزهای با محبت و بزرگوارانه ای که به آنها گفته می شود و داده می شود علاقه و قدردرانی نشان دهند. اگر این کارها را انجام ندادند، از آنها بخواهید هدیه را پس دهند (یا به شخص هدیه دهنده یا به شما تا برایشان نگه دارید) و به آنها توضیح بدهید که آنها هنوز آماده دریافت چنین هدیه ای نیستند.

  1. خودتان از خود گذشتگی را تمرین کنید

به افراد نیازمند لباس و اسباب بازی ببخشید (نه فقط وقتی که راحت است به آن همسایه هایی که بچه های کوچکتر دارند چیزی ببخشید) و بچه های خودتان را وادار کنید تا بخشی از این کار باشند. مرتب به طور خانوادگی این کار را انجام دهید و با هم وسایل را دسته بندی کنید، بسته بندی کنید و ببرید تا بچه ها ببینند که آن وسایل واقعا کجا می روند. و اغلب مواقع این کار را انجام دهید نه فقط در تعطیلات.

  1. مد نظر داشته باشید با چه افرادی معاشرت می کنید

اگر شما فقط دور و بر خانواده های مرفهی باشید که در پرورش بچه های خودشان همچین قصدی ندارند شما افرادی را دور خودتان جمع کرده اید که در رسیدن به آن نتیجه ای که برایش تلاش می کنید، هیچ کمکی نخواهند کرد. مطمئین شوید خانواده و دوستانی که زمان قابل ملاحظه ای را با آنها می گذرانید دنبال همان ارزشهایی باشند که شما هستید وگرنه بعد از مدتی احساس شکست در هدفتان می کنید.

  1. کارتهای تشکر بنویسید

بله، با قلم روی یک کاغذ با دست بنویسید! این روزها معمولا ظرفیت بچه ها در توجه کردن کمتر است و به راحتی حواسشان پرت می شود و به آنها آموزش داده نمی شود برای بروز قدردانی حواسشون را جمع کنند و به این مسئله توجه کنند. این کار ساده مهم میتواند تا حد یک مهارت برای آموزش بروز احساسات و اندیشه هایشان پیش برود.

  1. برای هر زمینی که می خورند آنها را نگیرید

از همان سالهای اول با آنها تمرین کنید تا حوادث طبیعی را بپذیرند، بعضی از تجربه های خودتان را با آنها در میان بگذارید و به آنها چیزهایی را مثل اینکه “زندگی بدون کاستی نیست” بیاموزید. به علاوه آنها را بیش از اندازه در برابر ناامیدی ها حمایت نکنید. شما واقعا باید درک کنید و باور داشته باشید که شکست و زمین خوردن بخشی از روند رشد موفقیت آمیز دوران کودکی است.

  1. در برابر درخواست آنها برای اینکه از چیزی چند تا بخرید از خودتان مقاومت نشان دهید

فقط به این خاطر که شما می توانید این کار را انجام دهید به این معنی نیست که باید این کار را انجام دهید. مثلا چهار تا عروسک از یک مارک نخرید، فقط یکی بخرید و کاری کنید کودک شما آن چیزهایی را که دارد دوست داشته باشد و به خاطر آنها سپاسگذار باشد.

  1. با پدر بزرگ و مادربزرگ آنها صحبت کنید و قصد خودتان را به آنها بیان کنید

تمایل خودتان برای داشتن بچه های مودب، قدردان، مهربان و مسئول و روش خودتان را برای رسیدن به این هدف با پدربزرگ و مادربزرگها در میان بگذارید. اگر آنها از آن دسته پدربزرگ و مادربزرگهایی هستند که دوست دارند نوه هایشان را لوس کنند شما به کمک آنها نیاز دارید. از آنها بخواهید که نوه هایشان را با محبت، با زمانی که برای آنها می گذارند، با مهربانی و توجه لوس کنند نه با اسباب بازی، خرج کردن و پول.

 

       ۹.  ارزش پول را به آنها بیاموزید

 

  1. داستان زندگی خودتان را با آنها در میان بگذارید

آخرین داستان را بگویید اما نه بی اهمیت ترین آن را، شما باید به بچه های خود داستان خوشبخت شدن خانواده را بگویید. وقتی در مورد ثروت یا خوشبختی حرف می زنم منظورم همه آن چیزی است که به این مسئله مربوط می شود. اگر ثروت چشمگیری به شما رسیده است داستان اینکه چطور این ثروت بوجود و به دست آمده است را بگویید. اگر خودتان به آن دست یافته اید هم داستان را بگویید، فقط فراموش نکنید اینکه ” هر چیزی را که خودتان نداشتید را به بچه های خود بدهید” همیشه کار خوبی نیست. احتمالا با برخورد به موانع در طول مسیری که در آن فردی که امروز هستید را ساخته اید چیزهای زیادی یاد گرفته اید.

 

نوشته: دکتر شرلی زیگلر، مشاور و روانشناس

مترجم: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

۹ کاری که نباید سر کار انجام دهید

یک نویسنده به نام تیم فریس به یک سری از عادتهای بد اشاره میکند که قطعا باید آنها را به لیست کارهایی که نباید انجام داد، اضافه کنید.

شاید شما در مورد “لیست کارهایی که نباید انجام داد” شنیده باشید. مدیران عامل و متخصصین کارآمد توصیه می کنند ایجاد چنین لیستی عامل بزرگ موثری در جهت ترقی است که به شما کمک می کند برای تمام چیزهایی که واقعا برای شما مهم هستند زمان باز کنید.

عالی به نظر می رسد. اما چی باید در آن باشد؟ تیم فریس که جزو پرفروش ترین نویسندگان می باشد نظریه هایی در این زمینه دارد.او در فایل صوتی کوتاه اخیر خود از ۹ عادت بد کاری صحبت می کند که خیلی از کارآفرینها و افراد دیگر شدیدا نیاز دارند آنها را از کارهایشان حذف کنند (احتمالش هست که شما هم حداقل تعدادی از آنها را انجام می دهید، خود من شخصا با انجام دو تا پنچ تا از این کارها شدیدا مقصرم)، پس تقریبا واضح است در این لیست چیزهایی هست که انجام ندادن آنها می تواند بازده کاری شما را بالا ببرد.

فریس می گوید خودتان را از پا در نیاورید، هر دفعه فقط یکی یا دوتا از این عادتها را کنترل کنید، عادتهای زیانبخش را قدم به قدم از بین ببرید و در نهایت میزان موثری از انرژی و زمانتان را بازیابی کنید.

جواب تلفن شماره های ناشناس را ندهید

فریس چند نکته منطقی در مورد این کار را به شما می گوید. اول اینکه وقفه در کار تمرکز شما را از بین می برد، به این قیمت که دور شدن از کار نیروی ذهنی و وقت بیشتری از خود صحبت کردن با تلفن از شما می گیرد، و دوم درصورتیکه این مسئله برای شما مهم هست در چنین حالتی در مذاکره در شرایط ضعیفی قرار خواهید گرفت، شما تقلا می کنید افکارتان را سروسامان بدهید در حالیکه تماس گیرنده کاملا آماده است. در عوض برای چک کردن پیامهایتان از Google Voice و یا از خدماتی مثل PhoneTag استفاده کنید تا پیامهای صوتی را به صورت ایمیل برای شما بفرستند.
اول صبح و آخر شب هیچ ایمیلی نفرستید

فریس می گوید:” اول باعث میشه برای اولویتهای کاری و همه برنامه های روزتان دست و پا بزنید و بعد شما را آشفته می کنه”، کی پافشاری می کنه ” ایمیل می تونه تا ساعت ۱۰ صبح منتظر بمونه” یا حداقل تا بعد از چک کردن لیست اصولی کارها.”

با هیچ جلسه یا تماسی که دستور کار یا زمان اتمام مشخصی ندارد موافقت نکنید

فریس این ادعا را دارد :” اگر نتیجه مورد نظر جلسه به طور واضح مشخص شود، لیست موضوعها دستور جلسه داشته باشد و سوالها در نظر گرفته شده باشد هیچ جلسه یا تماس کاری نباید بیش از ۳۰ دقیقه طول بکشد، پس این موارد را از آنها درخواست کنید و بعد به بهترین حالت آماده شوید و با هم از زمان استفاده خوبی ببرید.” 

اجازه ندهید آدمها از این ور و آن ور حرف بزنند

فریس معتقد است که این کار ناخوشانیده اما لازمه. او می گوید:” حرفهای جزئی وقتی زیادی می گیرند پس وقتی افراد شروع می کنند در مورد تعطیلات آخر هفته شان به شما بگویند مودبانه با حرفی مثل این که ، من وسط انجام کاری هستم اما چه خبر؟، حرف آنها را قطع کنید.”

اما آگاه باشید که هر کسی با این کار موافق نیست (و واضح است که در هر شرایطی این کار مناسب نیست) و شاید بخواهید وقتی در سفرهای بین المللی هستید به گپ زدن بپردازید.

مرتب ایمیلها را چک نکنید

ایمیلها را دسته بندی کنید و فقط هر چند وقت یکبار در زمانهای مشخص آنها را چک کنید (فریس با دو بار در روز موافق است). او می گوید صندوق ایمیلهای شما مثل پخش کننده قرص کوکائین می ماند. معتاد نشوید. استفاده مدبرانه از ابزاری مثل پاسخگوی خودکار و بومرنگ می توانند به شما کمک کنند.

با مشتریانی که سود کمی از آنها به دست می آید و آنهایی که نیاز دارند زیاد به آنها رسیدگی شود بیش از حد ارتباط برقرار نکنید.

فریس می گوید:”به دو روش یک تحلیل ۸۰-۲۰ از پایگاه اطلاعاتی مشتریان خود داشته باشید، اینکه ۲۰% از آنها ۸۰% یا بیشتر برای من سودآور هستند و اینکه ۲۰% از آنها ۸۰% یا بیتشر از وقت من را می گیرند؟ بعد سمج ترین و کم سودترین ایمیلها را روی پاسخ خودکار بگذارید و این کار را تغییر سیاست شرکت بیان کنید.”

این سیاستهای جدید باید شبیه چی باشند؟ فریس پیشنهاد می کند در ایمیل به مشتریانی که مشکل دارند چیزهایی مثل راهنمای تعداد تماسهای مجاز و دفعات قابل پیش بینی برای پاسخگویی را بیان کنید. اگر به نظر می رسد چنین کاری مشتریان پرحرف را آزرده خاطر می کند پاسخ آنها لروزما این است که مهم نیست؟ اگر از این قوانین جدید خوششان نمی آید ارائه دهنده خدمات دیگری را به آنها معرفی کنید ” گاهی شما واقعا مجبورید مشتریان خود را اخراج کنید.”

برای انجام همه کارها آنقدر زیاد کار نکنید که خیلی مشغول شوید

فریس معتقد است چاره غرق شدن در کار، بیشتر کار کردن نیست، بلکه نشستن و اولویت بندی کردن کارها است. پس اگر در کار غرق شدید این اشتباه را نکنید و دیوانه وار کار نکنید. در عوض بنشینید و تصمیم بگیرید چه کاری واقعا باید با فوریت انجام شود. اگر این بدین معنی است که برای کمی دیر تماس گرفتن عذرخواهی کنید یا حق الزحمه ای را دیر بپردازید، پس تا زمانیکه قصد مدیریت انجام کارهای مهم را دارید این کار را بکنید.

فریس می گوید:” اگر وقت ندارید به این معنی است که شما اولویت بندی ندارید پس قاطع تر فکر کنید، سخت تر کار نکنید.”

یک قلاده دیجیتالی را ۲۴ ساعته ۷ روز هفته با خودتان حمل نکنید

حداقل یک روز در هفته تلفن هوشمندتان را جایی بگذارید که نتوانید به آسانی آن را بردارید. اگر برای تلفنتان بی قرار هستید به احتمال زیاد شما از آن دسته افرادی هستید که بیش از همه چیز باید این عادت خاص را ترک کنید.

توقع نداشته باشید که کار جای خالی روابط و فعالیتهای غیر کاری را پر کند

فریس می گوید:” کار همه زندگی نیست. این کاملا واضح است اما این حقیقت تلخ وجود دارد، با اینکه تقریبا همه با این اصل موافق هستند راحت اجازه می دهند شرایط به سمتی برود که اعمالشان با ارزشهایی که از آن صحبت می کنند تطابق نداشته باشد. زمانی را که برای گذراندن با آنهایی که دوستشان دارید و برای کارهای خوشایند برنامه ریزی کرده اید حفظ کنید با همان سماجتی که زمان برگزاری یک جلسه کاری مهم را حفظ می کنید.

نوشته جسیکا استیل من

مترجم: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

۷ دلیل برای اینکه احتمال موفقیت افرادی که سفر می کنند بیشتر است

همه ما می خواهیم موفق باشیم و بعضی از ما موفق می شویم در حالیکه بقیه موفق نمی شوند. در این خصوص که چه چیزهایی راه موفقیت را می سازند بحثهای زیادی هست. شکی نیست که پشت کار، سخت کار کردن و با انگیزه بودن و روی کار تمرکز کردن موثر است. اما آیا موفقیت یعنی اینکه بدانیم چه زمانی وقت کنار کشیدن از کار و رفتن به تعطیلات است؟ شواهد زیادی هست که افرادی که مکرر به سفر می روند تمایل بیشتری برای موفق شدن دارند.چگونگی این مطلب را در زیر بیان می کنیم:

۱.ترس از مسائل نامعلوم از جاه طلبی ناشی می شود.

سفر کردن به شما کمک می کند تا در حال ساختن شخصیت خود به طور طبیعی توانایی هایی کسب کنید. دکتر بن میشلیز روانشناس بالینی و متخصص سلامت روحی می گوید:” مکرر سفر کردن شما را از منطقه آسایشتان خارج می کند و تجربه ها و دنیای جدیدی را به روی شما باز می کند. مواجه شدن با مسائل و داستانهای جدید به شما روشهای موثری برای مقابله با مسائل می آموزد که به شما کمک می کنند بتوانید ترس از مسائل نامعلوم را مدیریت کنید و دوام بیاورید.

وقتی به مسافرت می روید یاد می گیرید چالشها را بپذیرید و برای رویارویی با آنها کاری انجام دهید. همچنین راههای خلاقانه ای برای وفق دادن خودتان با تغییرات می آموزید و یاد می گیرید از چیزهایی که دارید عاقلانه استفاده کنید. همه این برخوردها همان اصل مهارتهای دستیابی به موفقیت در تجارت هستند و الهام بخش حس نوآوری و خلاقیت می باشند.

۲. چیز جدیدی را تجربه کردن می تواند افق دید شما را گسترده کند.

خیلی از ما هر روز سر همان میز در همان اداره می رویم و در همان شرکت کار می کنیم. راحت است. اما گاهی وقتی چیزهای آشنا را رها کنیم و چیزهای جدیدی ببینیم می توانیم خیلی یاد بگیریم و بیشتر فکر کنیم. شاید برایمان تصورهای تازه ای به جا گذارد.  پذیرفتن تغییرات میتواند در تمام مراحل زندگی به ما کمک کند.

۳. همیشه تصویر بزرگی از مسایل را خواهید دید.

وقتی زمانی نداریم که از کار دور بمانیم راحت تحت تاثیر فشارهای بدیهی هر روزه قرار می گیریم. یک کم دور ماندن از کار حتی اگر به اندازه فقط یک آخر هفته طولانی باشد می تواند از نظر روانی فاصله ای برای ما ایجاد کند که می توانیم راحت ببینیم مسائل واقعا چگونه هستند.

پرفسور جاش دیویس استادیار عصب شناس می گوید:” وقتی کمی فاصله می گیریم راحتتر می توانیم تصویر بزرگتری از موضوع را ببینیم بنابراین به جای اینکه فقط به آن چیزی که پیش رو داریم توجه کنیم روی آنچه می خواهیم تمرکز می کنیم و برای به دست آوردن آنچه که می خواهیم تمایل بیشتری به خطر کردن داریم. با اینکه خیلی خوب است که با رفتن به تعطیلات کاملا از کار دور شوید، پیشنهاد می کنم که گاهی ۱۵ دقیقه بنشینید و در مورد آن چیزهایی که واقعا در کارتان برایتان مهم هستند فکر کنید برای اینکه با ایجاد این فاصله از نظر روانی آمادگی خیلی بهتری برای دیدن آنها پیدا خواهید کرد.”

۴. به تعطیلات رفتن کلا وضعیت سلامتی شما را بهتر می کند.

انباشته شدن استرس خطر ابتلا به هر بیماری را در ما افزایش می دهد و بیماری و ضعف سلامتی بر روی توانایی ما در حفظ اهداف شغلی و شخصی مان تاثیر می گذارد.

جسی گیل یک پرستار عمومی می گوید:”تعطیلات می تواند میزان خشم را کم کند و میزان سوخت و ساز بدن را بالا ببرد. تعطیلات نه تنها تاثیر زیادی بر سلامت ما دارد بلکه قوه ابتکار را زیاد می کند، زمان را تازه و مثبت اندیشی را زیاد می کند و در کل بهره وری را افزایش می دهد.”

آن بیرون یک دنیای زیبا منتظر شما است تا آن را کشف کنید.

۵. ایجاد ارتباط اجتماعی به شما کمک می کند برای ایجاد احترام و تاثیرگذار بودن پایه ریزی کنید.

شارون شوایتزر داستانی از مدیر عامل یک شرکت مشاور تعریف می کند که برای یک مامویت چند ساله بزرگ به میانمار فرستاده می شود. طی سالهای ۱۶۹۲ تا ۲۰۱۱ ملت میانمار تحت نظام دیکتاتوری نظامی اداره می شدند. و شاید به این مدیرعامل توصیه شده بود که فرهنگ این کشور دستورالعملها را پیش روی مردم می گذارد. با این وجود او به سرعت فهمید که خلاف این مطلب درست است.

در طول زمان، این مدیرعامل در دولت و جوامع تجاری دایره مهم نامحدودی از ارتباطات بوجود آورد. در یک فرصت پس از ملاقات با یک صادر کننده شکر او را به تعدادی از افراد والا مقام در وزارتخانه کشور معرفی کرد.

این شبکه برای همه موجب موفقیت شد. این مدیرعامل مثالی است برای اینکه چطور می توانید ارتباطهای ارزشمندی را پایه گذاری کنید بدون اینکه به زرنگی و مرد رندی متوسل شوید، و بهتراست دیگر رشوه خواری و فساد را ذکر نکنیم.

همینطور مدیرعامل دیگری یک بار به شوایتزر گفته بود:” به احتمال زیاد لازم است در طول زمان در چندین سال قبل از اینکه چیزی امضاء شود، مهر شود یا به شما محول شود برای ایجاد روابط سرمایه گذاری کنید.”

۶. از پیش برنامه ریزی کردن تکمیل مناسب یک پروژه را تضمین می کند.

در مصاحبه شوایتزربا آقای یوکی اوچیای معاون کنسول ژاپن در هوستون او این مسله را که چرا عملا هیچ مخالفتی در هیئت رئیسه ژاپن وجود ندارد، اینگونه توضیح داد: از پیش برنامه ریزی کردن و ساختار آرای عمومی و یا مفهوم کلمه ژاپنی نماواشی. در اصل نماواشی عبارتی است که در باغداری و در مورد اهمیت هرس کردن و کاشت درختان در جهت جلوگیری از حالت شوک به کار می رود.

آقای اوچیای می گوید، وقتی این عبارت را در تجارت به کار ببریم نماواشی به معنی توضیح یک پروژه یا طرح  در یک سری جلسه با همکارانی است که در جلسه یا مذاکره نهایی شرکت خواهند داشت.

این کار فرصتی ایجاد می کند تا ریشه مشکل هر چالشی مشخص شود. و فقط بعد از آن می توان راجع به مشکلات بحث کرد، آنها را برطرف و حل کرد. و این کار راه را در خرید گروهی هموار می کند، همینطور در جلسه ها از اینکه افراد توی حرف هم بپرند، از اینکه یک نفر خیط شود و یا از مخالفتها جلوگیری می کند.

شوایتزر طی آخرین سفر به توکیو متوجه شد که تجار ژاپنی شبیه هم لباس می پوشند. کت و شلوارهای تیره، پیراهنهای سفید، کرواتهای روشن، کفشهای مشکی و کیفهای چرمی که روی شانه می اندازند. او می گوید آنها نمونه کلاسیکی از هماهنگی گروهی در ژاپن هستند.

۷. سفر کردن وسعت دید را بالاتر می برد.

جیسون ما، رئیس ارشد شرکت TreeEQ که به مدیران عامل و مدیران مشاوره موفقیت می دهند ،می گوید:” هر زمان از سفر بر می گردم احساس می کنم چیز جدیدی یاد گرفته ام و دانسته هایم و یا دیدم را در مورد اینکه دنیا واقعا چطور پیش می رود بالا برده ام. این دنیا برای فرصت دادن و یاد دادن عظیم است ، و برای دستیابی بزرگ نیست.”

او اینطور ادامه می دهد:” خانواده اولین اولویت من می باشد اما باید بگویم سفر، که در طی آن خودم با خودم تنها هستم، فضایی به من می دهد که تعمق کنم و کمی ذهنم را واضح کنم و تجدید قوا کنم. من متوجه شدم که این کار واقعا به روابط کمک می کند در صورتیکه ما آن را به عنوان فرصتی برای دلتنگ شدن برای هم ببینیم.”

نوشته آلی والانسکی

ترجمه: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

۷ عملی که آدمهایی با روحیه قوی به گونه ای متفاوت انجام می دهند

همه ما به طور ذاتی قوی نیستیم. برخی از ما احساس خشم یا نا امنی می کنیم که این مسئله به راحتی زرهی را که به تن داریم در هم می شکنند. پس چطور باید خودتان را قوی کنید تا بتوانید تا بیشترین حد ممن اعتماد به نفس کسب کنید؟ در اینجا هفت روشی که افراد قوی به آن عمل می کنند ذکر شده است!

۱- افراد قوی خودشان را کنترل می کنند.

دو نوع آدم در دنیا وجود دارد: آنهایی که به تقدیر اعتقاد دارند و آنهایی که اعتقاد دارند روی همه چی کنترل دارند. طبق گفته مجله Inc شما باید فرد نهایی باشید، نگرانی در مورد اتفاقهایی که برای شما می افتد را متوقف کنید و خودتان آنطور که می خواهید مسائل را برای خود بوجود آورید.

۲- افراد قوی انعطاف پذیر هستند.

زندگی همیشه آنطور که برنامه ریزی کرده ایم پیش نمی رود. پس بهتر است بتوانید زمانیکه لازم است تغییر موضع دهید. طبق گفته مجله فوربس (Forbes)، انعطاف پذیر بودن بدین معنی است که شما برای اتفاقهای غیر منتظره آماده هستید و زمانیکه چیزی ناگزیر تغییر می کند شما از هم نمی پاشید.

۳- افراد قوی از اشتباهاتشان درس می گیرند.

می توانید انتخاب کنید که یا به خاطر اشتباهاتتان از هم بپاشید یا از آنها ابزاری برای موفقیت بسازید. به شکستها مثل آموزش نگاه کنید و به اشتباههای خود اجازه ندهید تا معرف شخصیت شما باشند. طبق گفته مجله Inc به این لحظات مثل آموزشی نگاه کنید که باعث می شوند شما قوی شوید.

۴- افراد قوی اهداف مشخصی بوجود می آورند و سپس آنها را به دست می آورند.

گاهی ذهن شما به همه جا می رود و این به این خاطر است که شما مسیر مشخصی ندارید. دارید چه کار می کنید؟ چه زمانی می خواهید این کار را به نتیجه برسانید؟ در یک تحقیق در دانشگاه هاروارد به این نتیجه رسیدند دانشجویانی که هدف تعیین می کنند دو برابر بیشتر از آنهایی که هیچ هدفی ندارند تمایل به تحصیل دارند. پس هدف خود را بنویسید و سپس حاصل آن را برداشت کنید.

۵- افراد قوی به دنبال پذیرش از جانب خود هستند، نه دیگران.

اکثر ما دلمان می خواهد که مردم ما را دوست داشته باشند اما توانایی ما در دوست داشتنی بودن از درون ما نشات می گیرد. از قضا، تا زمانیکه شما نگران این باشید که آیا دیگران شما را دوست دارند یا نه اکثر مردم از شما خوششان نمی آید. طبق گفته مجله Inc، این دوست داشتنی بودن درونی قابل تحسین است و هر زمان که شما این نوع طرز فکر را بپذیرد روابط شما شادتر می شود.

۶- افراد قوی استرس خود را مهار می کنند.

آن چیزی را که به شما کمک می کند تا سطح استرس خود را کم کنید پیدا کنید. شاید نوشیدن چای باشد، شاید ورزش کردن و شاید فقط زمانی را تنها گوشه ای نشستن باشد. اما در تحقیقی در دانشگاه نیویورک دریافتند که استرس باعث می شود کنترل احساسات در آدمها سخت تر شود. دلتان می خواهد احتمال اینکه یکدفعه سر کار از گریه منفجر شوید را کم کنید؟ خودتان را از شر استرس خلاص کنید.

۷- افراد قوی چیزهای کوچک را نادیده می گیرند.

دلواپس مسائل کوچک بودن را متوقف کنید. طبق گفته مجله Inc توانایی ذهنی شما به یک اندازه محدودی است. پس خودتان را دچار فرسایش نکنید. با اینکه باید این مسئله را بپذیرید که شما روی زندگی خود کنترل دارید اما دچار وسواس در کنترل نشوید.

نوشته نیکل ویور

مترجم: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

زوجهای موفق چه وجه اشتراکهایی دارند

می خواهید زندگی مشترک شما زره آهنی به تن کند؟ به این مهارتهای جهانی در رابطه توجه کنید.

ازدواج کار سختی است، فرقی نمی کند که فقط برای دوماه با هم بوده اید یا ۲۰ سال. هیچ زوجی سنتها را به جا نمی آورند و پیمان ازدواجی را نمی بندند بدون اینکه امید واقعی به یک زندگی همیشه شاد داشته باشند، درست است؟ اما هر زوجی به طور حتمی مشکلاتی در پشت پرده دارد و اینکه آنها چطور با این موانع برخورد میکنند همان علائم آشکارکننده موفقیت رابطه آنها است. ما از وجود تعدادی روانپزشک برجسته در امر ازدواج بهره گرفتیم تا به ما کمک کنند میان زوجهایی که رابطه بادوام  و سالمی دارند وجوه مشترک را شناسایی کنیم.

آنها بحث می کنند

اختلاف نظرهای گاه و بی گاه و “جرو بحثهای بی غرض” لزوما نشانه های حاکی از جدایی در یک رابطه نمی باشند. کریستن کارپنتر دکترای روانشناسی و مدیر سلامت رفتاری زنان در مرکز پزشکی وکسنر ایالت اوهایو می گوید:” اطلاعات خوبی موجود هست که نشان می دهد مشاجره ها خوب هستند. تا جائیکه شما در برقراری تعادل در جر و بحثها کنش واکنش مثبتی دارید یعنی شما خوب هستید. این مسئله ممکن است بحثهای خوب، قرارهای شبانه، محبت یا حس قدردانی را نیز دربرگیرد. زوجها با هم متفاوت هستد اما بحث کردن قطعا خوب هست.”

در حقیقت جر و بحثها اگر سازنده باشند می توانند واقعا موثر باشند. صرفا با سرکوب احساسات شما دستورالعملی برای دلخوری و کینه ایجاد می کنید که می تواند یک زندگی مشترک را تخریب کند.

پس چگونه درست مشاجره کنید؟ دکتر کارپنتر می گوید:” زوجها باید بتوانند نیازهای یکدیگر را بشناسند و از آنها مطلع شوند. در آن لحظه ای که یک نفر اینگونه فکر می کند که او باید بداند من چه چیزی نیاز دارم، خودش را در موقعیت ناتوانی و نا امیدی قرار می دهد.” هیچ کسی نمی تواند ذهن را بخواند این را فراموش نکنید.

آنها گوش می دهند

روانشناس امور ازدواج کارین گلدستین می گوید که درست همانقدر که می خواهید خواسته ها و نیازهایتان را بیان کنید ضروری است که نیازها و خواسته های فرد دیگر را نیز بشنوید. او اینگونه توضیح می دهد :” یکی از بزرگترین مسائلی که سر راه حل مشکلات قرار می گیرد زمانی است که یک زوج نمی خواهند به همدیگر گوش دهند. آنها به حرف همدیگر گوش نمی دهند و نمی خواهند همدیگر را بفهمند.”

گلدستین می گوید اگر درگیر چنین شرایطی هستید تمرینهای زیر جهت دوباره شکل گیری ساختار روابط به شما کمک خواهند کرد. او می گوید:” شما به خاطر نتیجه ای که از تکرار بیان مسائل به خودتون برمی گردد گوش فرا می دهید. پس به شریک خود بگویید آن چیزی که از شنیدن حرفهای تو فهمیدم این است که وقتی من کار X، Y یا Z را انجام می دهم تو احساس می کنی مورد تهاجم قرار گرفته ای.”  با این روش در طول صحبت به جای اینکه بحث را با سرعت به سوءتفاهم برسانید شدت بحث را بررسی می کنید. اگر می خواهید شنیده شوید مجبورید به نیازهای شریکتان هم گوش دهید.”

بدون حس منفی احساسات را جذب می کنند

گلدستین اعتراف می کند اگر زن و شوهری هر دو دارای حس منفی باشند شک دارد که بتوانند این زمان سخت را پشت سر بگذارند. او ادامه می دهد:” زوجهای موفق از کلام مثبت استفاده می کنند، معمولا زوجهایی که واقعا با آنها درگیر می شوم زوجهایی هستند که کلامشان پر از انتقاد هست. این مسئله از تحقیر کردن ناشی می شود که در این حالت فرد دیگر احساس می کند ارزشی برایش قائل نشده است یا حرفهایش شنیده نمی شود.”

برای مقابله با این احساس منفی گلدستین تمرینی که برای این زوجها دارد این است که به طور مداوم باید روی مثبت صحبت کردن کار کنند. او می گوید:” از آنها می خواهم که صحبتشان را با بیان آن چیزهایی آغاز کنند که به صراحت در مورد طرف مقابل تحسین می کنند. همینطور آنها باید یاد بگیرند که به بیان احساسات همسرشان بدون گرفتن حالت دفاعی گوش دهند. احساسات لزوما مورد منطق واقع نمی شوند. گاهی آنها فقط نیاز دارند بی وقفه حرفهایشان را به زبان بیاورند.”

آنها با هم سازش می کنند

گلدستین می گوید در نهایت زوجهایی که رابطه آنها در طولانی مدت موفقیت آمیز است شدیدا انعطاف پذیر هستند. او ادامه می دهد:” من با زوجهایی سرو کار دارم که به دفتر من می آیند و تمایلی به سازش ندارند. گاهی به آنها می گویم اگر تمایلی به سازش ندارند نباید پیش من برگردند. بودن در رابطه ای بدون توانایی در تغییر و سازگاری با شریکتان غیر ممکن است.”

او می گوید به خاطر داشته باشید که هیچ فردی کاملا صحیح یا اشتباه نمی گوید. هیچ چیز سیاه و سفیدی وجود ندارد، همیشه یک حد وسط هست و زوجهایی که رابطه آنها ادامه می یابد برای یافتن این حد وسط یعنی جایی که هردو بتوانند بی دردسر با هم در صلح و صفا زندگی کنند زمان می گذارند.

آنها از زمانشان با هم لذت می برند (و از هم جدا می شوند)

کارپنتر می گوید رابطه کار می برد و مهمتر از آن چه بسا زمان می برد. او اینگونه توضیح می دهد که :”این یعنی با هم در تماس بودن و با هم زمان را حفظ کردن. این کار برای هر زوجی متفاوت به نظر می رسد. برای بعضی یعنی در طول روز به هم پیام دهند، برای بعضی دیگر یعنی یک تماس سریع تلفنی در زمان ناهار. ممکن است یکبار در سال یک هفته تمام را باهم گریزی از زندگی زدن باشد، دیدن یک فیلم در یک شب از هفته باشد، هر از گاهی یک قرار شبانه یا ۱۵ دقیقه در طول روز همدیگر را به آغوش کشیدن باشد.”

هیچ شکی نیست چند صد سوی زندگی شما را به سمت خود می کشد، از کار، خانواده و دوستان تشکر کنید. اما با مطمئن شدن از اینکه زمانی را که با همسرتان می گذرانید وارد سلسله مراتب شرایط زندگی نمی شود برای زمانی که با او هستید ارزش قائل شوید.

کارپنتر اضافه می کند شما باید آنچه را بیابید که برای شما جواب می دهد و می گوید:”اگر احساس دور شدن می کنید شاید زمان شما برای با هم بودن کافی نیست و باید به آن توجه کنید. یا شاید وقت کافی برای خودتان نمی گذارید. غیر ممکن است که در یک رابطه در بهترین حالت خود باشید در صورتیکه شما در کل در بهترین حالت خود قرار ندارید. گاهی عاقلانه است که یک قدم به عقب برگردید و به درون خود بنگرید.”

بنابراین در صورتیکه یک کم زیادی به هم نزدیک شده اید آنقدر که آرامش را از شما سلب کرده است: تنهایی به یک سفر آرامش بخش بروید، یا با دوستانتان قرار بگذارید و فشار را از روی خود بردارید. وقتی شما دوباره به بایدهای زندگی برمی گردید احتمالا زندگی مشترک شما در کل سلامت بیشتری پیدا خواهد کرد (و هر دو نفر شما خوشحال تر خواهید بود).

نوشته جین بریچ در سایت SELF

مترجم: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

۱۳ جمله ای که نباید به افرادی که دچار سردرد میگرنی شده اند بگویید

در اینجا فهرستی از نا امید کننده ترین اظهار نظرهایی وجود دارد که افراد در مورد میگرن می دهند و با نگفتن آنها می توانید این افراد را از تشدید سردردشان نجات دهید!

بیان هر کدام از این اظهار نظرها فقط می تواند به ادامه پیدا کردن میگرن آنها کمک کند.

آن تعدادی از ما که دچار سردرد میگرنی می شویم می دانیم که یک حمله میگرنی آزار دهنده بی همتا می تواند این مسایل را با خود به همراه داشته باشد: درد شکنجه کننده، گاهی همراه حساسیت به نور و صدا و حتی حالت تهوع و استفراغ. و وقتی دوستانمان که برای ما مهم هستند و افرادی که دوستشان داریم پیشنهاد کمک می دهند یا توصیه ای می کنند اغلب واضح است که آنها متوجه مشکل نیستند.

و اگر شما دچار حمله میگرنی نمی شوید این امکان وجود دارد یک نفر را بشناسید که میگرن دارد و در تقلای یافتن کلمه مناسبی است که برایش آرامبخش باشد.

دکتر داون باس عصب شناس بالینی و مدیر طب رفتاری مرکز سردرد مونته فیوره در نیویورک می گوید:” مردم سعی می کنند حرفهای کمک کننده بزنند که فقط باعث می شود افراد مبتلا به میگرن را دیوانه کنند. معمولا آدمها این حرفها را برای این می زنند چون قصد کمک دارند اما اغلب بی ملاحظه و ناخوشایند به نظر می رسد یا به نظر می رسد که آنها متوجه مشکل نیستند.”

برای اینکه بتوانیم هر فردی را که مبتلا به میگرن می باشد از تشدید سردرد نجات دهیم در گروههای توئیتر و فیس بوک خود و همچنین از دکتر باس و جیسون رزنبرگ مدیر مرکز سردرد جانز هاپکینز در مریلند (که خود مبتلا به میگرن می باشد) در مورد ناچیزترین حرفهایی که در عکس العمل به میگرن آنها گفته شده است، پرسیدیم.

“من هم سردرد گرفتم.”

تقریبا هر فردی دچار سردرد می شود. و با اینکه میگرن نوعی از سردرد می باشد درد آن کاملا وحشتناکتر از یک درد معمولی است. میگرن یک بیماری عصبی است و حمله های میگرنی می توانند بین ۴ تا ۷۲ ساعت طول بکشند با دردی شدیدی که گاهی می تواند با علائم آزاردهنده دیگری از جمله حالت تهوع، بالا آوردن و حساسیست به نور و صدا همراه باشد. باوس می گوید:” این نوع سردرد طولانی  واقعا فرد را ناتوان می کند، در نتیجه با یک سردرد معمولی متفاوت است.”

در حقیقت از آنجائیکه ۸۰ درصد از مردم امریکا گهگاه از سردردهای ناشی از تنش رنج می برند، فقط ۱۲ درصد از آنها دچار سردرد میگرنی می شوند (و ۲ درصد از این افراد مبتلا به میگرن مزمن هستند یعنی حمله میگرنی که بیش از ۱۵ روز در ماه رخ می دهد). روزنبرگ می گوید:” اینکه بگویید شما هم سردرد گرفتید در مقابل این هیچ است.”

” یک دوری بزن، حالت بهتر می شود.” (یا ” کاری انجام بده که ذهنت را مشغول کند.”

روزنبرگ می گوید:” ماهیت گمراه کننده میگرن این است که در حالیکه پرت کردن حواس می تواند به آرام شدن دیگر انواع سردرد کمک کند (مثل اینکه در مورد پایی که به جایی کوبیده شده است و تا آخر روز که دیگر مشغول نیستید متوجه تیر کشیدن آن نمی شوید)، برای سردرد میگرنی جواب نمی دهد”. او ادامه می دهد:” فعالیت فیزیکی میگرن را بدتر هم میکند.”

طبق گفته باوس، در حالیکه شواهدی وجود دارد که فعالیت بدنی می تواند از میگرن پیشگیری کند، اغلب افراد ترجیح می دهند در گیر و دار حمله میگرنی به خصوص به خاطر علائم همراه آن مثل حالت تهوع و حساسیت به نور در اتاقی تاریک استراحت کنند. و بیش از این مسئله اکثر افراد پس از تجربه این شرایط به سختی نابود می شوند و احساس می کنند نمی توانند برای ساعتها یا روزها به حالت عادی برگردند.

باوس می گوید:” فردی که میگرن را تجربه نکرده است نمی تواند شدت درد و علائم همراه آن را درک کند. خیلی سخت است که روی هر مسئله دیگری تمرکز کنند.” چه چیزهایی به فردی که دچار میگرن شده است کمک می کند؟ تصورهای آرامش بخش یا موسیقی تسکین دهنده. او توصیه می کند به دوست و یا فرد مورد علاقه تان بگویید که اگر احساس می کند می خواهد کار خوشایندی برای شما انجام دهد و یا حواس شما را پرت کند آماده نه شنیدن باشد.

 

” باید متوقف کنی……”

باید خوردن شکلات را متوقف کنی. خوردن اکلل را متوقف کنی. خوردن مواد پر گلوتن را متوقف کنی. می توانید نقطه چین های بالا را با هر کدام از این توصیه هایی که از روی خوش نیتی است، پر کنید. روزنبرگ می گوید:” هر فردی خودش در خصوص دلایل شروع میگرن نظری دارد اما شروع میگرن بیش از هر چیزی واقعا از روی بدشانسی است! دلایل شروع میگرن مجموعه ای از عوامل ژنتیکی و عوامل دیگری است که اکثرا غیر قابل کنترل می باشند.”

باوس می گوید، در حالیکه برای خیلی از افراد مبتلا به میگرن پی گیری مواردی که باعث شروع میگرن در آنها می شود سودمند می باشد اما باید به خاطر داشته باشیم که میگرن یک بیماری بیولوژیکی است. و این احتمال هست فردی که از حمله های میگرنی رنج می برد مواردی که احتمالا موجب آغاز میگرنش می شود را تا حالا شناخته باشد. باوس می گوید:” اما مردم نباید به شما بگویند که تا حالا شرایط جسم و مغز خود را باید شناخته باشی.”

” بیمار به نظر نمی رسی”

طبق گفته باوس، میگرن یک بیماری مخفی است که میتواند در مورد زمانیکه فرد درگیر حمله است یا خیر شما را سردرگم کند. او می گوید:” شما می توانید از آن فرد تعریف کنید و بگویید امروز خوب به نظر می رسی، اما واقعی بودن بیماری او را انکار نکنید.” بهتر است از آن فرد بپرسید که چه حالی دارد تا اینکه حالش را از روی شرایط ظاهری اش حدس بزنید.”

“دلیلش توی سرت است”

درست است، دلیل حمله های میگرنی واقعا در سر افراد است اما آنها دارای قوه تخیل توهم زا نیستند. باوس می گوید:” این یک بیماری بیولوژیکی است که با مغز و ساختار مغز و فرارسانهای عصبی، سر و کار دارد و کاملا پیچیده است. وقتی مردم این چیزها را می گویند فقط اصل قضیه را کوچک و پیش پا افتاده تلقی می کنند. این حرفها باعث می شود افراد مبتلا به میگرن احساس کنند کسی برای آنها ارزشی قائل نیست وحرفشان شنیده نمی شود و به آنها بی احترامی می شود.

در واقع، سازمان سلامت جهانی سردرد میگرن شدید را در گروه ناتوانی های شدید مثل فلج و سرطانی که در مرحله علاج ناپذیر است طبقه بندی کرده است. رزنبرگ می گوید:”میگرن بیش از یک درد است. خیلی بیش از آن چیزی است که مردم در مورد آن فکر می کنند که اوه فقط یک سردرد است.”

“کمی آب بنوش”

درحالیکه کمبود آب می تواند موجب شروع میگرن شود وقتی که سردرد شروع می شود دیگر کمکی نمی کند. روزنبرگ می گوید:” نوشیدن آب شما را از شر سردردی که هم اکنون دچارش هستید خلاص نمی کند.” او اضافه می کند بدتر از آن، این است که شاید نسبت به نوشیدن احساس تهوع شدید پیدا کنید.

 

باوس اینگونه توضیح می دهد در حالیکه چیزهایی مثل نوشیدن آب به مقدار کافی، خواب خوب کافی داشتن، خوردن غذاهای سالم و ورزش کردن همه مواردی هستند که برای قبل از حمله میگرنی مفید هستند اما باز هم میگرن یک وضعیت بیولوژیک می باشد. او می گوید:”این کارها ممکن است شدت حمله را کاهش دهند اما ابتلا به میگرن را از بین نمی برند.”

“دوست من، خاله، عمه، دوست همکارم، آرایشگر مامانم این کار را….. امتحان کرده و برایش کارساز بوده است. تو هم باید امتحانش کنی!”

رزنبرگ می گوید:”اینکه مردم تجربه ای در خصوص سردرد داشته باشند آنها را مجاب می کند که احساس کنند می توانند با دانشی که دارند می خواهند به شما کمک کنند. شما نمی شنوید که مردم همچین کاری را در مورد بیماریهای مزمن دیگر انجام دهند.”

درحالیکه در میان گذاشتن آگاهی ها و اطلاعات می تواند مفید باشد احتمالا زمانیکه فرد دچار درد می باشد کمکی نمی کند. او اضافه می کند:” زمانیکه افراد آشکارا درد می کشند احتمالا موارد زیادی را امتحان کرده اند”. و اینکه مثل یک کافرما به آنها بگویید چه کار کنند اغلب بیشتر از اینکه سودمند باشد آزار دهنده است.

“حداقل این سردرد تو را نمی کشه”

با این وجود روزنبرگ اشاره می کند درمطب خود شاهد است که بدترین نوع میگرن باعث می شود افراد شغلشان را از دست بدهند، ترک تحصیل کنند، درآمد خود را و یا حتی شریک زندگی خود را از دست بدهند. او می گوید:” من شاهد طلاقهایی بوده ام که دلیل آن میگرن بوده است. این بیماری کل خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد.”

باوس چیزی بیش از این میگوید که درست است خود میگرن کشنده نیست اما با عوارض جانبی جدی مرتبط است. او خاطرنشان می کند:”در شرایط نادری میتواند با سکته مرتبط شود و مواردی وجود داشته است که افراد آنقدر ناامید شده اند که تمایل به خودکشی پیدا کرده اند. بنابراین این بیماری می تواند با شرایط خطرناکی مرتبط شود.”

“هنوز دچار میگرن می شی؟”

همچنین جمله ای مثل:” بهتر میشه، فقط صبور باش.”

باوس می گوید:” میگرن یک بیماری مزمن است که ممکن است برای دهها سال یا در تمام طول زندگی یک نفر ادامه داشته باشد.” امکان دارد دفعات ابتلا و شدت آن در طول زمان کم و زیاد شود، حالا اینکه دلیل آن به خاطر تغییرات هورمونی (مثل زمان بارداری یا استفاده از قرصهای ضد بارداری) ، اتفاقهای پراضطراب زندگی و دیگر شرایط پزشکی هست و با توجه به اینکه بیماری میگرن در طول عمر یک نفر تمایلی به بهتر شدن ندارد، به هر حال برای هر فردی می تواند متفاوت باشد.

او ادامه می دهد:” به علاوه، اینکه به یک دختر نوجوان بگویید که بعد از یائسگی بهتر خواهد شد باعث نمی شود حال بهتری پیدا کند.”

“آرزوم این هست که بتونم مثل تو همیشه تو خونه بمونم.”

باوس می گوید:”این جمله واقعا باعث می شود که فرد احساس کند مورد درک واقع نشده است. زندگی کردن با یک بیماری مزمن یا بیماری نامرئی یا دردآلود مثل میگرن واقعا سخت است و در کل اسباب تفریح یا استراحت و یا شرایط خوشایندی برای زندگی کردن نیست. پس وقتی یک نفر همچین جمله ای می گوید فقط باعث می شود که فرد دچار میگرن احساس کند حرفش شنیده نمی شود، مورد قبول و قابل درک نیست. افرادی که مبتلا به میگرن هستند و روزهای زندگی را از دست می دهند از ته دل آرزو می کنند که می توانستند بروند بیرون و زندگی کنند، وقتشان را با افراد مورد علاقه شان بگذرانند و کار کنند. من این مسله را همیشه در آزمایشهایم از این افراد می شنوم.”

 

“تو فقط نمی تونی شرایط استرس زا را مدیریت کنی.”

طبق گفته روزنبرگ این یک جمله کهنه خار کننده و بی ارزش کننده برای شخصیت یک فرد مبتلا به میگرن است که تقریبا زنان متجدد و مردانی که در درجات بالایی از موفقیت هستند را آزرده است. او می گوید:” هنوز این عقیده وجود دارد که این نشانه ضعف فرد یا ضعف در خواسته فرد است. بله استرس می تواند موجب خیلی چیزها باشد اما ابتلا به میگرن هیچ ربطی به توانایی مدیریت استرس ندارد.”

به عبارت دیگر، استرس (همچنین کسالت بعد از وجود استرس) شاید موجب شروع حمله میگرن شود اما به این معنی نیست که یک فرد مبتلا به میگرن در مدیریت شرایط استرس زا در مقایسه با فردی که چنین بیماری ندارد بهتر یا بدتر عمل می کند. و استرس عامل شروع حمله می باشد نه دلیل وجود خود بیماری.

“این مربوط به مسائل زنانه نیست؟”

البته درست است که میگرن در خانمها سه برابر بیشتر از آقایون شایع است و ۶ درصد از مردان دچار این بیماری هستند.

“شاید به خاطر مشکل سینوس هست”

احتمال ندارد. روزنبرگ می گوید:” البته برای همه قواعد استثناهایی است اما به عنوان یک قاعده سینوس باعث سردردی که تمامی ندارد نمی شود”. هر چند عفونت سینوس میتواند موجب فشار و درد در سر شود، اما به طور معمول علائم دیگری مثل گرفتگی یا آبریزش بینی به همراه دارد.

در حقیقت سایت WebMD گزارش می کند چهار نفر از پنج نفری که فکر می کنند سردرد آنها به خاطر سینوس هست در واقع مبتلا به سردرد میگرنی هستند. دکتر استفان سیلبرستاین پروفسور عصب شناس دانشگاه توماس جفرسون به نشریه گفته است:” اگر با سردرد عاجز کننده ای که میگیره و رها میشه پا به مطب دکتر می گذارید در۹۵ درصد مواقع این سردرد میگرن است. افرادی که دچار عفونت سینوسی هستند اول از همه از سردرد شکایتی ندارند. آنها می گویند که بیمار هستند و سردرد دارند.”

نوشته لارا شوکر از سایت هر روز سلامتی

مترجم: ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق