بایگانی دسته بندی ها: سطح مبتدی A1,A2

آموزش در چهار گام: داستان شماره ۳ سطح مبتدی A1

بخش ۱: داستان

Sky, sky, sky.

Angela and Tom fly.

Angela and Tom fly in a jet.

Angela and Tom travel to Texas.

Angela and Tom hold a map.

Angela and Tom try to  spot Texas on the map.

Angela and Tom sing:

“Texas, Texas, Texas! No stops to Texas!”

بخش ۲: یادگیری لغات

برای دیدن معانی کلمه ها به همراه مثال و شنیدن تلفظ آنها روی کلمات در طول متن کلیک نمایید

Sky آسمان

Fly  پرواز کردن، با هواپیما سفر کردن، پریدن

Travel سفرکردن، مسافرت کردن،در حرکت بودن، راهی شدن

Hold با دست گرفتن، با دست نگهداشتن

Spot معلوم کردن، مسافت یابی کردن

Sing آواز خواندن، سرود خواندن

بخش ۳:ترجمه داستان

آسمان، آسمان، آسمان

آنجلا و تام پرواز می کنند

آنجلا و تام با یک جت پرواز می کنند

آنجلا و تام به تگزاس سفر می کنند

آنجلا و تام یک نقشه در دست دارند

آنجلا و تام سعی می کنند تگزاس را روی نقشه پیدا کنند

آنجلا و تام آواز می خوانند:

“تگزاس، تگزاس، تگزاس! بدون توقف به سمت تگزاس”

بخش ۴: نکات گرامری Grammar Point

مصدرها

ظاهر این لغات شکل فعل هست اما نقش اسم را بازی می کنند

مثال :

I like pizza    ( کلمه pizza اسم است)

I like to eat  (عبارت to eat مصدر است)

 I like to eat Pizza ( کلمه pizza مفعول و موضوع مصدر است) من پیتزا خوردن را دوست دارم. (من دوست دارم پیتزا بخورم) در این جمله to eat فعلی است که نقش اسم را بازی می کند .

ترجمه آنلاین نویسنده، فرنگیس رحیق

آموزش در چهار گام، داستان شماره ۲ سطح مبتدی A2

بخش۱ : داستان

April’s Month

There was a nice little girl. She was ۱۰ years old. Her name was April. 
One day, April asked her parents why she was called April. Her mother answered that she was called April because she was born in April. The little girl was very happy to hear that. She liked her name.

April really liked the month April, too. This was because she had her birthday in that month. Her parents made her a party. All her friends came and celebrated with her, and she received a lot of presents. 

One day, her mother became pregnant and soon April had a little brother.  Her brother was born in February. Everyone came to visit the family. Everyone suggested names for the new baby.
April did not understand what the problem was. This looked very simple to her. She said that if the baby was born in February, the correct name was February! 

THE END

بخش ۲: لغات

Answer جواب دادن،پاسخ دادن

Bornبه دنیا آمدن، متولد

Celebrateجشن گرفتن، شادی کردن

Receive دریافت کردن

Presentهدیه

Visit دیدار کردن، به ملاقات رفتن

Suggestپیشنهاد کردن

Understandفهمیدن، درک کردن

Problem مشکل، مسئله

Correct صحیح، درست

بخش ۳: ترجمه داستان

ماه آپریل

یک دختر کوچک دوست داشتنی بود. او ده ساله بود. نامش آپریل بود.

یک روز آپریل از مادر و پدرش پرسید که چرا او را آپریل صدا می کنند . مادرش جواب داد چون در ماه آپریل به دنیا آمده است نام او را آپریل گذاشته اند. دختر کوچک از شنیدن این مسئله خیلی خوشحال بود. او اسمش را دوست داشت.

آپریل واقعا ماه آپریل را هم دوست داشت. به خاط اینکه تولدش در این ماه بود. مادر و پدرش برای او مهمانی می گرفتند. همه دوستانش می آمدند و با او جشن می گرفتند و کلی هدیه می گرفت.

روزی مادرش باردار شد و آپریل خیلی زود صاحب یک برادر شد. برادرش در ماه فوریه به دنیا آمد. همه برای دیدن خانواده آنها آمدند. هر کسی اسمی برای بچه جدید پیشنهاد می کرد.

آپریل نمی فهمید مشکل چی هست. این مسئله برای او خیلی ساده به نظر می رسید. او گفت اگر بچه در ماه فوریه به دنیا آمده است اسم مناسب او فوریه است.

بخش ۴: نکات گرامری

There is, There are

برای گفتن اینکه چیزی وجود دارد یا وجود ندارد استفاده می شود. گاهی به صورت مفرد و گاهی به صورت جمع به کار برده می شود

مثال: There is a book on the desk  یک کتاب روز میز تحریز هست (وجود دارد)

There are books on the desk        چند کتاب روی میز تحریر هست (وجود دارد)

برای اسامی غیر قابل شمارش به صورت مفرد به کار می رود

مثال: There is some milk on the fridge  مقداری شیر در یخچال هست (وجود دارد)

 

وقتی به صورت منفی و مفرد استفاده شود:

There is not a pen on the table مدادی روی میز نیست (وجود ندارد)

 

وقتی به صورت منفی و جمع استفاده شود با any به کار می رود به معنای هیچی:

There are not any pens on the table هیچ مدادی روی میز نیست (وجود ندارد)

 

وقتی به صورت منفی و با اسامی غیر قابل شمارش استفاده شود با any به کار می رود به معنای هیچی:

There is not any juice in the fridge آب میوه ای در یخچال نیست (وجود ندارد)

 

وقتی بخواهیم به صورت سوالی به کار ببریم فعل to be اول جمله قرار می گیرد و جایگزین there  می شود و مجددا برای حالت جمع و با اسامی غیر قابل شمارش از any استفاده می شود.

مثال: ?Is there a book on the desk آیا کتابی روی میز تحریر هست (وجود دارد)؟

?Are there any books on the desk آیا هیچ کتابی روی میز تحریر هست (وجود دارد)؟

منفی کردن افعال با فعل do:

فعل do هم یک فعل اصلی و هم یک فعل کمکی است. این فعل در منفی کردن افعال اصلی و افعال وجهی در زمان حال و گذشته با Not استفاده می شود

مثال: زمان حال

 I don’t work on the weekend من آخر هفته کار نمی کنم

He doesn’t like to go to the store او دوست ندارد به مغازه برود

مثال: زمان گذشته

I didn’t work last night من شب گذشته کار نکردم

She didn’t go shopping yesterday او دیروز به خرید نرفت

وقتی فعل do فعل اصلی جمله باشد باز هم با فعل کمکی do منفی می شود

مثال: I didn’t do my homework last night من شب گذشته تکالیفم را انجام ندادم

 

 

آموزش در چهار گام: داستان شماره ۲ سطح مبتدی A1

بخش ۱، داستان:

Angela and Tom sit. 

Tom brings a big bag.

Angela brings a small bag.

Tom brings a black hat.

Angela brings a pink hat.

Tom brings an old map.

Angela brings a big map.

Tom brings a net.

Angela brings a big net.

Angela and Tom bring many things.

Tom brings a jug.

Angela brings mugs.

Tom and Angela drink.

 

بخش ۲: یادگیری لغات:

Sit نشستن

Bring آوردن

Bag کیف، ساک

Hat کلاه

Mapنقشه

Net تور ماهیگیری

Jug کوزه

Mug لیوان دسته دار

Drink نوشیدن، آشامیدن

بخش ۳: ترجمه داستان:

آنجلا و تام می نشینند

تام یک کیف بزرگ می آورد

آنجلا یک کیف کوچک می آورد

تام یک کلاه مشکی می آورد

آنجلا یک کلاه صورتی می آورد

تام یک نقشه قدیمی می آورد

آنجلا یک نقشه بزرگ می آورد

تام یک تور ماهیگیری می آورد

آنجلا یک تور ماهیگیری بزرگ می آورد

آنجلا و تام چیزهای زیادی می آورند

تام یک کوزه می آورد

آنجلا لیوانهای دسته دار می آورد

آنجلا و تام می نوشند

بخش ۴: نکات گرامی:

حرف تعریف: a, an

حروف تعریف a, an قبل از اسامی مفرد و زمانیکه برای اولین بار به یک فرد، حیوان یا شیء اشاره می کنیم به کار می روند.

مثال:  Tom brings a jug

حرف تعریف a   زمانی به کار می رود که حرف اول کلمه بعد آن حرف بی صدا باشد (b, c, d, f, g, h, j, k etc)

مثال :  a book یک کتاب

a table یک میز

حرف تعریف an  زمانی به کار می رود که حرف اول کلمه بعد آن حرف صدادار باشد  (a, e, i, o, u)

مثال: an apple یک سیب

an umbrella   یک چتر

نکته: در مواردی که حرف u اول یک کلمه مثل you خوانده می شود مثل university حرف تعریف قبل از آن مثل حروف بی صدا a   می باشد:  a university  یک دانشگاه

صفات:

صفتها کلماتی هستند که برای توصیف چیزی می آیند و قبل از اسامی قرار می گیرند مثل:

Big بزرگ a big bag  یک کیف بزرگ

Small کوچک a small bag  یک کیف کوچک

Black مشکی a black hat  یک کلاه مشکی

Pink صورتی a pink hat  یک کلاه صورتی

و حرف تعریف با توجه به حرف اول صفت تعیین می شود مثل:

a map یک نقشه   an old map  یک نقشه قدیمی

آموزش در چهار گام، داستان شماره ۱ سطح مبتدی A2

بخش ۱: داستان:

Daniel Loves the Beach

Every Saturday Daniel and his family go to the beach. They live far from the beach, but once a week the family gets into the car and Daniel’s father drives for hours until they arrive

Daniel’s parents love the beach. Daniel and his sister and brother love the beach. The family’s dog loves the beach very much.

But it is a problem to go to the beach every week. Daniel’s father gets tired from driving so many hours. The rest of the family gets tired from sitting in the car for so many hours. Daniel’s mother says: “It’s fun in the beach, but it takes too much time to get there and back!”

Daniel and his sister and brother are very sad. They want to go to the beach, but it is a problem. They try to go the swimming pool, but it is not the same thing.

One day Daniel’s parents come to talk with the kids. They say: “We have a problem to go to the beach every week, but we love the beach, and you love the beach, and the dog loves the beach. So we have a solution. We need to live near the beach!”

Daniel and his sister and brother are very happy! Now they live near the beach. They go to the beach every day! 

THE END

بخش ۲: یادگیری لغات 

Beach ساحل ، کنار دریا

Drive راندن، رانندگی کردن، با وسیله نقلیه بردن

Arrive رسیدن

Parent پدر و مادر، والدین 

Tire  خسته کردن یا شدن، از پار درآمدن

Sit نشستن

Funخوشی، شادکامی ، مایه خوشی، خوشی آور، خوشایند 

Swim شنا کردن

Pool استخر

Solution راه حل

 

بخش ۳: ترجمه داستان

دانیل عاشق ساحل دریا است

دانیل و خانواده اش هر یکشنبه کنار دریا می روند. آنها دور از ساحل زندگی می کنند، اما این خانواده هفته ای یک بار سوار ماشین می شوند و برای رسیدن به آنجا پدر دانیل ساعتها رانندگی می کند.

پدر و مادر دانیل عاشق کنار دریا هستند. دانیل و خواهر و برادرش عاشق کنار دریا هستند. سگ این خانواده هم عاشق کنار دریا است.

اما هر هفته کنار دریا رفتن یک دردسر است. پدر دانیل از ساعتها رانندگی کردن خسته می شود. بقیه افراد خانواده هم از نشستن تو ماشین به مدت طولانی خسته می شوند. مادر دانیل می گوید:” کنار دریا خوش می گذرد اما رفت و برگشت به آنجا زمان زیادی می گیرد.

دانیل و خواهر و برادرش خیلی ناراحت هستند. آنها دلشون می خواهد کنار دریا بروند اما مایه دردسر است. آنها سعی می کنند هر هفته به استخر بروند اما مثل کنار دریا نمی شود.

یک روز پدر و مادر دانیل می ایند و با بچه ها صحبت می کنند. آنها می گویند:” برای اینکه هر هفته کنار دریا برویم مشکل داریم، اما ما عاشق کنار دریا هستیم، شما عاشق کنار دریا هستید، و سگ ما هم عاشق کنار دریا است. پس ما یک راه حل داریم. ما باید کنار دریا زندگی کنیم.”

دانیل و خواهر و برادرش خیلی خوشحال هستند! حالا آنها کنار دریا زندگی می کنند. آنها هر روز به کنار دریا می روند.

 

بخش ۴: نکات گرامری

مصدرها Infinitives  

ظاهر این لغات شکل فعل هست اما نقش اسم را بازی می کنند

مثال : I like to eat Pizza  من پیتزا خوردن را دوست دارم. (من دوست دارم پیتزا بخورم) در این جمله to eat فعلی است که نقش اسم را بازی می کند .

مثال: They try to go the swimming pool  در اینجا to go فعل مصدر می باشد.

این گونه افعال با فعل گذشته و فعل استمراری به کار نمی روند یعنی به صورت زیر نمی توان از آنها استفاده کرد:

To went, to going اشتباه است.

 

اسم فعل Grunds, ing form

این لغات هم مثل مصدرها ظاهری شبیه فعل دارند اما نقش اسم را بازی می کنند.

مثال: playing volleyball at the beach is fun در اینجا playing نقش اسم را بازی می کند که موضوع این جمله است.

والیبال بازی کردن در ساحل خوشحال کننده است.

مثال: Daniel’s father gets tired from driving so many hours

پدر دانیل از ساعتها رانندگی کردن خسته می شود.

در اینجا driving رانندگی کردن، نقش اسم را بازی می کند.

 

چه زمانی از مصدر و چه زمانی از ing استفاده کنیم؟

ing  وقتی استفاده می شود که آن لغت موضوع جمله باشد. اما مصدرها بعد از افعال خاصی به کار می روند مثل:

– forget, help, learn, teach, train
– choose, expect, hope, need, offer, want, would like
– agree, encourage, pretend, promise
– allow, can/can’t afford, decide, manage, mean, refuse

بعضی افعال هم هستند که در مورد آنها چه از مصدر استفاده کنید چه ing  معنای آنها فرقی نمی کند. مثل:

begin, continue, hate, intend, like, love, prefer, propose, start

آموزش در چهار گام: داستان شماره ۱ سطح مبتدی A1

بخش ۱، داستان:

Angela lives in Brazil.

Angela loves Brazil. 

Tom lives in Canada.

Tom loves Canada.

Angela and Tom met.

Angela and Tom want to play.

Angela and Tom want to jump.

Angela and Tom want to yell

Angela and Tom play, jump and yell.

بخش ۲: یادگیری لغات:

Live  زندگی کردن، زنده بودن، عمر کردن

Love دوست داشتن، عاشق بودن

Meet ملاقات کردن، دیدار کردن، به هم برخوردن ، آشنا شدن

بخش گذشته فعل: met ملاقات کردند، به هم برخوردند

Want خواستن، دوست داشتن

Play بازی کردن

Jump پریدن

Yell فریاد کشیدن، داد زدن

 

بخش ۳: ترجمه داستان:

آنجلا در برزیل زندگی می کند.

آنجلا عاشق برزیل است.

تام در کانادا زندگی می کند.

تام عاشق کانادا است.

آنجلا و تام با هم آشنا شدند.

آنجلا و تام دوست دارند بازی کنند.

آنجلا و تام دوست دارند بپرند.

آنجلا و تام دوست دارند فریاد بزنند.

آنجلا و تام بازی می کنند، می پرند و فریاد می زنند.

 

بخش ۴: نکات گرامی:

  • صرف زمان حال، فعل سوم شخص مفرد:

در صرف زمان حال فعل سوم شخص مفرد پس از ضمیر she/he یا اسم فرد، یک s به آخر افعال اضافه می شود

مثال :  I live من زندگی می کنم

You live تو زندگی می کنی

She/he (Angela, Tom) lives   او (آنجلا، تام) زندگی می کند

  • صرف زمان گذشته افعال:

افعال وقتی به زمان گذشته تبدیل می شوند به دو بخش تقسیم می شوند:

افعال با قاعده: افعالی هستند که با افزودن d  یا ed به انتهای آنها تبدیل به گذشته می شوند

مثال: live گذشته آن می شود lived

love گذشته آن می شود loved  

want گذشته آن می شود wanted

play گذشته آن می شود played

افعال بی قاعده: افعالی هستند که وقتی به گذشته تبدیل می شوند شکل فعل تغییر می کند و بخش گذشته اینگونه افعال را باید حفظ کرد

مثال: meet گذشته آن می شود  met